یه میانوعده جدید واسه پسرا امتحان کردم و خوششون اومد🥪
تخم‌مرغ پخته + پنیرخامه‌ای + گردو + خیارشور رو باهم مخلوط میکنیم، میذاریم لای نون تست🥚هم میتونین گریل کنین هم ساد
(به تزیینم گیر ندید، حال نداشتم😅)

بعدازظهر هوا یهو طوفانی شد، باد و بارون و رعدوبرق بود⚡️
پیشنهاد میکنم اینجور مواقع بچه‌هارو با خودِ پدیده روبه‌رو کنید؛ بالکن، تراس، حیاط یا حتی کنار پنجره، اگر شرایطش امنه، ببرینشون و درباره چیزی که دارن می‌بینن باهاشون حرف بزنین

«عااا نگاه کن برگا داره تکون میخوره، اون باده»
«آب به دستت خورد؟ بهش میگن بارون»
«صدای رعد رو شنیدی؟ابرا با هم تصادف کردن😍»
«اون نور توی آسمونو دیدی؟ اون برق بود»
«عه برگارو ببین، درختارو ببین، دارن تکون میخورن و…»

لازم نیست حتماً توضیحات پیچیده و علمی بدین؛ همین که چیزی رو که دارن با چشم می‌بینن، با اسمش براشون توضیح بدین، کمک میکنه بین تجربه و مفاهیم ارتباط برقرار کنن و ذهنشون کم‌کم پرسشگر و کنجکاوتر بشه🧐

فکر نکنید واسه سن هیراد نیستا، اتفاقاً همشو واسه هیراد گفتم😌

واسه مهراد با جزئیات بیشتر میگم؛ مثلاً اینکه داخل ابرها ذرات آب و یخ حرکت میکنن و بارهای الکتریکی توی ابرا با هم برخورد میکنن و نور و صدا تولید میکنن⚡️

همه‌چیز این دنیا واسه بچه‌ها جالبه، فقط کافیه گاهی وایسیم و باهاشون بهش نگاه کنیم😍

آخرشم که آفتاب دراومد😐😂
ما هم با برگایی که اضافه بود و از گلدون ریخته بود یه کاردستی درست کردیم🐥

شیرخشک پوشک تب واکسن بارداری فرزندپروری زایمان شیردهی ترک شیره

تصویر
۱۰ پاسخ

چ مادر خلاقی ک بچه هاشم خلاق کرده
مرحبا بهت 🤌👏خیلی دوس دارم منم مث شما باشم ولی مغزم نمیکشه😂

فاطمه تو کتاب علوم میخونی؟؟؟😬
اقا من خودم خیلی چیزازو فراموش کردم
علت رعد و برق رو الان با خوندن تاپیکت یادم اومد😁😅😅

واقعاً ازت ممنونم که ایده میدی، تجربه رو میگی، راهنمایی کلاً … 💖

باسلیقه 😍

فاطمه فاطمه
چرا خونه هامون نزدیک هم نیست آخه

فک کن باهم همش قرار میذاشتیم و برد بچه ها بازی درست میکردیم
هوووف چه کیفی میداد

ای جانم❤️🌻
باید لذت برد از مادری شما

تخم مرغ پخته و پنیر و شوید هم عالیه😍

منم تا بارون میاد مثل ندیده ها مهراد رو بغل میکنم می پرم تو تراس😂😂😂

تزئین ب این قشنگی حال نداشتی و این بوده ؟😅😍 نوش جونشون

منم همه چیو راجب اسمان و زمین و حوادث طبیعی و خیابون و ماشین و... هرچی، با جزئیات برا پسرم میگم، خداروشکر تا حالا ترسی ازشون نداشته، سقفمون شیروانیه بارون بباره خودش میپره پشت پنجره اینقد دوس داره

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎯ایده بازی: مزرعه‌داری 🚜🧑‍🌾
این قسمت آشنایی با گاو 🐄😁هیراد که عاشقش شد😂

یه گاو کشیدم و جای دهنش رو سوراخ کردم که بچه‌ها بهش علوفه بدن 🌱
یه دستکش لاتکس هم پر از آب کردم و چسبوندم پشت گاو، بعد با سوزن خیاطی چندتا سوراخ ریز روی انگشت‌های دستکش زدم که با فشار دادن و کشیدن آب، قطره‌قطره بیرون بیاد؛ دقیقاً شبیه دوشیدن گاو 😁🥛

حین بازی درباره‌ش حرف زدیم که گاوها علف می‌خورن و شیر تولید می‌کنن و از شیرشون چیزهایی مثل ماست، کره و دوغ درست میشه🧈
صدای گاو رو هم تقلید کردیم😁و شروع کردیم علف دادن بهش🐄

بعد که علفارو خورد نوبت دوشیدن شد که عاشقش شدن😍یه فیلم از دوشیدن واقعی شیر هم نشونشون دادم که متوجه بشن چجوریه و حسابی مشغول شدن🤝

این بازی هم یه جور بازی حسی و دستورزیه؛ بچه با دستش فشار دادن، کشیدن و کنترل مقدار آب رو تجربه می‌کنه و همزمان یه مفهوم ساده درباره‌ی حیوانات و غذایی که ازشون به دست میاد یاد می‌گیره
برای هیراد هم که هنوز خیلی از مفاهیم رو با توضیح کلامی نمی‌شه جلو برد، بخش عملی بازی کمک کرد مفهوم رو از طریق تجربه و بازی بفهمه 😁😍




شیرخشک پوشک ترک شیر تب واکسن شیردهی بارداری زایمان
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎮 یکی از بازی‌های ساده‌ای که توی خونه می‌تونین با بچه‌ها انجام بدین و هیچ وسیله‌ای هم لازم نداره، بازی «پیدا کن و بیار»ه 🔎

👶 برای هیراد فعلاً یه وسیله، مثلاً یه اسباب‌بازی یا حتی کنترل تلویزیون رو یه جای خونه می‌ذارم، ازش عکس می‌گیرم 📸 و عکس رو بهش نشون می‌دم و می‌گم: «این اونجاست، برو پیداش کن و بیار» 🧸

🧒 برای مهراد که بزرگ‌تره، بازی رو سخت‌تر می‌کنم؛ گاهی براش نقشه می‌کشم 🗺️ که از روی نقشه پیداش کنه، گاهی هم فقط می‌گم چندتا عروسک گم شدن و باید پیداشون کنه 🔍 حتی جاهای سخت‌تر و بالاتر می‌ذارمشون که براش چالشی‌تر بشه

🧠 همین بازی ساده برای دقت و توجه، تمرکز و حافظه تصویری خوبه و کم‌کم باعث می‌شه توی کارهای روزمره هم وقتی می‌گیم چیزی رو پیدا کنن یا بیارن، با دقت بیشتری دنبال کار بگردن،شما هم فقط میشینین و راهنمایی میکنین😎

من پریودم و بیش از این کاری از دستم برنمیاد😅شما چطور؟
راستی یه سری کلیپ تعاملی ورزشی قراره تو کانال بذارم خیلی جالبه!بچه ها عاشقش میشن😍

شیرخشک پوشک زایمان بارداری فرزندپروری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بارونیه و انرژی من بالااا😍🌧️
به مناسبت این هوا تست پنیر و کره رو قرتی کردم😅مثلا ابر و خورشید کشیدم روی تست‌ها، البته هیراد هم در تمام مراحل با انگشتاش در خدمت بود و یه مقدار به آثار هنری دست‌برد زد🤨

یه بازی خیلی جالب برای دنبال کردن الگو و استفاده از مداد انجام دادیم،ماشین رو روی کاغذ کشیدیم و پشتش یه سنجاق چسبوندیم، بعد نوک مداد رو گذاشتیم گوشه‌ی سنجاق و ماشین رو روی مسیری که کشیده بودیم حرکت دادیم 🚗✏️

اگر کلاس اولی یا مهد کودکی داریناین بازی باعث میشه بچه بدون اینکه حس کنه داره تمرین می‌کنه، با مداد کار کنه و کم‌کم دستش برای نوشتن قوی‌تر بشه و دیرتر خسته بشه،حرکت ماشین هم خیلی جالبه😍

من مسیر رو با ماژیک رنگی و یه کم خوشگل‌تر کشیدم که برای بچه‌ها جذاب‌تر باشه. البته هیراد طبیعتاً ترجیح می‌داد ماشین رو با دستش ببره 😂 که هیچ اشکالی هم نداره، مهم اینه که مسیر و الگو رو دنبال کنه😎

دارم سعی میکنم خونه رو مرتب نگه دارم و حال و هوای پاییزی رو نگه دارم🥹
چه چیزی قشنگ تر از هوای خنک و صدای بارون،که با کالکشن آهنگای هایده معین امید و مهدی احمدوند ترکیب بشه😁؟🍂🍁

شیرخشک پوشک زایمان فرزندپروری قطع شیر بارداری ویروس تب ،
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🪡🧵 تمرین دوخت‌ودوز فقط یه کاردستی بامزه نیست؛ یه تمرین عالی برای تقویت مهارت‌های ظریف، تمرکز و هماهنگی چشم و دسته 😍

✅برای کوچولوهای ۱۸ ماه به بالا می‌تونین یه مقوا یا کاغذ رو پانچ کنین و با خلال‌دندون یا چوب بستنی شروع کنین.
برای سن مهراد هم نمد و سوزن کاموای پلاستیکی خیلی خوب جواب می‌ده؛ البته هیراد هم با همون سوزن کار کرد 🪡

این اولین دوخت مستقل مهراده 🥹😍🦉
چون سوزن پلاستیکی تیز نیست، دور نمد رو با سیخ چوبی سوراخ کردم تا خودش بتونه نخ رو رد کنه. بعد دوخت، داخلش پنبه ریختیم و با چسب بال و نوکش رو چسبوندیم. 🥰

باور کنین من خیلی بیشتر از خودش برای کارهاش ذوق می‌کنم🥹❤️
هیراد هم با کارتون و سوزن حسابی سرگرم شد و حس میکرد چیزی دوخته واقعاً فعالیت جذابیه.

راستی یه سوال:
مهراد تقریباً هر چیزی که درست می‌کنه دوست داره به آدمایی که دوستشون داره هدیه بده؛ مثلاً میگه «بدم به فلانی خوشحال بشه» طبیعیه؟؟
آخه من دلم می‌خواد بعضی‌هاش رو یادگاری نگه دارم🫠

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؛
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
شبِ انیمیشن خانوادگیه ✨🪐
ما یه قانون کوچیک داریم؛ جمعه‌هایی که خونه‌ایم، بچه‌ها می‌تونن قانون‌های خونه رو کمی تغییر بدن 😁
مثلاً تایم تلویزیون بیشتر، دیرتر خوابیدن، مهراد یک ساعت تایم گوشی داشته باشه و بیشترِ روز رو با پدرشون بگذرونن.

بنظرم اینجوری یه روز معمولی، هیجان‌انگیزتر میشه

امروز با باباشون ذغال روشن کردن و کلی ذوق کردن، بعدازظهر هم با هم رفتن پارک و منم با خیال راحت بستنی موردعلاقه‌مو خوردم 😅بعد از شام ه سینمای خانوادگی‌مون رو راه انداختیم 🎥

قرار بود امروز بریم ساحل، اما بابا خسته بود و برنامه‌مون کنسل شد…
مهم اینه که روز تعطیل، حتی توی خونه هم لذت‌بخش باشه؛ گاهی با یه بازی، گاهی با یه فیلم، گاهی با یه پارک رفتن ساده… ❤️

راستش این وقت‌ها از خودم راضی میشم؛
نه چون همه چیز خوب پیش رفته، اتفاقاً امروز هم چالش کم نداشت 😅
بلکه چون دارم برای بچه‌هام چیزی رو می‌سازم که خودم کمتر تجربه‌اش کردم:

✨خاطره‌های خوب از روزهای تعطیل وخونه‌ای که کسل‌کننده نیست💙


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تبم
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
ایده بازی امروز از یه حلقه و طناب شروع شد⭕️🥰🎗️
و به چندتا بازی جالب و هیجان انگیز تبدیل شد🏀ایده اولیه از من بود؛

حلقه رو با طناب روی زمین می‌کشیم و بچه‌ها باید هم‌زمان با حرکتش بپرن داخلش😍
یه تمرین عالی برای هماهنگی چشم و پا، تعادل، تمرکز، زمان‌بندی و واکنش سریع ⚡️

🚨واسه هیراد آروم حرکت میدادم که راحت بپره واسه مهراد هر مرحله سرهتو بیشتر کردم که چالشی تر بشه

بعد چند دقیقه مهراد یه ایده داد💡
گفت وقتی این طنابو به حلقه وصل کردی شبیه طناب کلانتر شده که باهاش دزدارو میگیره یا چیزیو از باتلاق نجات میده
بهش گفتم نظرت چیه توپا نقش دزدارو بازی کنن؟یا تو باتلاق باشن؟
و بازی دوم شروع شد👮‍♂️
توپارو چیدیم و پسرا با پرتاب حلقه میگرفتنشون و باید آروم میکشیدن تا توپ از حلقه خارج نشه و بیاد سمت خودشون،اتفاقا تمرین خوبی واسه دقت و تمرکز بود👏🏻

هیراد از این بازی بیشتر استقبال کرد😍

خب بریم سراغ کتاب:کتاب من صندلی نیستم،با یه داستان و تصویرگری خیلی بامزه واسه تقویت عزت نفس و اعتماد بنفس👌🏻روی کتاب زده +۵ ولی خب طبق معمول هیراد با عکساش خیلی کیف میکنه،

🥛شیر بچه ها هم امروز عروسکی شد؛کار آسونیه یه خورده شیر گرم و تو شیشه تکون بدین کف کنه و فوم دار بشه بعد با یه خلال دندون و شیره خرما روش یه چیزی بکشین🐰

🦷هیراد داره نوزدهمین دندونش درمیاد و شدیدا اذیته و پورمون کرده،چه خبر از شما؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
⚽️ بازی امروز رو دونفره انجام دادیم؛ با یه هدف کوچیک ولی مهم: اینکه پسرا کم‌کم یاد بگیرن با هم همکاری کنن 😁😅

یه سینی برداشتیم و توپ روش گذاشتیم و هر کدوم از دو طرف سینی رو گرفتند؛ حالا باید با حفظ تعادل سینی و بدون افتادن توپ‌ها، یه مسیر رو با هم طی می‌کردن 🏀
هم بازی تعادلی بود، هم هماهنگی بدن می‌خواست، هم از همه مهم‌تر همکاری!

آیا هیراد همکاری می‌کنه؟
خب هیراد عاشق توپه؛ بخاطر توپ توی بازی جذبش شد
آیا از همون بار اول بلد بود؟ نه!
چندین بار امتحان کردیم، توضیح دادیم، خراب شد، دوباره شروع کردیم و وسطش هم کلی به کارهای همدیگه خندیدن😅

و اصلاً قرار نیست بازی کامل و بی نقص انجام بشه
هیراد تازه اول راهه؛ همین که وارد بازی میشه، تلاش می‌کنه و کم‌کم مفهوم «با هم انجام دادن» رو تجربه می‌کنه، برای الان کافیه🤍

امروز بعد از مدت‌ها هم دوباره توی خونه تمرین ژیمناستیک داشتیم.
قبلاً تقریباً همیشه یه گوشه از روزمون به تمرین‌های ورزشی اختصاص داشت و این مدت که فرصت نمی‌شد،ذهنم مشوش بود

گاهی وسط این همه کار با خودم میگم:
من دقیقاً کی‌ام؟
مامانم؟ آشپزم؟ کیک‌پزم؟ روانشناسم؟ معلم مهدکودکم؟ مربی ورزشی‌ام؟!😂نمیدونم!🦦

راستی این روزها هوا انقدررر خوبه که صبح‌ها یکی دو ساعتمون رو هم توی بالکن می‌گذرونیم 🥹☁️🌧️اگه توام عاشق هوای ابری و بارونی هستی دوست خوب منی🥹💙



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان دلانا ✨️ مامان دلانا ✨️ ۲ سالگی
با اینکه تاپیک معرفی کتاب خیلی دیده نمیشه و پرطرفدار نیست، ولی به‌نظرم حیفه که این کتاب‌ها معرفی نشه؛ مجموعه «خمیری‌ها» سه جلده و ما دو جلد احساسات و حرکت‌ها رو داریم.

اولین بار کتاب احساسات رو توی معرفی یه مام‌بلاگر خارجی دیدم که گفته بود روان‌شناس بهش معرفی کرده.
بعد خودم که بیشتر تحقیق کردم، دیدم خیلی از روان‌شناس‌ها و کاردرمانگرها هم این کتاب رو برای بچه‌ها پیشنهاد می‌کنن.

شخصیت‌های کتاب همگی از خمیر ساخته شدن و با تصویرسازی خیلی ساده، احساساتی مثل شادی، ناراحتی، عصبانیت و... رو به بچه‌ها معرفی می‌کنن

ما تقریبا از ۱۵ ماهگی دخترم این کتاب رو با هم می‌خونیم.
الان احساسات رو به نظرم تا حد خوبی میشناسه؛ مثلا می‌دونه ادم عصبانی چه شکلیه، اخم می‌کنه، دست‌هاش رو گره می‌کنه و با لحن عصبانی حرف می‌زنه و توی هر صفحه همون حالت‌ها رو برای من اجرا میکنه🤭

توی موقعیت‌های روزمره هم مثلا وقتی خودش ناراحت یا عصبانی میشه، بهش یادآوری می‌کنم: الان عصبانی شدی یا الان ناراحتی؟ و درباره احساسی که داره باهاش حرف میزنم. به نظرم برای اینکه بچه‌ها کم‌کم بتونن احساساتشون رو بشناسن و اسمشون رو بگن، کتاب خیلی کمک‌کننده‌ایه.

جلد حرکت‌ها هم یه کتاب بامزه و نمکیه. توی هر صفحه یکی از شخصیت‌ها یه حرکت انجام می‌ده که فکرمیکنم حرکت‌های یوگا باشن.
ما هم هر بار موقع خوندن، دونه‌دونه حرکت‌ها رو با هم انجام میدیم و خیلی بانمکه. 🙂‍↔️

یه جلد دیگه هم به اسم متضادها داره که ما هنوز نخریدیم، ولی توی لیست خرید کتاب‌هامونه و شاید یه روزی اون رو هم بگیریم.

عکس از داخل صفحاتش هم تو کامنتها می‌ذارم🙏🏻
.
.
فرزندپروری، ترک شیرخشک تا دو سالگی به کمک ترک پستونک تدریجی و پوشک تا دو ونیم سالگی ..
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
خونه عجب سکوتِ جالب و عمیقی گرفته… پسرا با پدرشون رفتن مهمونی مردونه! من تنهام، با یه ظرف بستنی و صدای بارونی که می‌زنه به شیشه. هر گوشه خونه رو که نگاه می‌کنم، یه نشونه از حضورشون هست، یه ردپایی از شیطنت‌هاشون…

نشستم و فکر می‌کنم: پاشم خونه رو مرتب کنم که فردا دغدغه‌ای نداشته باشم؟ یا همین‌جا بمونم و این سکوتِ نایاب رو زندگی کنم؟ بعد یه واقعیت محکم می‌خوره تو صورتم: دو تا پسر کوچولو داری، این چرخه تا ابد ادامه داره! پس بهتره همین الان بزنم به بی‌خیالی و از این آرامشِ کوتاه سهمم رو بردارم

این روزها سعی می‌کنم پدر و پسرا رو بیشتر تو چالش‌های دونفره بندازم. از همون وقتی که مهراد تک‌وتنها بود، برام مهم بود که یه وقت‌هایی فقط مال خودش و باباش باشه؛ از پارک و دوردور پدرپسری گرفته تا همین چالش‌های کوچیک روزمره

همسرم شاید مثل من توی پیچ‌وخم فرزندپروری غرق نشه و زودتر کلافه بشه، ولی به نظرم بچه‌ها قراره با آدم‌های مختلفی توی دنیا روبه‌رو بشن و لازمه کم‌کم یاد بگیرن با این تفاوت‌ها کنار بیان،منم سعی می‌کنم روش‌های درست رو یواش‌یواش به همسرم نشون بدم، بدون اینکه بخوام همه‌چیز رو به سبک خودم پیش ببرم

همین دیروز فرستادمشون دنبال چالش «خرید کفش تنهایی»اولش حسابی گره خوردن؛ مهراد عصبی شد، باباش کلافه شد و آخرش مجبور شدن بهم زنگ بزنن😂 چند جمله با مهراد حرف زدم و توضیح دادم چرا فلان کفش اندازه نیست یا چرا اون رنگی که می‌خواد پیدا نمی‌شه. یهو ورق برگشت و با یه جفت کفش جدید و یه گل خوشگل که برای من خریده بودن، خندون برگشتن خونه🥹

خلاصه که تنهام و دلم خواست گوشه‌ای از فکرای توی سرم رو باهاتون به اشتراک بذارم،امیدوارم خستتون نکرده باشم💙حالا چجوری نهایت استفاده رو ببرم؟؟😂

شیرخشک پوشک