بارون دیروز تا صبح امروز ادامه داشت و هوا واقعاً دلپذیر بود…🌧️☁️
صبحمون با رفتن برق شروع شد، اما توی همین فاصله رفتیم بالکن، خمیر دوتا کوکی رو آماده کردیم، از هوای خنک لذت بردیم و کتاب خوندیم😌💙

راستش امروز هوا دقیقاً همون هوایی بود که دوست دارم، اما خودم از تکرار کارهای روزمره کلافه بودم.
حقیقتاً کار خونه فرسایشی و بی‌انتهاست؛ یه لوپ تکراری که تموم نمی‌شه و انگار هیچ‌وقت نتیجه مشخصی نداره🥲

کار بیرون حداقل نتیجه مشخص، ساعت کاری مشخص و حقوق داره و مغز یه پاداشی دریافت می‌کنه؛ اما کار خونه نه تموم می‌شه، نه پاداش مشخصی داره و نه حس رهایی می‌ده🙃
مخصوصاً توی خونه‌های کوچیک و آپارتمانی نسل ما که حتی حیاطی هم نیست برای اینکه گاهی از این چرخه فاصله بگیریم🫠

خلاصه اینهمه غر زدم که بگم اگه تو هم بعضی روزها حس بیهودگی، فرسودگی و بی‌انرژی بودن داری، تنها نیستی💙

گاهی برای بیرون اومدن از این حس، یه کار با نتیجه مشخص انجام بده؛ مثل پختن کیک یا کوکی، یه کاردستی یا حتی تموم کردن چند صفحه کتاب. و روزی ۱۵ دقیقه رو فقط برای خودت نگه دار؛ حتی اگه هیچ کار مفید دیگه‌ای نکردی🥹💚

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۱۷ پاسخ

من میگم تو روزی چندتا تاپیک بزار ما حوصلمون سرنره😁
بیااز روزمرگیت تاپیکای زیادی بذار👀

ممنون فاطمه جان بابت رسپی کوکی عزیزم شکر قهوه‌ای بخرم درست می کنم حتماً

وای چ قشنگ گفتی فاطمه جان
ما همه مون یه وقتایی تو یه لوپ تکراری به سر میبریم🫠

هواپیماتون چه خوشگل شده فاطمه😍رنگش کردین انگار کلی قشنگ تر شد🥰

تاپیک‌‌هات واقعاً مفید و حال خوب کن هستن. 💖🌻

فاطمه یه سوال
میز نجاری و اینجور چیزارو توی چه سنی برای مهراد خریدی؟؟؟
من رفته تو مخم که ماهم یه کارگاه کوچولو راه بندازیم
خوشم اومده😁

من تاحالا شیرینی و کوکی اینا درست نکردم
حس میکنم خیلی کار سختیه
میشه رسپی‌شو هم بذاری فاطمه جون
و اینکه عکس از کتاب پسر کوچولومونم بذار
اگه اشتباه نکنم کتاب فرانکلین درسته؟
کدوم جلداشو داری؟

آقا میشه هواپیمای رنگ شده رو به ما هدیه بدین من عاشقش شدم😁

وای که چقدر حرف دل این روزای منه
خدایی تمومیم نداره اصلا،هی مرتب جمع کردن،تمیز کردن،اگرم تمیز نباشه خونه اصلا اعصابم بهم میریزه
جدیدا بچه ها هم میدونن بخصوص دخترم میاد یه گوشه کارو میگیره🥹

کاملا باهات هم عقیده هستم،کار خونه فرسایشی و بی انتها هست همیشه درحال تکراره و هیچ وقت نتیجه مشخصی بهت نمیده و تحمل این موضوع خیلی برای آدم ها کمالگرا سخته🫠

چقدر حرف دل من بود آفرین

میفهمم چی میگی کار تکراری خونه خسته کنندست
ولی من واقعا حس خوبی میگیرم از مرتب کردن خونه
دلیلشم اینه چون بیرون کار میکنم( البته تایم کوتاه و درآمد بینهاااایت کم😅) وقتی برای نظم خونه وقت میذارم حس قدرت و توانمندی بهم میده
اگر نرسم حس بدی دارم

واقعا واقعا واقعا کار خونه فرسایشی و بی انتهاس
تکرار
تکرار
خسته کننده
اه
واقعا کلافه میشم ازش

درسته و چقدر با وجود کم بودن چقدر قشنگه برای خودت بودن🥺🤍
فاطمه جان کدبانو و باسلیقه🩷🩷

سلام قشنگ خانوم خوبي

من دیروز تو ۲۴ ساعت فقط ۳ ساعت و نیم خوابیدم
چجوری هنوز سرپام خودمم در تعجبم

دقیقا عزیزم 🤌
منم هر باپخت شیرینی .کیک . و......ی حس خوبی بهم دست میده ☺️😍

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
شبِ انیمیشن خانوادگیه ✨🪐
ما یه قانون کوچیک داریم؛ جمعه‌هایی که خونه‌ایم، بچه‌ها می‌تونن قانون‌های خونه رو کمی تغییر بدن 😁
مثلاً تایم تلویزیون بیشتر، دیرتر خوابیدن، مهراد یک ساعت تایم گوشی داشته باشه و بیشترِ روز رو با پدرشون بگذرونن.

بنظرم اینجوری یه روز معمولی، هیجان‌انگیزتر میشه

امروز با باباشون ذغال روشن کردن و کلی ذوق کردن، بعدازظهر هم با هم رفتن پارک و منم با خیال راحت بستنی موردعلاقه‌مو خوردم 😅بعد از شام ه سینمای خانوادگی‌مون رو راه انداختیم 🎥

قرار بود امروز بریم ساحل، اما بابا خسته بود و برنامه‌مون کنسل شد…
مهم اینه که روز تعطیل، حتی توی خونه هم لذت‌بخش باشه؛ گاهی با یه بازی، گاهی با یه فیلم، گاهی با یه پارک رفتن ساده… ❤️

راستش این وقت‌ها از خودم راضی میشم؛
نه چون همه چیز خوب پیش رفته، اتفاقاً امروز هم چالش کم نداشت 😅
بلکه چون دارم برای بچه‌هام چیزی رو می‌سازم که خودم کمتر تجربه‌اش کردم:

✨خاطره‌های خوب از روزهای تعطیل وخونه‌ای که کسل‌کننده نیست💙


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تبم
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روز آرومیه🌞
امروز خمیربازی‌ها رو که همه رنگاش قاطی شده بود، با چندتا وسیله مثل چوب‌بستنی، دکمه و قیچی گذاشتم جلوی بچه ها و خودم مشغول کارام شدم.

یه‌دفعه با ذوق گفت: «ببین چه زرافه‌ای درست کردم!» 😍
شاید ساده به نظر بیاد، ولی اینکه بدون هیچ راهنمایی خودش خمیر و چوب‌بستنی رو ترکیب کرده و ازش یه چیز مشخص ساخته، برای من خیلی ارزشمند بود🥹

بارها خونده و شنیده بودم توی کارهای هنری نباید به بچه‌ها بگیم «این‌طوری درست کن»، فقط باید ابزار رو در اختیارشون بذاریم و اجازه بدیم خلاقیت خودشون مسیر رو پیدا کنه؛ امروز واقعاً حسش کردم❤️

منم این وسط درگیر جمع‌کردن ساک برای آخر هفته و رفتن به روستا بودم، یه پنکیک و شربت خونگی هم زدم😎
رنگ شربتمو ببینیددد🍒😎

چه خبر از شما؟🥰

البته من از وقتی فهمیدم تاپیک‌های قدیمیم داره پاک میشه، انگیزه‌م یه کم پریده🥲 به پشتیبانی هم پیام دادم، فعلاً کسی جوابگو نیست🙃

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسید ایده‌ی بازی امروز یه بازی حسیِ خیلی ساده‌ست🧽
اسفنج و آب💦مناسب یک سال به بالا✅
چندتا اسفنج رو تیکه‌تیکه می‌کنیم، می‌ندازیم توی آب و بعد بچه‌ها آبشون رو می‌گیرن و توی یه ظرف دیگه می‌ریزن. با دست بیشتر دوست دارن، ولی با آبلیموگیر هم خیلی خوبه
“قبلا که حوصله داشتم اسفنج و دایره ای میبریدم روش طرح لیمو یا پرتقال میکشیدم جذاب بشه امروز حوصلم نکشید”

✅این بازی علاوه‌بر سرگرم‌کننده بودن، به تقویت ماهیچه‌های دست و انگشت‌ها، هماهنگی چشم و دست و مهارت‌های حرکتی ظریف کمک می‌کنه💪🏻

بهتره زیرش یه زیرانداز نرم یا سفره‌ی پلاستیکی پهن کنین💙

بعد از بازی هم بچه‌ها رو بردم بالکن تا هم توی هوای بیرون نقاشی بکشن و کیف کنن🎨☀️ هم یه کم خشک بشن، امروز هم خدا رو شکر آفتاب خیلی شدید نیست و هوا تقریباً ابریه🤍

از صبح هم شربت آلبالو درست کردم و با آلبالوهای اضافه، آلبالو خشک درست کردم🍒 خشک کردنش توی ایرفرایر خیلی راحته؛ فقط کمی نمک می‌زنم و حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه با دمای ۱۰۰ درجه می‌ذارم. خیلی خوشمزه می‌شه😋

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امشب بعد از مدت‌ها سینمای خانوادگی داشتیم. 🎥🍿🎫
یادتونه قبلاً براتون گفته بودم گاهی یه گوشه دنج درست می‌کنیم، کارتون موردعلاقه بچه‌ها رو تو تلوزیون می‌ذاریم و کنار هم دراز می‌کشیم و تماشا می‌کنیم؟ 🥹💙

این بار با پدرشون تصمیم گرفتیم یه پروژکتور بگیریم تا از این به بعد هر وقت خونه‌ایم، گاهی فیلم یا کارتون ببینیم و این بشه یکی از رسم‌های قشنگ خانوادگی‌مون. 🥹✨

برای واقعی‌تر شدن ماجرا، دوتا بلیط کاغذی درست کردم و یه باجه کوچولوی فروش بلیط هم راه انداختم. همین جزئیات ساده باعث شد ذوق بچه‌ها چند برابر بشه. حتی هیراد کوچولو هم حسابی هیجان‌زده بود. 🥹🤍

البته لازم نیست حتماً پروژکتور داشته باشین. با یه تلویزیون هم می‌تونین همین رول‌پلی رو اجرا کنین…🥰

راستش امروز از صبح بی حال یه گوشه افتاده بودم ولی دلم نمیخواست روزمون انقد بی انرژی تموم بشه و تصمیم گرفتم با یه کارتون خانوادگی یکمی جبرانش کنم😅

ما خونه خیلی بزرگی نداریم، اما تمام سعیمون اینه که گوشه‌گوشه‌ش پر از عشق، خنده و خاطره‌های قشنگ باشه که سال‌ها بعد، بچه‌هامون با لبخند ازش یاد کنن.امیدوارم وقتی بزرگ شدن این چیزا یادشون بمونه🥺و من و بخاطر بداخلاقی و بی صبری های گاه و بی گاهم ببخشن


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه🫠
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
این روزا محتوای مفید جز معرفی یه سایت براتون ندارم🤍سایت بازی‌آموز🔅
مزیت این سایت اینه که از داخل صفحات کتاب‌ها عکس گذاشته، برای همین راحت‌تر میشه قبل از خرید انتخابشون کرد📖
تقریباً بیشتر کتاب‌های خوب کودک رو داره، بازی‌های فکری و آموزشی هم همراه با رده‌بندی سنی توش پیدا میشه🎯💙

این روزا فقط دارم سعی می‌کنم روزهامون بگذره…
بیشتر وقتمون به کتاب خوندن می‌گذره.📚

پسرکم اما هنوز هر صبح یادشه به فلفل‌دلمه‌ای‌هاش آب بده.🌱
پارک میریم…
به مزرعه سر می‌زنیم…🌾
ولی با همه‌ی این‌ها، یه حس عجیبی همراهمه…این که حتما باید کاری بکنم!
فکر می‌کنم ما مادرهای این نسل، زیر فشار عجیبی زندگی می‌کنیم.

از یه طرف هر روز با حجم بی‌پایان اطلاعات، توصیه‌های روان‌شناسی و سبک‌های مختلف فرزندپروری روبه‌رو می‌شیم
از یه طرف، دلمون می‌خواد زنجیره‌ی زخم‌هایی که از نسل‌های قبل به ما رسیده رو قطع کنیم…

از یه طرف هم، بیشترمون توی آپارتمان‌های کوچیک، دور از خانواده و بدون اون شبکه‌ی حمایتی که نسل‌های قبل داشتن، داریم بچه بزرگ می‌کنیم.

نتیجه‌اش اینه که مدام احساس می‌کنیم ناکافی‌ایم…
به نظرم مادری کردن توی این نسل، فقط بزرگ کردن بچه نیست…

ما همزمان داریم با ترس‌ها، عادت‌ها و دردهایی که سال‌ها باهامون بوده می‌جنگیم؛ فقط برای اینکه کمتر به بچه‌هامون منتقل بشن.
ما وسط این چرخه ایستادیم…
مثل یه چرخ‌دنده که با هر چرخشش کمی فرسوده‌تر میشه، اما باز هم می‌چرخه؛ فقط به این امید که نسل بعد، بار سبک‌تری روی دوشش داشته باشه.
می‌دونم هیچ کودکی بدون زخم بزرگ نمی‌شه…
این تقریباً غیرممکنه.
اما از ته دل امیدوارم زخم‌های بچه‌هامون، به عمق زخم‌های ما نباشه…💙

شیرخشک پوشک رفلاکس پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بازی نداشتیم!😂
بله… یه روزایی هم اینطوریه دیگه.

چون تولد مهراد عزیزم نزدیکه، من حسابی درگیر تدارکات کیک، دیزاین و پذیرایی‌ام🥹🎂

این مکعب‌های چوبی رو از دیجی‌کالا ۲۰۰ تومن خریدم برای بازی بچه‌ها.
کلی کار میشه باهاشون کرد؛ از رنگ کردن و نقاشی کشیدن روشون گرفته تا ساختن پازل و بازی‌های خلاقانه.

ولی جالبه که خودشون بدون هیچ ایده‌ای از صبح باهاشون برج می‌سازن و هیراد هم با ذوق میاد خرابشون می‌کنه😂
همین خراب کردن‌ها هم برای خودش یه بازیه!

تو این چند سال بچه‌داری و خرید صدهااا اسباب‌بازی و پر شدن خونه از وسایل مختلف، به یه نتیجه رسیدم؛
اسباب‌بازی خوب لزوماً یه اسباب‌بازی گرون و پیچیده نیست.
گاهی چند تا تکه چوب ساده می‌تونه ساعت‌ها بچه رو سرگرم کنه.

حالا اگر چند تا رنگ و نقاشی هم روش می‌زدن، اسمش رو می‌ذاشتن «مکعب هوش» و چند برابر قیمت بهمون می‌فروختن😂

امروز هم هیراد بیشتر کنارم با همین‌ها مشغول بود تا من بتونم فیلینگ کیک تولدش رو آماده کنم.
وسط روز داشتم با وایتکس خط‌خطی‌های مداد روی دیوار رو پاک می‌کردم که دیدم هیراد زیادی ساکته🤔
رفتم ببینم چه خبره که دیدم مدادشمعی پیدا کرده و دیوار اتاقشون رو به معنای واقعی نابود کرده😅

خلاصه امروز شستم، رُفتم، پختم و دویدم و به یه سری چیزا نرسیدم… حتی پارک هم نرفتیم🥲

وقتی کیک، بادکنک‌ها، دیزاین، شام و همه چیز با خودته و تنهایی باید جمعش کنی، واقعاً فشارش زیاده.
هر سال همین داستانه، ولی امسال یه فرق بزرگ داره… قیمت‌ها واقعاً سر به فلک کشیده🫠

امیدوارم آخرش همه چیز قشنگ و دوست‌داشتنی پیش بره❤️

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
یکنفر امروز نرفت دانشگاه که بره تک و تنها پیاده روی کنه تو پاییز و یه نفس عمیق بکشه تا بتونه آخر هفته حسابی برای پسرکش اوقت و انرژی بذاره.
آشپزخونه هم نامرتبه. اتاق ایلیا هم حسابی ریخت و پاش هست. پس فردا هم مهمون دارم ولی به شدت به این رها کردن ذهن خودم در طبیعت نیاز داشتم.
کار خونه در نهایت انجام میشه. درسای عقب مونده دانشگاه پیش میره اونی که اگه بهش رسیدگی نکنم هرروز فرتوت تر و خسته تر میشه روح و ذهنمه پس باید به دادش میرسیدم.
این فرصت رو به خودتون بدید. بچه داری کار آسونی نیست. یه روز بیخیال کار خونه بشید و یک ساعت رو صرفا برای خوتون باشید حتی شده تایم شب که بچه ها میخوابن.
اون ساعت ذهنتونو رها کنید. گوشی رو هم بذارید کنار خوندن مطالب توی اینترنت و سوشال مدیا بیشتر خسته میکنه ذهنو.
یکساعت یا فقط چشماتونو ببیندید و موزیک یا قرآن یا پادکست گوش بدید یا کتاب بخونین یا برید بیرون از خونه حتی شده توی حیاط یکم قدم بزنین.
روان انسان خیلی زود خسته میشه. برای اینکه مادر شادی باشیم باید به داد روانمون اول از همه برسیم.