روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۱۲ پاسخ

مرسی از ایده های قشنگت که به اشتراک میذاری من امروز رنگها اونجوری که گفتی درست کردم و رفتیم حموم پسرم کلی بازی کرد و خوش گذشت 🥰چقد حالمون خوب شد ممنونم ازت ❤️😘

من عاشق بازی با رنگم و تو برنامه مون گذاشتمش🥹😍❤️❤️
وای دوتا کتاب هم زمان فقط از توان یه مادر برمیاد🤣

خداقوت بهت❤️
باحاله ها دوتا بچه داشتن یا شاید سه تا👀

بخدا ک من میخوام فرزند خونده ت بشم، کارای اداریش چی هست؟😅
خدا حفظتون کنه مامان پر انرژی 👍❤️

دوتا کتاب همزمان رو باید به عنوان یه مهارت جدید ثبت کنی 😆❤️

روز شما هم بخیر. مرسی که ایده میدی 🌼🌼

ماشالا بهتون

فاطمه جون بعد این بازی بچه هارو میبری حمام؟
زیر اندازو چجوری میشوری؟
میندازی لباسشویی؟

خدا قوت بهت😍
خداییش مدیریت کردن اینجور بازی ها هنر میخواد
و منی که همچنان زیر انداز یادم میره بخرم و تاپیک تورو میبینم وسوسه میشم که حتما زودتر بخرم تا بتونم این بازی هارو بازی کنیم😁

ایول مامان با حوصله 🥰

دستور ترایمسو میشه یه جور باششه کافئین نداشته باشه بشه به بچه ها داد؟
نمیدونم چرا تایپیک های تو رو توی اعلان واسه من نمیاره حتما جدا باید بیام چک کنم

😂
من فکر میکردم فقط منم که همزمان دوتا کتاب رو باید بخونم
ممنون که به اشتراک گذاشتی

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
‎بازی امروز ما: کوهنوردیِ برعکس🧗🏾

‎یه طناب به پایه‌ی مبل بستم و یه سر دیگه‌ش رو خودم گرفتم. مهراد دراز کشید و سعی کرد با کمک طناب خودش رو روی زمین بکشه و بیاد جلو 😄

‎البته هیراد ترجیح می‌داد از روی طناب بپره و خیلی زود بازی تبدیل شد به یک مسیر مانع ❗️ منم طناب رو بالا و پایین می‌بردم و بچه‌ها باید از روش می‌پریدن یا از زیرش رد می‌شدن و خودشون رو به اون طرف می‌رسوندن.

‎صبحمون هم با آیس‌کافی‌ای شروع شد که با عسل درست کرده بودم ☕️🍯 خیلی خوشمزه و جالب شده بود! بچه‌ها هم قهوه خواستن، پس برای اون‌ها شد شیر و شیره‌ی خرما 😎🥛

‎بعدش پسرا با هم کتاب خوندن و من هنوز نمی‌تونم به این صحنه‌ی کتاب خوندن مهراد برای هیراد عادت کنم 🥹 هر بار می‌بینمش ذوق می‌کنم 🥹🤍

‎الان هم بالاخره تایم تلویزیون رسیده و روشنش کردم تا منم برسم به کارهام 📺

‎ هنوز هیچ تصمیمی برای شام ندارم. یکی از گزینه‌هام ساندویچ مرغه 🤔

‎شما امروز چی دارین؟

‎اصلاً چرا باید این‌قدر درگیر ناهار و شام باشیم؟! 🥲
‎چرا انسان سه وعده غذا می‌خوره؟! 😂😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسید ایده‌ی بازی امروز یه بازی حسیِ خیلی ساده‌ست🧽
اسفنج و آب💦مناسب یک سال به بالا✅
چندتا اسفنج رو تیکه‌تیکه می‌کنیم، می‌ندازیم توی آب و بعد بچه‌ها آبشون رو می‌گیرن و توی یه ظرف دیگه می‌ریزن. با دست بیشتر دوست دارن، ولی با آبلیموگیر هم خیلی خوبه
“قبلا که حوصله داشتم اسفنج و دایره ای میبریدم روش طرح لیمو یا پرتقال میکشیدم جذاب بشه امروز حوصلم نکشید”

✅این بازی علاوه‌بر سرگرم‌کننده بودن، به تقویت ماهیچه‌های دست و انگشت‌ها، هماهنگی چشم و دست و مهارت‌های حرکتی ظریف کمک می‌کنه💪🏻

بهتره زیرش یه زیرانداز نرم یا سفره‌ی پلاستیکی پهن کنین💙

بعد از بازی هم بچه‌ها رو بردم بالکن تا هم توی هوای بیرون نقاشی بکشن و کیف کنن🎨☀️ هم یه کم خشک بشن، امروز هم خدا رو شکر آفتاب خیلی شدید نیست و هوا تقریباً ابریه🤍

از صبح هم شربت آلبالو درست کردم و با آلبالوهای اضافه، آلبالو خشک درست کردم🍒 خشک کردنش توی ایرفرایر خیلی راحته؛ فقط کمی نمک می‌زنم و حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه با دمای ۱۰۰ درجه می‌ذارم. خیلی خوشمزه می‌شه😋

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
الان که دارم این پست رو می‌نویسم، فقط چند دقیقه از فروپاشی روانیم گذشته.

از صبح با حال خوبی بیدار نشدم، اما سعی کردم جدیش نگیرم. خودم را با کارهای خونه مشغول کردم و چون حوصله‌ی بازی نداشتم، بچه‌ها رو هم شریک کارها کردم،غوره دونه کردن قارچ خورد کردن..

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش رفت؛ ناهار و شام آماده شد، خونه تمیز شد، بچه‌ها هم سرگرم بودن…

تا اینکه مهراد رفت اتاقش رو مرتب کنه و از روی حفاظ تختش پرید… و حفاظ شکست!

فقط تونستم از اتاق بیرون بیام تا با مهراد بدرفتاری نکنم؛ اما خودم از هم پاشیدم

انگار همون اتفاق، تیر آخر بود. آخرین چیزی که برای فرو ریختنم لازم داشتم.

حتی گریه هم آرومم نمی‌کنه

مهراد حالا توی اتاقش نشسته و از عذاب وجدان غصه می‌خوره، و من حتی توان این رو ندارم که برم بغلش کنم و بگویم هیچ‌چیز مهم‌تر از خودش نیست

گاهی فقط دلم می‌خواد برای مدتی از همه‌چیز فاصله بگیرم؛ برم توی غار تنهایی خودم، جایی که مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم یا مراقب همه باشم…

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
📚 دوتا معرفی کتاب؛ یکی واسه مامانا، یکی واسه بچه‌ها🥰
اول بریم سراغ کتاب مامانا؛ «نیک‌سرشت» از دکتر بکی کندی
به نظرم یه راهنمای جامع و کاربردی برای فرزندپروریه؛ چون فقط تئوری نمیگه و همراه با مثال‌های واقعی و روزمره، نحوه‌ی برخورد با موقعیت‌ها و چالش‌های مختلف رو هم توضیح میده✅
انقدر نکته و مثال کاربردی داره که به نظرم از اون کتاباست که باید چندبار خونده بشه🔅

حالا بریم سراغ کتاب بچه‌ها🥰
📖 مجموعه‌ی «سلام دنیا» 🌎
اطلاعات‌محوره، ولی با گرافیک و تصویرگری خیلی قشنگ و متن‌های کوتاه و کاربردی؛ طوری که حتی هیرادم که هنوز کوچیکه، عاشق دیدن عکس‌هاشه🥰

یکی از دلایل علاقه‌ی بچه‌ها به کتاب رو تا حد زیادی در دسترس بودن کتاب‌ها و خاموش بودن تلویزیون می‌دونم👌🏻
وقتی تلویزیون خاموشه، بچه‌ها مجبور میشن برای خودشون بازی بسازن، با هم تعامل کنن، حتی حوصلشون سر بره… و دقیقاً همون موقع‌هاست که کتاب و قصه می‌تونه براشون جذاب بشه.
البته تلویزیون ما کلاً حذف نشده، ولی بخش زیادی از روز خاموشه📺

چند وقتیه زمانی که با قهوه‌م میام روی مبل می‌شینم و هیراد سریع می‌دوه سمت کشوی کتاب‌ها📚کتاب میاره و دوتایی می‌شینن تا براشون بخونم🥹
«هیراد کتاب‌ها رو پاره نمی‌کنه؟!»
قبلاً پاره می‌کرد! چندتا کتاب هم تلفات دادیم😅
ولی کتاب‌های جلدسخت رو گذاشتم در دسترسش و هربار با قاطعیت می‌گفتم: «با کتاب اینجوری رفتار نمی‌کنیم.»و اگه پاره میکرد از دستش میگرفتم
نتیجه؟ الان هم ورق زدنش خیلی بهتر شده، هم می‌دونه کتاب قرار نیست پاره بشه🥰

معرفی کتاب بیشتر دوست دارین یا بازی؟
اینجا حس‌وحال همون روز می‌ذارم؛ یه روزایی خیلی بازی‌محوریم، یه روزایی کتاب‌محور، یه روزایی هم فقط بی‌حوصله‌ایم..

شیرخشک، پوشک، بارداری، واکسن ۱۸ ماهگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
بعد از چند روز بی‌حالی، امروز یه بازی کشفیِ حسی داشتیم🤌🏻💭🫧

هیراد با کف‌ها سرگرم شده بود و مهراد یه بازی حدس‌زدنی داشت؛ دستش رو داخل کف می‌کرد، فیگورها رو فقط با لمس کردن پیدا می‌کرد و حدس می‌زد چه حیوونیه🐄🐘

‼️البته این بازی برای بچه‌هاییه که مطمئنیم چیزی رو داخل دهنشون نمی‌برن‼️

برای درست کردن کف پف‌پفی و نسبتاً پایدار:
🫧 یک لیوان آب ولرم
🫧 ۳ تا ۴ قاشق شامپو بدن بچه
🫧 یک قاشق شکر
🫧 کمی نشاسته ذرت

همه رو با همزن می‌زنیم تا حسابی کف کنه و بافت پفی بگیره🤍

برای خودمم یه چیزی آماده کردم که وقتی بی‌حال می‌شم نجاتم بده😄🧋
آیس کافی عسلی بدون شکر درست کردم و گذاشتم فریزر که هر وقت خواستم چند قاشقش رو بریزم داخل شیر و یه نوشیدنی خنک آماده داشته باشم🥛

دستور دالگونا با عسل:
(همه‌ی مقدارها برابرن)

برای این مقدار که من درست کردم:
🍯 ۱/۳ پیمانه عسل
☕️ ۱/۳ پیمانه قهوه فوری دانه‌درشت (پودری نباشه چون خوب فرم نمی‌گیره)
💧 ۱/۳ پیمانه آب جوش

نکته‌ی مهمش اینه که اول عسل رو با همزن بزنین تا روشن‌تر و کرمی و پف‌دار بشه، بعد قهوه و آب جوش رو اضافه کنین و هم بزنین🤌🏻
دالگونای عسلی آماده‌ست؛ فقط بذارین فریزر و هر وقت هوس کردین چند قاشقش رو با شیر و یخ مخلوط کنین🧋💙

حالا شما بگین؛ امروزتون چطور گذشت؟
از صبح تا الان مشغول چی بودین و برای ادامه‌ی روز چه برنامه‌ای دارین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بازی نداشتیم!😂
بله… یه روزایی هم اینطوریه دیگه.

چون تولد مهراد عزیزم نزدیکه، من حسابی درگیر تدارکات کیک، دیزاین و پذیرایی‌ام🥹🎂

این مکعب‌های چوبی رو از دیجی‌کالا ۲۰۰ تومن خریدم برای بازی بچه‌ها.
کلی کار میشه باهاشون کرد؛ از رنگ کردن و نقاشی کشیدن روشون گرفته تا ساختن پازل و بازی‌های خلاقانه.

ولی جالبه که خودشون بدون هیچ ایده‌ای از صبح باهاشون برج می‌سازن و هیراد هم با ذوق میاد خرابشون می‌کنه😂
همین خراب کردن‌ها هم برای خودش یه بازیه!

تو این چند سال بچه‌داری و خرید صدهااا اسباب‌بازی و پر شدن خونه از وسایل مختلف، به یه نتیجه رسیدم؛
اسباب‌بازی خوب لزوماً یه اسباب‌بازی گرون و پیچیده نیست.
گاهی چند تا تکه چوب ساده می‌تونه ساعت‌ها بچه رو سرگرم کنه.

حالا اگر چند تا رنگ و نقاشی هم روش می‌زدن، اسمش رو می‌ذاشتن «مکعب هوش» و چند برابر قیمت بهمون می‌فروختن😂

امروز هم هیراد بیشتر کنارم با همین‌ها مشغول بود تا من بتونم فیلینگ کیک تولدش رو آماده کنم.
وسط روز داشتم با وایتکس خط‌خطی‌های مداد روی دیوار رو پاک می‌کردم که دیدم هیراد زیادی ساکته🤔
رفتم ببینم چه خبره که دیدم مدادشمعی پیدا کرده و دیوار اتاقشون رو به معنای واقعی نابود کرده😅

خلاصه امروز شستم، رُفتم، پختم و دویدم و به یه سری چیزا نرسیدم… حتی پارک هم نرفتیم🥲

وقتی کیک، بادکنک‌ها، دیزاین، شام و همه چیز با خودته و تنهایی باید جمعش کنی، واقعاً فشارش زیاده.
هر سال همین داستانه، ولی امسال یه فرق بزرگ داره… قیمت‌ها واقعاً سر به فلک کشیده🫠

امیدوارم آخرش همه چیز قشنگ و دوست‌داشتنی پیش بره❤️

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
جمعتون بخیر💙ما امروز هنوز درگیر بازی‌ تولدیم و گفتم این ایده‌ی بامزه رو باهاتون به اشتراک بذارم. هیراد عاشقش شده!😍

این بازی هم دو نفره و خانوادگی میشه، هم چند نفره و حتی بچه‌ها می‌تونن تنهایی هم باهاش سرگرم بشن.🎯

تم تولد ما باب‌اسفنجی بود، برای همین من باب‌اسفنجی کشیدم؛ ولی شما می‌تونید هر شخصیت یا آدمکی که بچه‌تون دوست داره درست کنید🖌️

روش ساختش هم خیلی راحته:
اول شخصیت رو روی کاغذ بکشید و به دیوار بچسبونید. بعد روی کل سطحش چسب برعکس بزنید تا کاملاً چسبنده بشه.

بعد براش چشم، دماغ، دست، پا، گوش یا هر عضو دیگه‌ای جداگانه درست کنید. (من برای اینکه قطعه‌ها محکم‌تر بشن و زود پاره نشن، چند لایه چسب دورشون زدم.)

حالا نوبت بازیه!🤭
هر بچه با چشم بسته باید اعضای صورت و بدن رو سر جای درستش بچسبونه.

آخرش که چشم‌هاشون رو باز می‌کنن و شاهکارشون رو می‌بینن، معمولاً از خنده منفجر میشن.😂

هیراد که دیگه عاشق قسمت چسبوندن دست و پاش شده و هی می‌کنه، دوباره می‌چسبونه و از اول شروع می‌کنه.🥹💙

چه میکنید؟من و همسر امروز مشغول تمیزکاری هستیم البته بیشتر همسرم چون من اول صبحمو با پریود آغاز کردم🥲🫠
حال بیرون رفتن که اصلا ندارم،اگه حال داشته باشم میخوام شب یه کارتون خانوادگی ببینیم با بچه ها🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
💎نتیجه‌ی بازی گنج‌یابی و کشف تخم دایناسور کنار ساحل، فوق‌العاده شد!🌊🏝️

الماس‌ها (که در واقع کریستال‌های لوستر بودن😁) رو لابه‌لای شن‌های ساحل مخفی کردم و روی یه برگه، نقشه‌ی محل دفنشون رو کشیدم. بچه‌ها با دنبال کردن نقشه، یکی‌یکی گنج‌ها رو پیدا کردن.🗺️💎

کنار گنج‌ها، تخم‌های دایناسوری هم بود که از قبل توی خونه درست کرده بودم. بعد با چکش شروع کردن به حفاری تا دایناسورهای کوچولو از داخل تخم‌ها بیرون بیان… ذوق و هیجانشون واقعاً دیدنی بود.🥹🦖

طرز تهیه‌ی تخم دایناسور مخصوص حفاری:👇🏻

🦕 یک پیمانه نشاسته ذرت
🦕 دو پیمانه شن
🦕 حدود نصف پیمانه آب (کم‌کم اضافه کنید تا مواد حالت خمیری پیدا کنه.)

بعد فیگور دایناسور رو وسطش بذارید، به شکل تخم دربیارید و اجازه بدید یک تا دو روز در دمای محیط بمونه تا کاملاً سفت بشه. بعد آماده‌ی حفاری و کشفه!🔎

اگر بازی‌های گنج‌یابی قبلی من یادتون باشه، کلی مرحله و معما داشتن. اما این بار عمداً بازی رو ساده‌تر طراحی کردم تا بچه‌ها بیشتر وقتشون رو کنار ساحل، بین شنا و بازی بگذرونن و گنج‌یابی فقط یه بخش هیجان‌انگیز از روزشون باشه.🌊☀️

و اما لحظه‌ی پیدا کردن کریستال‌ها… باید برق چشم‌هاشون رو می‌دیدین!😍 تا آخرش مطمئن بودن واقعاً الماس پیدا کردن.😁💎


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎯 بازی حرکتی برای یادگیری عدد و رنگ 🎨
🧡راستش اخیرا حس میکنم توی اموزش انگلیسی واسه بچه ها کم گذاشتم،نمیخواستم از سن کم دوزبانه بشن ولی چون کارتون انگلیسیم نذاشتم حس ناکافی بودن کردم🥲پس اینو طراحی کردم

برای این بازی، سه تا عدد انگلیسی 1، 2 و 3 رو روی سه تا بالش نوشتم و همون عددها رو روی سه تا کارت هم آماده کردم.
✨میتونین رنگ یا اشکال هندسی هم بکشین واسه سن هیراد🧡

بعد با همین وسایل چند مدل بازی انجام دادیم:

🔢 اول بالش‌ها رو روی زمین گذاشتم و هر عددی رو که نشون می‌دادم، بچه‌ها باید روی بالش مربوط به همون عدد می‌پریدن.

🏃‍♂️ بعد کارت‌ها رو بهشون دادم و بالش‌ها رو در قسمت‌های مختلف اتاق گذاشتم. باید کارت خودش رو پیدا می‌کرد و روی بالش مربوط به همون عدد می‌ذاشت.

📣 برای یادگیری بهتر، همزمان عددها رو با صدای بلند تکرار می‌کردم:یک دو سه
و در مرحله‌ی بعد، دیگه عددها رو نشون ندادم تا ببینم خودش می‌تونه عدد موردنظر رو پیدا کنه یا نه.

بعد از اینکه احساس کردم عددهای 1، 2 و 3 برای مهراد جا افتاده، با هم روی کنترل هم تمرینشون کردیم.

برای هیراد هم به‌جای عددها از رنگ‌ها استفاده کردم. البته هنوز رنگ‌ها رو به‌صورت دقیق از هم تفکیک نمی‌کنه و بیشتر با علاقه‌ی خودش بالش‌ها رو جابه‌جا می‌کرد، اما همین فعالیت برایش تمرین خوبی برای حرکت، توجه و دنبال کردن دستور بود. 🌈

و جذاب‌ترین بخشش اینه که می‌تونید هر بار یک مدل جدید با همین وسایل بازی کنید و بازی رو برای سن و سطح یادگیری کودک تغییر بدید. 😍


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
نتیجه‌ی کیک و دیزاین تولد پسرکم🥹🎂💛
به نظرم همه‌ی خستگیاش می‌ارزید، نه؟🥹

این اولین تجربه‌ی خامه‌کشی کیک مکعبی من بود و با اینکه کلی استرس داشتم، از نتیجه‌ش راضیم.😍

قرار بود وقتی هیراد ظهر خوابید، بادکنک‌ها رو بچسبونم… ولی حدس بزنین چی شد؟! نخوابید!😂
من هی بادکنک باد می‌کردم، آقا هی شوتشون می‌کرد.😁🎈
خلاصه، هندل کردن همه‌ی این کارا، اونم تک و تنها، اصلاً آسون نبود؛ ولی وقتی آخرش همه‌چی کنار هم قرار گرفت، تمام خستگی‌هام یادم رفت.🥹

از همه شیرین‌تر، ذوق مهراد بود…🥺
همش میاد بغلم می‌کنه، تشکر می‌کنه و میگه:
«مامان خیلی از تولدم خوشم اومد، عاشق هدیه‌م شدم.»🥹💛

هدیه‌ش یه ست شعبده‌بازی بود؛ یه چوب شعبده و چند وسیله برای غیب کردن توپ و کلی ترفند باحال.🪄
یه مدتی بود به شعبده‌بازی علاقه پیدا کرده بود، ولی واقعاً فکر نمی‌کردم اینقدر ذوق‌زده بشه.🥹

بازی‌ای هم که برای تولد طراحی کرده بودم، حسابی مورد استقبال بچه‌ها قرار گرفت و از جایزه‌هاشون کلی خوشحال شدن.🥰
(عکسش رو توی تاپیک قبلی گذاشتم.)
گیفت هر بچه هم یه پک رنگ‌آمیزی فیگور باب‌اسفنجی با قلم‌مو و رنگ بود.🎨

راستی من خودم خیلی موافق گیفت دادن توی جشن تولدم؛ چون اینطوری همه‌ی بچه‌ها با یه هدیه‌ی کوچیک و یه خاطره‌ی قشنگ از مهمونی برمی‌گردن و دلشون پیش هدیه‌ی بچه‌ی متولد نمی‌مونه.💛

و حالا…
یه مامان خسته، داغون، ولی خیلی خیلی خوشحال و راضی.🥹✨


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎨🖌️ رنگ انگشتی یا گواش خونگی و خوراکی

مقدار مساوی ماست و آرد رو با هم مخلوط کنین و خوب هم بزنین.✨
من از هر کدوم نصف پیمانه استفاده کردم، بعد هم چند قطره رنگ خوراکی اضافه کردم و تمام!😍🌈

این ترکیب برای بچه هایی که ممکنه موقع بازی همه‌چیزو دهن میکن، خیال آدمو راحت‌تر می‌کنه. البته قرار نیست خورده بشه، ولی اگه یه مقدار خیلی کم وارد دهنشون شد، جای نگرانی زیادی نیست.🥰

راحت هم از روی سطوح پاک میشه.✅
داخل ظرف دربسته توی یخچال نگه‌داریش کنین.❄️

راستی… امروز صبح با انرژی خوبی که از گردش دیروز گرفته بودیم روزمون رو شروع کردیم. داشتم پنکیک درست می‌کردم که یهو سرفه‌های پشت سر هم مهراد شروع شد…🥲

جونم براتون بگه از ساعت ۱۰ صبح تا ۲ ظهر درگیر دکتر و دارو و اینا بودیم. آخرش فهمیدیم مریض نشده، فقط آلرژیش به خاطر باد کولر بیشتر شده.🥺

تو مطب هم هیراد یه کاری کرد که فکر کنم چند کیلویی لاغر شدم!😂 چند نفر هم برام آرزوی صبر کردن! فقط تصور کنین ساعت یک ظهر، وسط پیاده‌رو هیراد داشت با تمام سرعت می‌دوید و منم دنبالش!🤣

خلاصه که امروز از اون روزای پرچالش بود…

حالا این رنگ‌ها رو آماده کردم که اگه بچه‌ها حال و حوصله داشتن، عصر رنگ‌بازی کنیم.💙🎨

شما چه خبر؟؟

یرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
ن