۱۸ پاسخ

به به هوای ابری بارونی رو ببین🥲🍃🌧️
واقعا حسودیم شد مشهد هم خنک شده ولی بارون نیومده هنوز…
تو بهترینی عزیزم💘
من روزایی که حالم خوبه هم اندازه ی روزایی که تو حالت خوب نیست انرژی ندارم🤣

ای خدا😭😭😭
چه دلنشین🥰

عشق میکنم می‌بینم اینقد با بچه هات وقت میذاری عزیزم😍خدا برای همدیگه حفظتون کنه♥️

واااای چه حس لذت بخشی🥰😍
بمیرم برا حالت

افرین بهش عزیزم😍چه حس قشنگی
همیشه موفق باشی پسر🥰

چقد وایب خوبی میده عکسی ک گذاشتی😍🥹حس خوبی گرفتم

چرا تاپیک های به این خوبی دیده نمیشه اخه
چرت و پرت و خاله زنک بازی بقیه برام میاد اما تاپیک کساییکه دوسدارم و مفیدن برام نمیاد🫠
تاپیک های منم اصلا دیده نمیشه
نمیدونم چرا گهواره اینجوریه

لذتبخشتر از دیدن پیشرفت بچه هات چی میتونه باشه آخه😍😍

ای جانم افرین گل پسر
الهی همیشه شاهد موفقیتاشون باشی 🩵
چه هوای خوبی من عاشق بارونم
راستی مهراد من هنوز تو خونه نیم پا میزنه اینقد ذوق میکنم براش

چقدر دلم بارون میخواد😍😍😍

ای جان دلم
صربون بغضش و حرفش🥺🩵

گودو
اختلاف سنیشون سه ساله؟
مهراد میره پیش دو؟

عزیزم🥹
قربونشون بشم من😘

عزیزمم چقدر حس قشنگیه..موفق باشی پسرکوچولوی دوست‌داشتنی♥🥹

چه قشنگ😢

عزیزم 😍

عزیزم انشالله همیشه موفق باشن گل پسرات
وای دلم بارون خواست

الهی قوربونتون برم خبببب گل پسرای من 😍

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
شبِ انیمیشن خانوادگیه ✨🪐
ما یه قانون کوچیک داریم؛ جمعه‌هایی که خونه‌ایم، بچه‌ها می‌تونن قانون‌های خونه رو کمی تغییر بدن 😁
مثلاً تایم تلویزیون بیشتر، دیرتر خوابیدن، مهراد یک ساعت تایم گوشی داشته باشه و بیشترِ روز رو با پدرشون بگذرونن.

بنظرم اینجوری یه روز معمولی، هیجان‌انگیزتر میشه

امروز با باباشون ذغال روشن کردن و کلی ذوق کردن، بعدازظهر هم با هم رفتن پارک و منم با خیال راحت بستنی موردعلاقه‌مو خوردم 😅بعد از شام ه سینمای خانوادگی‌مون رو راه انداختیم 🎥

قرار بود امروز بریم ساحل، اما بابا خسته بود و برنامه‌مون کنسل شد…
مهم اینه که روز تعطیل، حتی توی خونه هم لذت‌بخش باشه؛ گاهی با یه بازی، گاهی با یه فیلم، گاهی با یه پارک رفتن ساده… ❤️

راستش این وقت‌ها از خودم راضی میشم؛
نه چون همه چیز خوب پیش رفته، اتفاقاً امروز هم چالش کم نداشت 😅
بلکه چون دارم برای بچه‌هام چیزی رو می‌سازم که خودم کمتر تجربه‌اش کردم:

✨خاطره‌های خوب از روزهای تعطیل وخونه‌ای که کسل‌کننده نیست💙


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تبم
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
⚽️ بازی امروز رو دونفره انجام دادیم؛ با یه هدف کوچیک ولی مهم: اینکه پسرا کم‌کم یاد بگیرن با هم همکاری کنن 😁😅

یه سینی برداشتیم و توپ روش گذاشتیم و هر کدوم از دو طرف سینی رو گرفتند؛ حالا باید با حفظ تعادل سینی و بدون افتادن توپ‌ها، یه مسیر رو با هم طی می‌کردن 🏀
هم بازی تعادلی بود، هم هماهنگی بدن می‌خواست، هم از همه مهم‌تر همکاری!

آیا هیراد همکاری می‌کنه؟
خب هیراد عاشق توپه؛ بخاطر توپ توی بازی جذبش شد
آیا از همون بار اول بلد بود؟ نه!
چندین بار امتحان کردیم، توضیح دادیم، خراب شد، دوباره شروع کردیم و وسطش هم کلی به کارهای همدیگه خندیدن😅

و اصلاً قرار نیست بازی کامل و بی نقص انجام بشه
هیراد تازه اول راهه؛ همین که وارد بازی میشه، تلاش می‌کنه و کم‌کم مفهوم «با هم انجام دادن» رو تجربه می‌کنه، برای الان کافیه🤍

امروز بعد از مدت‌ها هم دوباره توی خونه تمرین ژیمناستیک داشتیم.
قبلاً تقریباً همیشه یه گوشه از روزمون به تمرین‌های ورزشی اختصاص داشت و این مدت که فرصت نمی‌شد،ذهنم مشوش بود

گاهی وسط این همه کار با خودم میگم:
من دقیقاً کی‌ام؟
مامانم؟ آشپزم؟ کیک‌پزم؟ روانشناسم؟ معلم مهدکودکم؟ مربی ورزشی‌ام؟!😂نمیدونم!🦦

راستی این روزها هوا انقدررر خوبه که صبح‌ها یکی دو ساعتمون رو هم توی بالکن می‌گذرونیم 🥹☁️🌧️اگه توام عاشق هوای ابری و بارونی هستی دوست خوب منی🥹💙



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر😍بازی امروز خیلی تمرکزی و مفید بود و مهراد حسابی سرگرم شد🎯
کافیه دهانه‌ی بادکنک رو داخل لیوان بذارن و شروع کنن به باد کردن. وقتی بادکنک داخل لیوان بزرگ میشه، به دیواره‌های لیوان می‌چسبه و بچه‌ها می‌تونن بدون دست زدن به لیوان، بلندش کنن و روی یه لیوان دیگه بذارن🤩
✨ تقویت عضلات لب، گونه و فک
✨ تمرین کنترل بازدم و قدرت فوت کردن
✨ تقویت تمرکز، صبر و هماهنگی چشم و دست
✨ تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف

هیراد کوچولو طبیعتاً هنوز برای انجام این بازی کوچیکه، ولی تلاش خودش رو کرد و آخرش با لیوان‌ها برج ساخت و مشغول شد🗼

صبح با صدای دعوای پسرا تو اتاقشون بیدار شدم😅
هرچی مهراد برج می‌ساخت، هیراد خراب می‌کرد و با ذوق می‌خندید!
به حال خودشون رهاشون کردم و رفتم یه قهوه زدم☕️😌
همیشه لازم نیست ما سریع وارد بشیم😅
تا وقتی دعوا امنه و کسی آسیب نمی‌بینه، همین چالش‌های کوچیک فرصتیه برای یاد گرفتن حل مسئله، نوبت گرفتن، مذاکره و شناخت احساسات همدیگه💙
الانم انگار نه انگار که چند دقیقه پیش دعوا داشتن، مهراد نشسته براش کتاب می‌خونه😎
البته احتمال دعوای بعدی تا چند دقیقه دیگه همچنان بالاست😂

اگر این روزها به فرزند دوم فکر می‌کنین، بهتره با چشم باز این تصمیم رو بگیرین؛ نه فقط به خاطر همبازی شدن بچه‌ها یا اینکه فرزند اول تنها نمونه.

فرزند دوم یک شخصیت مستقل با نیازها و دنیای خودشونه؛ بهتره برای حضور خودش مشتاق باشیم، نه فقط نقشی که قرارِ برای فرزند اولمون داشته باشه.

چندفرزندی پر از لحظه‌های قشنگه، ولی قرار نیست از همون اول فقط صحنه‌های حمایتی و محبت بین بچه‌ها ببینیم. دعوا، اختلاف و چالش هم بخشی از این مسیره💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن
‼️
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
بارون دیروز تا صبح امروز ادامه داشت و هوا واقعاً دلپذیر بود…🌧️☁️
صبحمون با رفتن برق شروع شد، اما توی همین فاصله رفتیم بالکن، خمیر دوتا کوکی رو آماده کردیم، از هوای خنک لذت بردیم و کتاب خوندیم😌💙

راستش امروز هوا دقیقاً همون هوایی بود که دوست دارم، اما خودم از تکرار کارهای روزمره کلافه بودم.
حقیقتاً کار خونه فرسایشی و بی‌انتهاست؛ یه لوپ تکراری که تموم نمی‌شه و انگار هیچ‌وقت نتیجه مشخصی نداره🥲

کار بیرون حداقل نتیجه مشخص، ساعت کاری مشخص و حقوق داره و مغز یه پاداشی دریافت می‌کنه؛ اما کار خونه نه تموم می‌شه، نه پاداش مشخصی داره و نه حس رهایی می‌ده🙃
مخصوصاً توی خونه‌های کوچیک و آپارتمانی نسل ما که حتی حیاطی هم نیست برای اینکه گاهی از این چرخه فاصله بگیریم🫠

خلاصه اینهمه غر زدم که بگم اگه تو هم بعضی روزها حس بیهودگی، فرسودگی و بی‌انرژی بودن داری، تنها نیستی💙

گاهی برای بیرون اومدن از این حس، یه کار با نتیجه مشخص انجام بده؛ مثل پختن کیک یا کوکی، یه کاردستی یا حتی تموم کردن چند صفحه کتاب. و روزی ۱۵ دقیقه رو فقط برای خودت نگه دار؛ حتی اگه هیچ کار مفید دیگه‌ای نکردی🥹💚

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🧦 بازی تطبیق جوراب‌ها؛ ساده ولی پر از تمرین برای مغز! 🧠✨

اول جفتِ جورابی که دستم بود رو پیدا می‌کردن، بعد همه‌ی جوراب‌ها رو ریختیم وسط و خودشون جفت‌ها رو پیدا می‌کردن و آخرش هم با زمان‌گیری، چالش رو سخت‌تر کردیم و صرفا فقط جورابارو با سرعت میاوردن مینداختن تو سبد⏱️

این بازی به تمرکز، دقت دیداری، تشخیص شباهت و تفاوت، سرعت پردازش و هماهنگی چشم و دست کمک می‌کنه. 👀🧠
راستش از صبح مشغول سابیدن خونه بودم و حوصله بازی درست کردن نداشتم تا اینکه هیراد از کمد سبد جورابارو اورد ریخت وسط و ایده بازیمون شد،جالبه که حدودا یه ربعم مشغول شدن و خوششون اومد🥰

🥞صبح مهراد درخواست یه کیک جدید داشت که همون مواد پنکیکو بزرگ ریختم تو تابه مثلثی برش زدم گفتم «پنکیک پیتزایی»،خیلیم ذوق کردن😎😁

الان دیگه کارام تموم شده و تایم تلوزیونشون رسیده،منم دراز کشیدم تا یکی دوساعت دیگه که بریم پارک😎شما چه خبر؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب