۵ پاسخ

چقدر خوبه تو بین روزمرگی ها و شلوغی های روزو شب که غافل میشم از آقاجان
صبح و شب یا هر موقع که پیام شمارو میام میخونم به واسطه شما یاد آقاجان میافتم و عرض سلام و ادبی میکنم
واقعا خوشحالم آقا نظر لطف داشتن و شمارو در مسیر زندگیم قرار دادن
عاقبت بخیر باشید با دعای امام زمان عج ان شاءالله 💚💚💚💚💚🌼🌼🌼🌼🌼

چقد متنت زیبا بود دلم آروم شد...میشه به منم یاد بدی چطور یاد آقا کنم تو زندگیم بیارمش...یکم راهاشو به منم بگو گلم

چقد عالی کاش منم مثل شما بشم

پسر منم همیشه میگه اولین آرزوم ظهور آقا امام زمان هست
بچه ها خیلی پاکن و وقتی در مورد وجود امام معصوم میشنوند به سمتش کشیده میشن به شرطی که من مادر کم نزارم
از خدا می‌خوام کمکم کنه بچه شیعه های مورد تایید آقا بزرگ کنم

💡پیشنهاد

این کار برای تقویتِ روحیه و برکتِ مادی و معنوی فوق‌العاده است. اون چیه؟👇

یه ظرفِ شیک یا یه جعبه‌ی کوچیک توی خونه بذارید.
چه کار کنید؟ هر روز شب، قبل از خواب، هر کدوم از شما خودتون یا همسر یا بچتون با کمک خودت یه چیزی که امروز به خاطرش خوشحال بودی یا یه آرزوی قلبی که می‌خوای امام براتون برآورده کنه رو روی یه تیکه‌ی کاغذ بنویسید (یا اگه بچت کوچیکه، تو براش بنویس) و بندازی توی صندوقچه.

🧠نتیجه: این کار تمرکزِ خانواده رو از «مشکلات» به سمت «نعمت‌ها» می‌بره و انگار دارید گزارشِ خوشی‌هایتون رو به پیشگاهِ آقا می‌برید.

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«مامان قشنگم، خسته نباشی که تا اینجا با تمام توان ایستادی. 🌸
هیچ‌وقت اجازه نده صدای "احساس ناکافی بودن" توی گوشت بلند بشه. می‌دونی؟ اون‌وروجک کوچولو، با تمامِ دنیای ساده‌اش، تو رو ستونِ اصلیِ جهان خودش می‌دونه. اگه یه لحظه از کنارش بری، انگار خورشید از آسمون کنده شده و دنبالت میاد تا دوباره نور بگیره.
برای مادر خوب بودن، لازم نیست کپیِ کسی باشی یا دنبال الگوهای بی‌روح بگردی. تو فقط کافیه "خودت یا بهتره بگم نسخه بهتره خودت" باشی؛ همون مادری که با تمام نقص‌ها و تلاش‌هاش، بهترین نسخه از عشق رو به فرزندش نشون می‌ده. مادری یعنی رشد کردن، یعنی روی شخصیت خودت کار کنی تا وقتی اون کوچولو بزرگ شد، به تو افتخار کنه.
ببین، هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم. منم گاهی از کوره در میرم، عصبی میشم و بعد از اینکه آرام شدم، با کلی پشیمونی میرم سراغ خدا و میگم: «خدایا،ببخشید سعی میکنم تکرار نکنم ولی لحظه‌ای پرید!»... مادری واقعاً سخته، همین‌طوری که نیست، سکان‌دارِ بهشت نمی‌شیم! 😂
اما یادت باشه، تو تنها نیستی. هر بار که احساس خستگی کردی، دستت رو دراز کن و به سمت آسمون ببر؛ تو داری برای یه امانتِ عزیز تلاش می‌کنی. از امام زمان (عج) بخواه که دستِ مهربونش رو روی قلب تو و آرامش فرزندت بذاره. اون حواسش به تمام این شب‌بیداری‌ها و زحمت‌های تو هست.
با هم رشد کنید، با هم بهتر بشید و یادت باشه: تو برای اون کوچولو، تمامِ دنیا هستی. ✨»

دل‌نوشته‌یک‌مامان‌طلبه

خواب
پوشک
نوزاد
شیرخشک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
«حس عجیبی دارم... دوباره توی اتوبوسِ رشت به تهرانم...

ذهنم پر کشید به چند سال پیش، وقتی که دانشجو بودم و با یه بلیط پونزده تومنی همین مسیر رو می‌رفتم. چه دنیای متفاوتی!!اون‌موقع یه دخترِ درون‌گرا بودم که کل مسیر رو می‌نشست و به آدم‌های دوروبرش توجه میکرد اما سختش بود ارتباط بگیره.
توی ذهنم واسه همه‌شون قصه می‌ساختم و شخصیت‌شون رو تحلیل می‌کردم؛ گاهی پادکست گوش می‌دادم و گاهی آهنگ، و غرق می‌شدم توی دنیای خیال‌بافی‌هام...

جالب اینجاست که همیشه توی اون خیال‌پردازی‌ها، آخرش خودم رو با چند تا بچه تصور می‌کردم. انگار که عشقِ به مادری همیشه گوشه‌ی قلبم بود؛ توی همون رویاها هم با بچه‌هام می‌رفتم پیک‌نیک و کارهای هیجان‌انگیز می‌کردم!

حالا نگاه کن! الان دوباره توی همون مسیرم، ولی این بار دو تا کوچولو توی بغلم خوابیدن. دستم از سنگینی‌شون خواب رفته، اما ذهنم رفته به روزهای گذشته...
نمی‌دونم، شما هم مثل من هستین یا نه؟ این‌قدر احساساتی هستین که با هر نشونه و هر مکانی، پرت بشین به گذشته و همه خاطرات براتون زنده بشه؟

دارم به چند سالِ دیگه فکر می‌کنم؛ به روزی که دوباره توی همین مسیرم... اون موقع چی یادم می‌آد؟ احتمالاً به همین روز فکر می‌کنم و با لبخند می‌گم: «وای... بچه‌هام چقدر کوچولو بودن.»

زندگی عجیبه، نه؟»


شیرخشک پوشک زایمان بارداری
مامان یـزدان🤎دنیـز🤍 مامان یـزدان🤎دنیـز🤍 ۲ سالگی
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
می‌گن هفت سال اول، دوران کاشتن نیست، دورانِ شکل‌گیریِ خاکه. 🌿
من یاد گرفتم که توی این سال‌های حساس، فقط نباید «تربیت» کنم؛ باید «احترام» بکارم، باید «محبت» ببارم. وقتی برای شخصیت کوچولوی من ارزش قائل می‌شم و به جای دستور، با محبت باهاش حرف می‌زنم، دارم با فطرتش بازی می‌کنم. می‌خوام به جای دروغ، صداقت توی قلبش ریشه کنه و به جای نقش بازی کردن، اصالت بخشی از وجودش باشه.

باید برای این بذرها حوصله داشت. نباید اجازه داد خلاءهای عاطفی، حفره‌های روحش رو پر کنن. گاهی وقتی جیغ می‌زنه یا شیطونی می‌کنه، می‌ترسم... اما بعد یادم می‌افته که این‌ها همون تخلیه‌های ضروری‌ان. اگه نذاریم امروز خودش رو خالی کنه، فردا توی طوفان‌های نوجوانی، با شکلی فجیع و آسیب‌زا خودش رو نشون می‌ده.

یادم باشه که اگر امروز بذر محبت و احترام رو درست در دلش نکارم، شاید فردا با کودکی روبرو باشم که خودش بلد نیست برای خودش ارزش قائل بشه؛ و همان‌طور که می‌گن: «مَنْ هَانَت عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ»؛ کسی که برای خودش شخصیت و ارزشی قائل نیست، از شرّ و آسیب خودش هم نباید در امان بود.بیا اجازه بدیم بچگی کنه، تا بزرگ بشه و اصیل... ✨

#تربیت
#استادحائری‌شیرازی
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
تربیت، بندبازیِ بین مهر و اقتداره. بچه هم «لطفِ آشکار» یعنی بوسه و نوازش رو می‌خواد، هم «لطفِ خفی» یعنی همون تشرِ به‌جا رو. سعدی چه قشنگ گفت: «گرش دوست داری به نازش مدار». اما حواست باشه؛ تشر نباید عادت بشه! اگه بچه حس کنه همیشه می‌تونه از خشمِ ما قسر در بره و نسبت به عکس‌العملِ ما «ایمن» بشه، دیگه حرف‌شنوی نداره. باید همیشه در «خوف و رجا» نگهش داشت؛ نه اون‌قدر بترسه که ازمون دور بشه، نه اون‌قدر خیالش تخت باشه که هر کاری دلش خواست بکنه.
یه ترفندِ طلایی: هیچ‌وقت بابتِ کارهای خوبش سریع پرونده رو نبند! همیشه یه «اما» بذار تا بدونه هنوز قله‌های بالاتر و خوبی‌های بزرگ‌تری هست که می‌تونه فتح کنه. مامان و بابا هم آدم‌ان و گاهی عصبی می‌شن، مهم اینه که این عصبانیت «به اندازه» باشه و زود با محبت ترمیم بشه. تربیت، هنرِ تعادله؛ نه سخت‌گیریِ همیشگی، نه رهاییِ مطلق. تو چطور این تعادل رو توی خونه با کوچولوت برقرار می‌کنی؟

تربیت
عصبی
مادر شیر گهواره شیرخشک
مامان ‌ریتاجC᭄‌ مامان ‌ریتاجC᭄‌ ۱ سالگی
خیلی وقته چیزی اینجا نذاشتم، ولی دلم خواست این خوشحالی کوچیکمو باهاتون به اشتراک بذارم. 🥹❤️
هنوز راه نمی‌ری دخترکم…
اما من از همون روزی که فهمیدم قراره یه دختر کوچولو داشته باشم، برای قدم‌هات رویا ساختم. 🥹❤️

بابات همون موقع برات این کفشا رو خرید…
کفش‌هایی که شاید اون روز برای پاهات خیلی بزرگ بودن، ولی برای دل مامان، پر از یه عالمه آرزو بودن.
نگهشون داشتم تا بالاخره یه روز بشه اندازه‌ی پاهای کوچولوت.

امروز یهو دلم خواست امتحانشون کنم…
آروم کفشا رو پوشوندم به پات و وقتی دیدم اندازه‌ت شده، از ذوق دلم فقط جیغ کشیدم 😭🥹❤️
همون‌قدر ذوق کردم که تو هم از خوشحالی ذوق کردی… انگار خوشحالی من، خوشحالی تو شد.
هنوز قدمی برنداشتی، هنوز با این کفشا راه نرفتی…
ولی من همین امروز، با دیدن پاهای کوچولوت توی این کفشا، هزار بار توی خیالم دیدمت که داری توی خونه بدو بدو می‌کنی و من دنبالت میام. 🥹👣

کاش زمان یه کم زودتر بگذره…
کاش زودتر برسه اون روزی که صدای قدم‌های کوچولوت رو بشنوم و ذوق کنم 😍
کاش زودتر ببینمت که با همین کفشا می‌دوی و من با ذوق صدات می‌کنم: «ریتاج مامان!» ❤️

نفس مامان… عشق مامان… جون مامان…
دختر من، عمر من…
هنوز راه نمی‌ری، ولی بدون که هر قدمی که قراره برداری، مدت‌هاست توی قلب مامانت منتظرته. ❤️🥹👣


❤️❤️❤️1405/6/17❤️❤️❤️