۵ پاسخ

والا خنده نداشت عزیزم 😂🫠
من پسرمو در این حالت ببینم سکته میزنم
و دو سه باری در بطری نوشابه رو میزاره دهنش ب زور در آوردم خیلی ترسیده بودم. بچن دیگه باید چهار چشمی مراقب بود

کجاش خنده داره😐

اره این بچه ها همیشه عاشق چیزای خطرناکن

چسب بزن من همه رو چسب زدم البته چیز هایی کوچیک ندارم که تو دهن جا بشه ولی میترسم یهو بسته شه دستش بمونه درد کنه برا همین همه رو چسب زدم

😂😂😂😂😂😂کله پوک ان از بس😂😂😂😂😂😂
کار همیشه سپهر باز کردن کشو های میز تلوزیون😭☹️

سوال های مرتبط

مامان سبحان مامان سبحان ۲ سالگی
دیشب خدا بهم رحم کرد🥲 دیروز بچم رو بردم بیرون اومدیم خونه بچم آروم بود یهو بچم خوابید تو خواب همش گریه میکرد همش با خودم میگفتم برم اسفند دود کنم برای بچم چیزیش نشه وقتی از خواب بیدارش شد همش گریه می‌کرد گریه بند نمیشد خواهر شوهرم اومد سرگرمش کرد آروم شد خواهر شوهر هم بهم گفت براش اسفند دود کن گفتم بهش غذا میدم بعد به بچم غذا دادم سپردمش دست باباش رفتم براش زغال بزارم تا اومد انگار یه چیزی خورده بود تو گلوش گیر کرده بود چ‌وضعی بود😑شوهرم که فکر میکرد نون خورده تو گلوش گیر کرده بهم میگفت بهش آب بده تا بره پایین 🤦🏻‍♀️ولی من اینکارو نکردم پشتش زدم تا یه یکم بالا اومدیکم خون هم اومد بردم بیرون زدم پیشتش تمام غذایی که خورد بود رو بالا آورد با کمی خون دیدم یه تکه پوست تخمه هم بیرون اومد😑😑گلوش رو بریده بود تا اومد بیرون 🥲🤦🏻‍♀️ از یه طرف هم مادرشوهر تا دید اومد شروع کرد به فوش دادن من عصبی بود 😅😐همش اسم‌مردن میورد 😑😒 بچت میمورد بچت فلان میشد
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۲ ماهگی
دیشب از مهمونی اومدیم شوهرم رفت دست شویی منم نشسته بودم رومبل تا اون بیاد من برم پسرمم طبق معمول داشت بازی میکرد مثل همیشه دستشو گرفته بود رو میز وایساده بود همیشه این کارو میکرد یهو دیدم پسرم ب صورت اومد زمین دوییدم گرفتمش بغل دیدم گریه نمیکنه نگاش کردم دیدم نفسش رفته شوهرمو صدا زدم دویید اومد گرفتش هرچی نگاش کردیم زدم پشتش ماساژش دادم دیدیم کبود شد رففففت لباش شد سیاه دیگه میخواستم جیغ و داد کنم یهو نقسش آمد جفتی ترسیده بودیم دیدم دهنش خونیع دندوناش رفته بود رو زبونش زبونش زخم شده بود ب خون چونشم زیرش سیاه شده یهو شوهرم پرید ب من تقصیر توعه تو حواست نبوده من دست شویی بدم تو باید میگرفتیش تنبلی گشادی خیلی بهم برخورد اولش کلی گریه کردم دیگه گفتم براااااش گفتم ۹ ماه من کشیدمش تو شکمم من زاییدمش دستم تو ع....ناشه غذاش بامنه خوابش بامنه حموم بامنه تو چیکار می‌کنی من تنبلم من گشادم تو بیشتر از من اینو میخوای دیگه جامو جدا کردم با پسرم اومدیم تو اتاق اون خوابیدیم الآنم قهریم اصلنم معذرت خواهی نکرده هنوز ....