شبِ انیمیشن خانوادگیه ✨🪐
ما یه قانون کوچیک داریم؛ جمعه‌هایی که خونه‌ایم، بچه‌ها می‌تونن قانون‌های خونه رو کمی تغییر بدن 😁
مثلاً تایم تلویزیون بیشتر، دیرتر خوابیدن، مهراد یک ساعت تایم گوشی داشته باشه و بیشترِ روز رو با پدرشون بگذرونن.

بنظرم اینجوری یه روز معمولی، هیجان‌انگیزتر میشه

امروز با باباشون ذغال روشن کردن و کلی ذوق کردن، بعدازظهر هم با هم رفتن پارک و منم با خیال راحت بستنی موردعلاقه‌مو خوردم 😅بعد از شام ه سینمای خانوادگی‌مون رو راه انداختیم 🎥

قرار بود امروز بریم ساحل، اما بابا خسته بود و برنامه‌مون کنسل شد…
مهم اینه که روز تعطیل، حتی توی خونه هم لذت‌بخش باشه؛ گاهی با یه بازی، گاهی با یه فیلم، گاهی با یه پارک رفتن ساده… ❤️

راستش این وقت‌ها از خودم راضی میشم؛
نه چون همه چیز خوب پیش رفته، اتفاقاً امروز هم چالش کم نداشت 😅
بلکه چون دارم برای بچه‌هام چیزی رو می‌سازم که خودم کمتر تجربه‌اش کردم:

✨خاطره‌های خوب از روزهای تعطیل وخونه‌ای که کسل‌کننده نیست💙


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تبم

تصویر
۱۹ پاسخ

عزیزم♥️ چه خوب که کنار گل پسرا و همسرتون حس آرامش و امنیت رو دارین😍گاهی زندگی با دیدن یه فیلم حتی بچگانه ا
قشنگتر میشه ،ما هم روزای جمعه طبق عادت چندتایی سریال مورد علاقمون رو تماشا میکنیم اون چندساعت که کنار همیم فارق از دنیا میشم 🥹و برای چندساعتی کمتر استرس و تنش این دنیای فانی رو دارم

طبیعیه من از صبح هی تاپیکاتو چک کردم ببینم چی گذاشتی😅😅
چه کردی با من خواهر😁

خدااا عزیزانم
اسم انیمیشن چیه

من که از تحسین کننده های همیشگی شما هستم امروز یک نقد دارم 😉
و اونم تماشای انیمیشن (که حدس میزنم از نوع کارتونهای خیلی ساده ی مناسب خردسالان، نیست) توسط پسر کوچکتون هست. البته جو فعالیت مشترک خانوادگی که تو این سن کم بهش عادت پیدا کرده واقعا ستودنیه.

خیلی این ایده رو‌دوست دارم❤️
یدونه ازاین پروژکتورا میخوام
میره تو لیست خریدم البته ماتیار وقتی بزرگتر شد😅

عاشق این روزهای خاص و خانوادگیم😍
ولی خودمون نداریم، برنامه‌ی همسرم به شدت پر و نامنظمه، باید برای خودم و پرواز چنین روزی درنظر بگیرم
راستی چی دیدید؟

چه عالی عزیزم همیشه خوش باشید🥹🤍
ویدیو پروژکتور چه مارکی دارید خوبه؟

چقدر تاپیک حس خوبی بهم داد🥹😍
خوش باشین هنیشه عزیزممم🤍

چقدر خوبه دو تا داداش😍

ای جانم الهی که جمع قشنگ خانوادتون همیشه به شادی و سلامت کنار هم باشه
چقدر خانواده هامون بهم شبیه ن
واقعا خیلی درست گفتن که خانواده ای که ازش میای مهم نیست خانواده ای میسازی مهمه
خداروشکر که تونستیم خانواده خوبی بسازیم 🥰

خداحفظشون کنه ماشالله بهشون

وسوسه دارم میشم برای خرید پروژکتور🥴 البته که انقدر اولویت های دیگه هست حالا حالا هم نمیشه😅

ازت ایده گرفتم که ما هم ی شب رو سینما داشته باشیم،🥰
ی لیست از کارتونای خوب بهم بگو که حرفای بدم نداشته باشه هم جذاب باشه هم آموزنده🫣

چقدر عالی ک همسرتون همراه هست باهاتون برا قوانین
شوهر من اصلا همراهی نمیکنه وگرنه من خیلی با ذوقم

ماهم دیروز رفتیم یسری کتاب جدید خریدیم بیزی ماجراجو هم خریدیم منتها ۴ جلدشو پیدا کردم حالا اینقدر جذابن که دنبال دو تای دیگه هستم
یه بازی خریدیم و امروز با اون سرگرم بودیم قورباغه های شکمو
بنظرم ۴ نفره شو بخر و ۴ تایی بازی کنین خیلی حال میده😁

چ عالی
کاش قانونای خونتونو میگفتی😁
و ابنک چجوری ایجاد کردی این قانون هارو

چه عااااالی مطمئنن روز عالی بوده برای بچه ها

اون فسقلو ببین چجوری پاشو انداخته روهم نشسته😍🥰😅

چه ایده ی خوبی 👌
منم باید امتحان کنم ببینم واکنش بچه ها چیه🙃🙂

چه عالی

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امشب بعد از مدت‌ها سینمای خانوادگی داشتیم. 🎥🍿🎫
یادتونه قبلاً براتون گفته بودم گاهی یه گوشه دنج درست می‌کنیم، کارتون موردعلاقه بچه‌ها رو تو تلوزیون می‌ذاریم و کنار هم دراز می‌کشیم و تماشا می‌کنیم؟ 🥹💙

این بار با پدرشون تصمیم گرفتیم یه پروژکتور بگیریم تا از این به بعد هر وقت خونه‌ایم، گاهی فیلم یا کارتون ببینیم و این بشه یکی از رسم‌های قشنگ خانوادگی‌مون. 🥹✨

برای واقعی‌تر شدن ماجرا، دوتا بلیط کاغذی درست کردم و یه باجه کوچولوی فروش بلیط هم راه انداختم. همین جزئیات ساده باعث شد ذوق بچه‌ها چند برابر بشه. حتی هیراد کوچولو هم حسابی هیجان‌زده بود. 🥹🤍

البته لازم نیست حتماً پروژکتور داشته باشین. با یه تلویزیون هم می‌تونین همین رول‌پلی رو اجرا کنین…🥰

راستش امروز از صبح بی حال یه گوشه افتاده بودم ولی دلم نمیخواست روزمون انقد بی انرژی تموم بشه و تصمیم گرفتم با یه کارتون خانوادگی یکمی جبرانش کنم😅

ما خونه خیلی بزرگی نداریم، اما تمام سعیمون اینه که گوشه‌گوشه‌ش پر از عشق، خنده و خاطره‌های قشنگ باشه که سال‌ها بعد، بچه‌هامون با لبخند ازش یاد کنن.امیدوارم وقتی بزرگ شدن این چیزا یادشون بمونه🥺و من و بخاطر بداخلاقی و بی صبری های گاه و بی گاهم ببخشن


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه🫠
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز متوجه یه اشتباه خودم شدم؛ اشتباهی که فکر نمی‌کردم اینقدر تاثیرگذار باشه…

قرار بود با مهراد هر کدوم یه زرافه بکشیم و رنگش کنیم🎨
من شروع کردم زرافه خودمو کشیدم و مهراد هم زرافه خودش رو کشید، اتفاقاً خیلی هم قشنگ شده بود😍(همون که تو عکس جلوی هیراده

اما وقتی نقاشی منو دید، یهو از نقاشی خودش ناامید شد
گفت «نقاشی من قشنگ نشد، من نمی‌تونم» و رفت توی اتاق
بعد برگشت و اصرار داشت از روی نقاشی من بکشه، ولی آخرش نه تونست از روی اون بکشه، نه حتی تونست زرافه‌ای که خودش توی ذهنش داشت رو دوباره بکشه

در حالی که قبلش داشت کاملاً با ایده خودش پیش می‌رفت

همیشه می‌دونستم توی نقاشی و کاردستی بهتره بچه از روی دست ما کپی نکنه، ولی امروز تازه تأثیرش رو با چشم خودم دیدم

گاهی حتی یه نمونه قشنگی که ما می‌کشیم باعث میشه بچه کار خودش رو دوست نداشته باشه و مدام خودش رو مقایسه کنه

امروز متوجه این اشتباه خودمم شدم و از این به بعد باید بیشتر حواسم باشه
گفتم این تجربه رو با شما هم به اشتراک بذارم

شما چقدر با بچه هاتون نقاشی میکنین؟؟؟



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب )
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز هوا ابریه و بساط نجاری هم منتقل شده به بالکن ⛅️🪵

خیلی وقت‌ها می‌بینم اینجا مامان‌ها می‌گن: «بچه‌م حوصلش سر رفته، یه اسباب‌بازی معرفی کنین که سرگرم بشه!»

اما واقعیت اینه که هیچ اسباب‌بازی‌ای قرار نیست بچه رو برای مدت طولانی سرگرم نگه داره!
بچه‌ها ممکنه چند دقیقه با یک بازی درگیر بشن و بعد سراغ چیز دیگه‌ای برن؛ این کاملاً طبیعی‌ه!!مخصوصاً در سنین پایین، توجه بچه‌ها کوتاه و متغیره و قرار نیست مدت زیادی یک‌جا بنشینن و فقط با یک وسیله بازی کنن.

اما یه سؤال: چرا از «حوصله سر رفتن» بچه‌ها می‌ترسیم؟ 🤔

حوصله سر رفتن همیشه چیز بدی نیست؛ اتفاقاً می‌تونه شروع خلاقیت باشه.
وقتی بچه دائماً با تلویزیون، گوشی یا اسباب‌بازی‌های پر از صدا و نور و محرک سرگرم نمی‌شه، مغزش فرصت پیدا می‌کنه خودش دنبال راهی برای مشغول شدن بگرده؛ تخیل کنه، بازی بسازه و حتی با خواهر و برادرش همبازی بشه

البته اولش ممکنه نتیجه‌اش فقط بهانه‌گیری و «حوصله‌م سر رفته» باشه! 😅
چون بچه باید یاد بگیره بدون دریافت مداوم محرک، خودش بازی و سرگرمی پیدا کنه.

پس اگر هنوز برای تلویزیون تایم مشخصی ندارین، حداقل صبح رو با روشن کردن تلویزیون شروع نکنین. بذارین مغزش روز رو با ریتمی آروم‌تر شروع کنه.چون اول صبح اون حجم از دوپامین تو مغز بچه سرگرم شدنشو سختتر میکنه

زندگی امروز پر از سرعته
شاید یکی از بهترین چیزهایی که می‌تونیم به بچه‌هامون هدیه بدیم، گاهی همین ریتم کُند زندگی باشه؛
نسیم روی صورت، غذا خوردن بدون عجله، بازی‌های ساده و … 🍃🤍

گاهی لازم نیست بیشتر سرگرمشون کنیم
لازمه کمتر سرگرمشون کنیم تا خودشون شروع کنن به ساختن💙

شیرخشک پوشک تب واکسن بارداری شیردهی قطع شیر ترک پستونک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
⚽️ بازی امروز رو دونفره انجام دادیم؛ با یه هدف کوچیک ولی مهم: اینکه پسرا کم‌کم یاد بگیرن با هم همکاری کنن 😁😅

یه سینی برداشتیم و توپ روش گذاشتیم و هر کدوم از دو طرف سینی رو گرفتند؛ حالا باید با حفظ تعادل سینی و بدون افتادن توپ‌ها، یه مسیر رو با هم طی می‌کردن 🏀
هم بازی تعادلی بود، هم هماهنگی بدن می‌خواست، هم از همه مهم‌تر همکاری!

آیا هیراد همکاری می‌کنه؟
خب هیراد عاشق توپه؛ بخاطر توپ توی بازی جذبش شد
آیا از همون بار اول بلد بود؟ نه!
چندین بار امتحان کردیم، توضیح دادیم، خراب شد، دوباره شروع کردیم و وسطش هم کلی به کارهای همدیگه خندیدن😅

و اصلاً قرار نیست بازی کامل و بی نقص انجام بشه
هیراد تازه اول راهه؛ همین که وارد بازی میشه، تلاش می‌کنه و کم‌کم مفهوم «با هم انجام دادن» رو تجربه می‌کنه، برای الان کافیه🤍

امروز بعد از مدت‌ها هم دوباره توی خونه تمرین ژیمناستیک داشتیم.
قبلاً تقریباً همیشه یه گوشه از روزمون به تمرین‌های ورزشی اختصاص داشت و این مدت که فرصت نمی‌شد،ذهنم مشوش بود

گاهی وسط این همه کار با خودم میگم:
من دقیقاً کی‌ام؟
مامانم؟ آشپزم؟ کیک‌پزم؟ روانشناسم؟ معلم مهدکودکم؟ مربی ورزشی‌ام؟!😂نمیدونم!🦦

راستی این روزها هوا انقدررر خوبه که صبح‌ها یکی دو ساعتمون رو هم توی بالکن می‌گذرونیم 🥹☁️🌧️اگه توام عاشق هوای ابری و بارونی هستی دوست خوب منی🥹💙



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان محمد حسینم❤️ مامان محمد حسینم❤️ ۲ سالگی
محمد حسین دیگه خیلی به باشگاه عادت کرده از یک ماهگی بردیمش باشگاه چون هم من هم باباش مربی هستیم روزای که باشگاه نره بهونه میگیره خیلی تو ارتباطش تأثیر خوب داشته هم با دخترا هم پسرا کار می‌کنه دوست شده با همه گریه می‌کنه که تایم باباش هم بمونه باشگاه هفته ای سه روز از ساعت چهار تیم تا هشت باشگاه هستیم یه ساعت نیم تایم من یه ساعت نیم تایم باباش دیگه همه وسایلش مورد نیاز باشگاه داره از پوشاک لباس خوراک همه چی قشنگ برا خودش اونجا بازی می‌کنه زیاد اذیت نمیکنه روزای که ما کلاس داریم صبح زود بلندش میکنم صبحانه بخوره ظهررم ناهار
بخوره دوساعت بخوابه با انرژی بریم کلاسمون برا پسر من که خوب بود محیط باشگاه از الان به نظر خودم اجتماعی شده تو کلاس هم همه عاشقشن دخترا براش کادو میخرم حتی عیدی دادن بهش من روزای که باشگاه داریم زود بلند میشم تا هم شاهم هم ناهار درست کنم چون کارای باشگاه من خیلی زیاده رسیدیم خونه شام آماده باشه تجربه ای خوبی هست برامون یه خاطره عالی با پسرمون




فرزند پروری. .دورهمی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
بارون دیروز تا صبح امروز ادامه داشت و هوا واقعاً دلپذیر بود…🌧️☁️
صبحمون با رفتن برق شروع شد، اما توی همین فاصله رفتیم بالکن، خمیر دوتا کوکی رو آماده کردیم، از هوای خنک لذت بردیم و کتاب خوندیم😌💙

راستش امروز هوا دقیقاً همون هوایی بود که دوست دارم، اما خودم از تکرار کارهای روزمره کلافه بودم.
حقیقتاً کار خونه فرسایشی و بی‌انتهاست؛ یه لوپ تکراری که تموم نمی‌شه و انگار هیچ‌وقت نتیجه مشخصی نداره🥲

کار بیرون حداقل نتیجه مشخص، ساعت کاری مشخص و حقوق داره و مغز یه پاداشی دریافت می‌کنه؛ اما کار خونه نه تموم می‌شه، نه پاداش مشخصی داره و نه حس رهایی می‌ده🙃
مخصوصاً توی خونه‌های کوچیک و آپارتمانی نسل ما که حتی حیاطی هم نیست برای اینکه گاهی از این چرخه فاصله بگیریم🫠

خلاصه اینهمه غر زدم که بگم اگه تو هم بعضی روزها حس بیهودگی، فرسودگی و بی‌انرژی بودن داری، تنها نیستی💙

گاهی برای بیرون اومدن از این حس، یه کار با نتیجه مشخص انجام بده؛ مثل پختن کیک یا کوکی، یه کاردستی یا حتی تموم کردن چند صفحه کتاب. و روزی ۱۵ دقیقه رو فقط برای خودت نگه دار؛ حتی اگه هیچ کار مفید دیگه‌ای نکردی🥹💚

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
‎بازی امروز ما: کوهنوردیِ برعکس🧗🏾

‎یه طناب به پایه‌ی مبل بستم و یه سر دیگه‌ش رو خودم گرفتم. مهراد دراز کشید و سعی کرد با کمک طناب خودش رو روی زمین بکشه و بیاد جلو 😄

‎البته هیراد ترجیح می‌داد از روی طناب بپره و خیلی زود بازی تبدیل شد به یک مسیر مانع ❗️ منم طناب رو بالا و پایین می‌بردم و بچه‌ها باید از روش می‌پریدن یا از زیرش رد می‌شدن و خودشون رو به اون طرف می‌رسوندن.

‎صبحمون هم با آیس‌کافی‌ای شروع شد که با عسل درست کرده بودم ☕️🍯 خیلی خوشمزه و جالب شده بود! بچه‌ها هم قهوه خواستن، پس برای اون‌ها شد شیر و شیره‌ی خرما 😎🥛

‎بعدش پسرا با هم کتاب خوندن و من هنوز نمی‌تونم به این صحنه‌ی کتاب خوندن مهراد برای هیراد عادت کنم 🥹 هر بار می‌بینمش ذوق می‌کنم 🥹🤍

‎الان هم بالاخره تایم تلویزیون رسیده و روشنش کردم تا منم برسم به کارهام 📺

‎ هنوز هیچ تصمیمی برای شام ندارم. یکی از گزینه‌هام ساندویچ مرغه 🤔

‎شما امروز چی دارین؟

‎اصلاً چرا باید این‌قدر درگیر ناهار و شام باشیم؟! 🥲
‎چرا انسان سه وعده غذا می‌خوره؟! 😂😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
دلنوشته ی موقت:
امروز چون از روتین خارج شده بودیم، از صبح کلافه بودم.

قراربود کتاب های بچه هارو مرتب کنم و چندتایی به دوستام معرفی کنم، اما کتاب‌ها تا ظهر وسط خونه بودن، چون مجبور شدم صدتا کتاب بخونم! 😅 هر بار هم که می‌خواستم جمعشون کنم، هیراد دوباره می‌ریخت بیرون.

وسط همین شلوغی داشتم غذا درست می‌کردم، گردگیری می‌کردم و سعی می‌کردم یه کم به خونه برسم…🙃

همین‌طور که کلافه بودم و با خودم فکر می‌کردم امروز همه‌چیز از روال خارج شده و هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نرفته، مهراد که داشت برای خودش بازی می‌کرد و راه می‌رفت، یهو گفت:
«آخیش چه روز خوبیه امروز! چه حس خوبیه!» 🥹
یه تلنگر خوردم…

لازم نیست همه‌چیز همیشه روی روال خودش باشه.
لازم نیست حتماً یک روز، شبیه روزهای مرتب و برنامه‌ریزی‌شده‌ی یک مادر کمال‌گرا پیش بره تا بتونیم بگیم «امروز روز خوبی بود».

برای بچه‌ها زندگی خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست.

خونه بالاخره جمع شد. ناهار و شام آماده شد، کتاب‌ها مرتب شدن و یکی دو ساعت بعد، خونه دوباره به حالت قبل برگشت.

بعد هم راه افتادیم سمت پارک.

توی راه، شالیزارهای برنج رو دیدیم؛ همون‌هایی که از وقتی کاشته شدن، تقریباً هر روز بهشون سر زدیم و رشدشون رو تماشا کردیم. حالا دیگه بزرگ شده بودن و خوشه داده بودن. 🌾

عکس گرفتم و با خودم فکر کردم:
واقعاً چه روز خوبیه…

ما بزرگ‌ترها گاهی زندگی رو این‌قدر برای خودمون سخت می‌کنیم. فکر می‌کنیم برای داشتن یک روز خوب، باید همه‌چیز مرتب و طبق برنامه پیش بره.

الان هم بچه‌ها مشغول خاک‌بازی و گل‌بازی‌ان و من دارم به این فکر می‌کنم که باید ببرمشون حموم… 😅

ولی خب…
هیچ اشکالی نداره.

امروز واقعاً روز خوبیه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🧦 بازی تطبیق جوراب‌ها؛ ساده ولی پر از تمرین برای مغز! 🧠✨

اول جفتِ جورابی که دستم بود رو پیدا می‌کردن، بعد همه‌ی جوراب‌ها رو ریختیم وسط و خودشون جفت‌ها رو پیدا می‌کردن و آخرش هم با زمان‌گیری، چالش رو سخت‌تر کردیم و صرفا فقط جورابارو با سرعت میاوردن مینداختن تو سبد⏱️

این بازی به تمرکز، دقت دیداری، تشخیص شباهت و تفاوت، سرعت پردازش و هماهنگی چشم و دست کمک می‌کنه. 👀🧠
راستش از صبح مشغول سابیدن خونه بودم و حوصله بازی درست کردن نداشتم تا اینکه هیراد از کمد سبد جورابارو اورد ریخت وسط و ایده بازیمون شد،جالبه که حدودا یه ربعم مشغول شدن و خوششون اومد🥰

🥞صبح مهراد درخواست یه کیک جدید داشت که همون مواد پنکیکو بزرگ ریختم تو تابه مثلثی برش زدم گفتم «پنکیک پیتزایی»،خیلیم ذوق کردن😎😁

الان دیگه کارام تموم شده و تایم تلوزیونشون رسیده،منم دراز کشیدم تا یکی دوساعت دیگه که بریم پارک😎شما چه خبر؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
من دارم همه تلاشمو واسه عروس آیندم میکنم شما چطور؟😁👰🏻‍♀️

مسئولیتای بچه‌هاتون تو خونه چیه؟؟

هیراد مسئولیتای کوچولوی خودش رو داره، مثل خالی کردن ماشین ظرفشویی، آوردن زیرسفره‌ای و چندتا چیز کوچیک برای سفره، انداختن بعضی چیزا تو ظرفشویی یا مثلاً پوشک خودش رو بندازه تو سطل زباله🗑️

مهراد بعد غذا و خوراکی پارچه رو تکون میده، وقتایی که روی تشک روی زمین می‌خوابه تشکشو جمع میکنه، اتاقشو با داداشش مرتب میکنه و جارو میزنه و کلی کار دیگه..

به نظرم مهمه بچه‌ها فارغ از جنسیت، مسئولیت‌پذیری رو یاد بگیرن و بدونن کارای خونه فقط وظیفه یه نفر نیست

گاهی مهراد غر میزنه که «من چرا باید این کارو انجام بدم؟» و جواب من اینه که هرکدوم از ما توی خونه یه مسئولیتی داریم؛ بابا کار میکنه و پول درمیاره، من غذا درست میکنم و خونه رو تمیز میکنم، شما هم باید تو کارای خونه مشارکت داشته باشین، چون ما یه خانواده‌ایم💙

من بی‌صبرانه منتظر اون روزیم که بزرگتر بشن و یه روز تو هفته دستپخت پسرا رو داشته باشیم😍🥹

چقدر قشنگه اون روزا✨



شیرخشک پوشک زایمان بارداری فرزندپروری شیردهی قطع شیر تب واکسن