۸ پاسخ

خب. دکترت نگفت کی زایمان می‌کنی عزیزم؟؟

باشه ممنون

متاسفانه بچم بریچ هست و ممکنه لحظه آخر بچرخه اما من نمیتونم برای زایمان طبیعی آماده بشم چون ممکنه دردم بگیره و بچه بریچه

از چند هفته اینکارارو انجام دادین

عزیزم تحت نظر کدوم دکتر هستی؟

كدوم دكتر رفتي ؟

من یک شب درمیون شیاف مغربی میزارم بنظرت تاثیر داره؟

من الان دو روزه وقتی خودم و با دستمال خشک میکنم ترشحات ژله ای سفید دارم اندازه دو بند انگشت ولی درد خاصی ندارم
بنظرت رحمم داره باز میشه؟

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱۳ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...
مامان تپلی🍼🪺 مامان تپلی🍼🪺 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۱

از تجربه زایمانم بخوام بگم من ۳۹ هفته و ۱ روز بودم هیچ دردی سراغم نمیومد با وجود کلی پياده روی و ورزش و رابطه و... دیگه ماما خصوصی از قبل گرفته بودم گفت بیا درد رو بهت القا کنیم من شنبه عصر رفتم یه معاینه تحریکی شدید کرد ۲ سانت بودم گفت دوساعت یک بنده پشت سر هم میری ورزش می‌کنی خلاصه من دوساعت ورزش کردم بعدش باز یه معاینه تحریکی عمیق این دفعه دو و نیم سانت شده بودم و اولین شیاف گل مغربی رو خیلی عمیق برام گذاشت جوری که قشنگ رو رحمم بود من همون موقعه یکم درد خفیف داشتم فکر نمی‌کردم درد زایمان باشه گفتم شاید بخاطر معاینه تحریکی و خستگی ناشی از ورزشه یه شام سبک خوردم باز به خودم گفتم همه زایمان کردن بجز من🤣 کاش گل مغربی رو زودتر مصرف می‌کردم خلاصه دوش آبگرم گرفتم رفتم تو رختخواب یه گل مغربی دیگه گذاشتم این دفعه نتونستم مثل ماما عمیق بذارم همون اول واژنم بود فقط یکم هل دادم داخل با درد زیاد خوابیدم ساعت سه و ربع دیگه درد شدید داشتم نميتونستم بخوابم حس دفع داشتم هی میرفتم دستشویی نماز صبح رو خوندم گفتم بذار یکم بخوابم هر کاری کردم نشد هی دردا شدید تر و پشت سر هم
مامان شازده موچولو👑 مامان شازده موچولو👑 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان
مامان 𝙰𝚛𝚢𝚊🧸💙 مامان 𝙰𝚛𝚢𝚊🧸💙 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت پنج✅
دیگه فک کنم سومین یا چهارمین سرم فشارم بهم وصل کردن و من به زوووور با درد خیلی شدید فقط به خاطر اینکه زودتر زایمان کنم راحت بشم با ماما همراهم ورزش میکردم و معاینه تحریکی میشدم که افتضااااح درد داشت ماما میومد معاینه کنه من دااااد میزدم ترو خدا معاینه نه😂ساعت شش اومد معاینه کرد گفت طول سرویکسم کلا رفته و من 6سانتم دوباره گفت شل کن معاینه تحریکی کنم زودتر باز بشی بچه از دیشب ساعت دو مونده تو خشکی خطرناکه دستگاه هم بهم وصل بود مدام حرکات و ضربان قلب بچه رو چک میکردن تا ساعت 8 شب من 8سانت شدم و انقد داد زده بودم و زایمانم طول کشیده بود دهانه رحمم ورم کرده بود اینم بگم من کلی ورزش و پیاده روی و پله نوردی و رابطه بدون جلوگیری رو از 34هفته شروع کرده بودم وشیاف گل مغربی هم از 37 هفته گذاشته بودم اینا تاثیری رو من نداشته بود و سر بچه بالا بود ونیومده بود پایین تا کلی رو توپ پریدم تا اومد پایین ولی کج اومد پایین تا اینکه ماما اومد دستشو تا کجا با بتادین شست کرد تو سر بچه رو آورد تو لگن تنها شانس من تو زایمان این بود که لگنم مناسب بود وگرنه دهانه رحمم نرم نبود و من چقدر آمپول نوش جان کردم تا دهانه رحمم نرم بشه