‎بازی امروز ما: کوهنوردیِ برعکس🧗🏾

‎یه طناب به پایه‌ی مبل بستم و یه سر دیگه‌ش رو خودم گرفتم. مهراد دراز کشید و سعی کرد با کمک طناب خودش رو روی زمین بکشه و بیاد جلو 😄

‎البته هیراد ترجیح می‌داد از روی طناب بپره و خیلی زود بازی تبدیل شد به یک مسیر مانع ❗️ منم طناب رو بالا و پایین می‌بردم و بچه‌ها باید از روش می‌پریدن یا از زیرش رد می‌شدن و خودشون رو به اون طرف می‌رسوندن.

‎صبحمون هم با آیس‌کافی‌ای شروع شد که با عسل درست کرده بودم ☕️🍯 خیلی خوشمزه و جالب شده بود! بچه‌ها هم قهوه خواستن، پس برای اون‌ها شد شیر و شیره‌ی خرما 😎🥛

‎بعدش پسرا با هم کتاب خوندن و من هنوز نمی‌تونم به این صحنه‌ی کتاب خوندن مهراد برای هیراد عادت کنم 🥹 هر بار می‌بینمش ذوق می‌کنم 🥹🤍

‎الان هم بالاخره تایم تلویزیون رسیده و روشنش کردم تا منم برسم به کارهام 📺

‎ هنوز هیچ تصمیمی برای شام ندارم. یکی از گزینه‌هام ساندویچ مرغه 🤔

‎شما امروز چی دارین؟

‎اصلاً چرا باید این‌قدر درگیر ناهار و شام باشیم؟! 🥲
‎چرا انسان سه وعده غذا می‌خوره؟! 😂😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۱۹ پاسخ

هربار تاپیک های شما رو میبینم احساس ناکافی بودن میکنم پسرای منم تقریبا همسن دوتا پسر شما هستن خیلی دوس دارم بیشتر باهاشون وقت بگذرونم ولی نمبدونم چرا نمیشه🥲🥲

چه خوب که دوتا بچه با این فاصله سنی کم دارید ^^ اونم هم جنس
خودتون خواستید؟

ابن کتاب رو به پیشنهادت خریدم عزیزم🩵اول پسرم نگاهش هم‌نمیکرد الان هرروز میگه ماسین یعنی ماشین
شکل هاشو براش میگم میگم هواپیما کو‌ نشون میده میگه ایناهاشااا😂خیلی ذوق می‌کنم قبلا کتاب پارچه ای میگرفتم اونا هم دوست داشت الان این کتابش رو دویت داره🙃

سلام عزیزم
اختلاف سنی پسرا چندساله؟؟

باید مثل خارجیا دو وعده بخوریم
یعنی چی هی غذا درست کن،ظرف بشور،میان وعده،ظرف،غذا، ظرف و...

آقااا منم بچه هام فاصله اشون مث بچه های شمان دعوا نمیکنن من مردم انقدر اینا دعوا دارم پسرم یه سیس قلدری میگیره به آبجیش میگه وایسا من بزنمت توهم تکون نخور🥲😂🥲🥲

به به لحظات دونفره ناب برادرانه🥹🥲❤️

خسته نباشی گلی جان❤️
ناهار ماهی داشتیم منو پسری اکثرا ناهار تنهاییم این خیلی خوبه😅
شام ماکارونی میزارم
ازاین فلفل سبز ریزا تویخچاله میخوام یه سبد باماکارونی بخورم خیالم راحت شه😂
غروبم میخوام کوکی درست کنم

خیلی خوبه که با هم سازگاری دارن
اوخدااا کتاب خوندن مهراد برای هیراد 😍

من همچین صحنه هایی رو نهایت در هفته یبار ببینم بیشتر وقتاشون دعواس😂
خدایی این خواهر برادرا چرا با هم نمیسازن نمیدونم 😀

وای اون صحنه کتاب خوندم تشویق به فرزنداوریه

خاهر من دوتا پسر تمام وقت باهم دعوا میکنن انقدر ناراحت میشم و اعصابم خورد میشه. نه میتونن بازی کنن نه کتاب هیچی هیچیه. همش برای هرکاری دعوا و گریه اس چطور اینا میتونن بازی کنن و باهم بسازن من هیچ کاری نمیتونم براشون کنم فقط دعواس

خدا قوت
منم از اینکه این همه تایم باید برای درست کردن غذا بزارم کلافه میشم

ناهار کوکو سبزی داشتیم
شام سوپ شیر داریم
عصری میخام برم بیرون جو هاشو از صبح گذاشتم‌بپزه
اومدم سریع آماده کنم

یکی بمن میگفت که مامانایی که دو تا بچه بفاصله ۲ ۳ سال دارند اوایل زایمان دوم تا یکی دو سال اذیت میشند ولی بعدش خیلی راحت ترند نسبت به مامانای تک فرزند. به جهت اینکه بیشتر اوقات بچه ها خودشون با هم مشغول هستند و مادر آزادتره نسبت به یه مادر تک فرزند. شما چه نظری دارید؟ تایید میکنید؟ یا لزوما اینطور نیست؟

خدا بچه هاتون حفظ کنه راستش شمارو میبینم وسوسه بچه دوم بهم دست میده ولی بعدش وجدانم میاد میگه لطفا ساکت شو دوست عزیز الان بیخیال شو 😅من امروز صبح وقتی فهمیدم عادت ماهانه شدم غذای سه الی روزمو درست کردم چود میدونم حالم بد میشه انرژی و توانش ندارم دو وعده مرغ گذاشتم قیمه بعد مدتها گذاشتم ولی درحد سه الی ۴ وعده درست کردم ماکارونی براشام میخواستم بذارم اینقدر شکمم درد میکرد نوانشو نداشتم فقط ظرفهای که بود رو شستم اومدم نشستم دخترمم یکم با اسباب بازیا سرگرم شد یکم
کارتون میبینه یکم میاد پیشم که نشستم یا دراز کشیدم واقعا داغونم
حالا رو مبل دونفره یک عالمه لباس خشک شده گذاشتم از رو رخت آویز جمع کردم باید تا بشن
شانس آوردم دیروز پری روز خونه رو جارو کشیدم چون اصلا امروز توان این کارو دیگه ندارم پریود نمیشیم ی درده میشیم هم ی درده

هروقت تایپیک های شما رو میبینم دوست دارم دوتا بچه داشته باشم ولی بعدش پشیمون میشم تا تایپیک بعدی😅😅😅😅 واقعا سخت از غذا پختن انتخاب خود غذاس

ای جونم🥹
قربون ریختشون آخه🥹🤍
واقعا چرا باید سه وعده بخوریم؟!بعضی روزا اصلا آدم میمونه چی درست کنه🤦🏻‍♀️

اخ بقیه حرفاتو خیلی متوجه نشدم اما جمله اخرت فقط چرااااا انسان این همه غذا میخوره خب صب به صب میخوردیم دیگه چه وضشه 😵‍💫

خدا برات حفظشون کنه عزیزم

واقعاخواهر،مادربودن کارسختیه،هنوزصبحانه نخوردی توفکرناهاری،ناهارتوآماده کردی ب فکرشامی

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
ایده بازی امروز از یه حلقه و طناب شروع شد⭕️🥰🎗️
و به چندتا بازی جالب و هیجان انگیز تبدیل شد🏀ایده اولیه از من بود؛

حلقه رو با طناب روی زمین می‌کشیم و بچه‌ها باید هم‌زمان با حرکتش بپرن داخلش😍
یه تمرین عالی برای هماهنگی چشم و پا، تعادل، تمرکز، زمان‌بندی و واکنش سریع ⚡️

🚨واسه هیراد آروم حرکت میدادم که راحت بپره واسه مهراد هر مرحله سرهتو بیشتر کردم که چالشی تر بشه

بعد چند دقیقه مهراد یه ایده داد💡
گفت وقتی این طنابو به حلقه وصل کردی شبیه طناب کلانتر شده که باهاش دزدارو میگیره یا چیزیو از باتلاق نجات میده
بهش گفتم نظرت چیه توپا نقش دزدارو بازی کنن؟یا تو باتلاق باشن؟
و بازی دوم شروع شد👮‍♂️
توپارو چیدیم و پسرا با پرتاب حلقه میگرفتنشون و باید آروم میکشیدن تا توپ از حلقه خارج نشه و بیاد سمت خودشون،اتفاقا تمرین خوبی واسه دقت و تمرکز بود👏🏻

هیراد از این بازی بیشتر استقبال کرد😍

خب بریم سراغ کتاب:کتاب من صندلی نیستم،با یه داستان و تصویرگری خیلی بامزه واسه تقویت عزت نفس و اعتماد بنفس👌🏻روی کتاب زده +۵ ولی خب طبق معمول هیراد با عکساش خیلی کیف میکنه،

🥛شیر بچه ها هم امروز عروسکی شد؛کار آسونیه یه خورده شیر گرم و تو شیشه تکون بدین کف کنه و فوم دار بشه بعد با یه خلال دندون و شیره خرما روش یه چیزی بکشین🐰

🦷هیراد داره نوزدهمین دندونش درمیاد و شدیدا اذیته و پورمون کرده،چه خبر از شما؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
یه بازی ساده ولی پر از تمرین‌های ریز و مهم 😍💨 مناسب ۱۸ ماه به بالا✅

بچه‌ها باید پوم‌پوم‌ها رو با نی فوت کنن و سعی کنن بندازنشون داخل لیوان 🎯
این بازی به تقویت تمرکز، هماهنگی چشم و دست، کنترل تنفس، دقت و هدف‌گیری کمک می‌کنه و یه تمرین بامزه برای کنترل نیروی فوت هم هست.

تازه کلی هم هیجان داره!
من فکر می‌کردم هیراد استقبال نکنه ولی خیلی مشغول شد؛ بیشتر از یه ربع!! 😁

بعدشم مهراد گفت:من یه بازی دیگه خودم اختراع کردم!
با همون نی، پوم‌پوم‌ها رو می‌کشید بالا و می‌ریخت توی لیوان. اونم خیلی جالب و چالشی بود👌🏻
خلاصه راضی‌ام از این بازی 😁

📚 کتاب توی عکس از مجموعه فرانکلینه؛ این داستان درباره‌ی چالش تقسیم وسایل و برادر بزرگ‌تر بودنه و به نظرم خیلی خوب و کمک‌کننده‌ست 💙

مجموعه فرانکلین واقعاً کتاب‌های باکیفیتی داره، با تصویرگری‌های خیلی قشنگ و داستان‌هایی که به چالش‌های واقعی بچه‌ها نزدیکه🐢
گروه سنی‌ش از ۳ سال به بالاست، ولی هیراد عاشق عکس‌هاشه و همیشه نگاهشون می‌کنه🏞️

تا قبل این گرونی‌ها قیمتش هم خیلی مناسب بود؛ ۷۰، ۸۰ تومن بود، حتی من بعضی‌هاشو ۵۰ تومن گرفته بودم… ولی الان قیمتش رفته روی ۲۰۰ 🫠
واقعاً دیگه کتاب خریدن هم سخت شده!

شما برنامه‌ی خاصی برای خرید کتاب بچه‌ها دارین؟ 📚💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🪡🧵 تمرین دوخت‌ودوز فقط یه کاردستی بامزه نیست؛ یه تمرین عالی برای تقویت مهارت‌های ظریف، تمرکز و هماهنگی چشم و دسته 😍

✅برای کوچولوهای ۱۸ ماه به بالا می‌تونین یه مقوا یا کاغذ رو پانچ کنین و با خلال‌دندون یا چوب بستنی شروع کنین.
برای سن مهراد هم نمد و سوزن کاموای پلاستیکی خیلی خوب جواب می‌ده؛ البته هیراد هم با همون سوزن کار کرد 🪡

این اولین دوخت مستقل مهراده 🥹😍🦉
چون سوزن پلاستیکی تیز نیست، دور نمد رو با سیخ چوبی سوراخ کردم تا خودش بتونه نخ رو رد کنه. بعد دوخت، داخلش پنبه ریختیم و با چسب بال و نوکش رو چسبوندیم. 🥰

باور کنین من خیلی بیشتر از خودش برای کارهاش ذوق می‌کنم🥹❤️
هیراد هم با کارتون و سوزن حسابی سرگرم شد و حس میکرد چیزی دوخته واقعاً فعالیت جذابیه.

راستی یه سوال:
مهراد تقریباً هر چیزی که درست می‌کنه دوست داره به آدمایی که دوستشون داره هدیه بده؛ مثلاً میگه «بدم به فلانی خوشحال بشه» طبیعیه؟؟
آخه من دلم می‌خواد بعضی‌هاش رو یادگاری نگه دارم🫠

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؛
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
الان که دارم این پست رو می‌نویسم، فقط چند دقیقه از فروپاشی روانیم گذشته.

از صبح با حال خوبی بیدار نشدم، اما سعی کردم جدیش نگیرم. خودم را با کارهای خونه مشغول کردم و چون حوصله‌ی بازی نداشتم، بچه‌ها رو هم شریک کارها کردم،غوره دونه کردن قارچ خورد کردن..

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش رفت؛ ناهار و شام آماده شد، خونه تمیز شد، بچه‌ها هم سرگرم بودن…

تا اینکه مهراد رفت اتاقش رو مرتب کنه و از روی حفاظ تختش پرید… و حفاظ شکست!

فقط تونستم از اتاق بیرون بیام تا با مهراد بدرفتاری نکنم؛ اما خودم از هم پاشیدم

انگار همون اتفاق، تیر آخر بود. آخرین چیزی که برای فرو ریختنم لازم داشتم.

حتی گریه هم آرومم نمی‌کنه

مهراد حالا توی اتاقش نشسته و از عذاب وجدان غصه می‌خوره، و من حتی توان این رو ندارم که برم بغلش کنم و بگویم هیچ‌چیز مهم‌تر از خودش نیست

گاهی فقط دلم می‌خواد برای مدتی از همه‌چیز فاصله بگیرم؛ برم توی غار تنهایی خودم، جایی که مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم یا مراقب همه باشم…

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
جمعتون بخیر💙ما امروز هنوز درگیر بازی‌ تولدیم و گفتم این ایده‌ی بامزه رو باهاتون به اشتراک بذارم. هیراد عاشقش شده!😍

این بازی هم دو نفره و خانوادگی میشه، هم چند نفره و حتی بچه‌ها می‌تونن تنهایی هم باهاش سرگرم بشن.🎯

تم تولد ما باب‌اسفنجی بود، برای همین من باب‌اسفنجی کشیدم؛ ولی شما می‌تونید هر شخصیت یا آدمکی که بچه‌تون دوست داره درست کنید🖌️

روش ساختش هم خیلی راحته:
اول شخصیت رو روی کاغذ بکشید و به دیوار بچسبونید. بعد روی کل سطحش چسب برعکس بزنید تا کاملاً چسبنده بشه.

بعد براش چشم، دماغ، دست، پا، گوش یا هر عضو دیگه‌ای جداگانه درست کنید. (من برای اینکه قطعه‌ها محکم‌تر بشن و زود پاره نشن، چند لایه چسب دورشون زدم.)

حالا نوبت بازیه!🤭
هر بچه با چشم بسته باید اعضای صورت و بدن رو سر جای درستش بچسبونه.

آخرش که چشم‌هاشون رو باز می‌کنن و شاهکارشون رو می‌بینن، معمولاً از خنده منفجر میشن.😂

هیراد که دیگه عاشق قسمت چسبوندن دست و پاش شده و هی می‌کنه، دوباره می‌چسبونه و از اول شروع می‌کنه.🥹💙

چه میکنید؟من و همسر امروز مشغول تمیزکاری هستیم البته بیشتر همسرم چون من اول صبحمو با پریود آغاز کردم🥲🫠
حال بیرون رفتن که اصلا ندارم،اگه حال داشته باشم میخوام شب یه کارتون خانوادگی ببینیم با بچه ها🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روز آرومیه🌞
امروز خمیربازی‌ها رو که همه رنگاش قاطی شده بود، با چندتا وسیله مثل چوب‌بستنی، دکمه و قیچی گذاشتم جلوی بچه ها و خودم مشغول کارام شدم.

یه‌دفعه با ذوق گفت: «ببین چه زرافه‌ای درست کردم!» 😍
شاید ساده به نظر بیاد، ولی اینکه بدون هیچ راهنمایی خودش خمیر و چوب‌بستنی رو ترکیب کرده و ازش یه چیز مشخص ساخته، برای من خیلی ارزشمند بود🥹

بارها خونده و شنیده بودم توی کارهای هنری نباید به بچه‌ها بگیم «این‌طوری درست کن»، فقط باید ابزار رو در اختیارشون بذاریم و اجازه بدیم خلاقیت خودشون مسیر رو پیدا کنه؛ امروز واقعاً حسش کردم❤️

منم این وسط درگیر جمع‌کردن ساک برای آخر هفته و رفتن به روستا بودم، یه پنکیک و شربت خونگی هم زدم😎
رنگ شربتمو ببینیددد🍒😎

چه خبر از شما؟🥰

البته من از وقتی فهمیدم تاپیک‌های قدیمیم داره پاک میشه، انگیزه‌م یه کم پریده🥲 به پشتیبانی هم پیام دادم، فعلاً کسی جوابگو نیست🙃

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسید ایده‌ی بازی امروز یه بازی حسیِ خیلی ساده‌ست🧽
اسفنج و آب💦مناسب یک سال به بالا✅
چندتا اسفنج رو تیکه‌تیکه می‌کنیم، می‌ندازیم توی آب و بعد بچه‌ها آبشون رو می‌گیرن و توی یه ظرف دیگه می‌ریزن. با دست بیشتر دوست دارن، ولی با آبلیموگیر هم خیلی خوبه
“قبلا که حوصله داشتم اسفنج و دایره ای میبریدم روش طرح لیمو یا پرتقال میکشیدم جذاب بشه امروز حوصلم نکشید”

✅این بازی علاوه‌بر سرگرم‌کننده بودن، به تقویت ماهیچه‌های دست و انگشت‌ها، هماهنگی چشم و دست و مهارت‌های حرکتی ظریف کمک می‌کنه💪🏻

بهتره زیرش یه زیرانداز نرم یا سفره‌ی پلاستیکی پهن کنین💙

بعد از بازی هم بچه‌ها رو بردم بالکن تا هم توی هوای بیرون نقاشی بکشن و کیف کنن🎨☀️ هم یه کم خشک بشن، امروز هم خدا رو شکر آفتاب خیلی شدید نیست و هوا تقریباً ابریه🤍

از صبح هم شربت آلبالو درست کردم و با آلبالوهای اضافه، آلبالو خشک درست کردم🍒 خشک کردنش توی ایرفرایر خیلی راحته؛ فقط کمی نمک می‌زنم و حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه با دمای ۱۰۰ درجه می‌ذارم. خیلی خوشمزه می‌شه😋

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
سلااام🥰بازی امروز هیراد: (مناسب برای ۶ ماه به بالا)
یه کیسه رو پر از توپ کردم و سرش رو با نخ بستم، طوری که فقط به اندازه‌ی دست هیراد باز بمونه. بعد دونه‌دونه توپ‌ها رو از توی کیسه درمی‌آورد وپرتاپ میکرد⚽️🏀

این بازی رو از حدود ۶-۷ ماهگی هم میشه انجام داد و با همین سادگی کلی مهارت رو درگیر می‌کنه؛ از دستورزی و هماهنگی چشم و دست گرفته تا تقویت عضلات ظریف انگشت‌ها و مچ، گرفتن و کشیدن اشیا و درک مفهوم داخل و بیرون✅

📚 معرفی کتاب امروز هم برای بچه‌های ۳ سال به بالاست؛ مجموعه‌ی «دایرةالمعارف کوچک من» که عنوان‌های خیلی متنوعی داره و اطلاعات رو با توضیحات ساده و کاربردی به بچه‌ها یاد میده.
چون داستانی نیست و بیشتر اطلاعاتیه، بهتره موقع خوندنش خودمون با هیجان و ساده‌سازی تعریفش کنیم تا برای بچه جذاب‌تر بشه.
مهراد که عاشق این مجموعه‌ست و واقعاً چیزهای زیادی ازش یاد گرفته💙

این‌ عکسا خیلی گوگولیناما بدانید و آگاه باشید امروز به همین آرومی نبود😅
پسرا در کمددیواریو از جا کندن و در افتاد رو هیراد😱خدا رحم کرد چیزیش نشد🥹واقعا وقتی صداشو شنیدم و رفتم دیدم هیراد زیرشه حالم بد شده بود
اره خلاصه پسر داشتن همینقد هیجان انگیزه😂😂

چه خبر از شما؟؟چه میکنید با بچه داری🫠🫠شمام بیاین تعریف کنید دیگه همش احساس میکنم من دارم حرف میزنم بقیه نگاه میکنن🥸


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؛
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
دلنوشته ی موقت:
امروز چون از روتین خارج شده بودیم، از صبح کلافه بودم.

قراربود کتاب های بچه هارو مرتب کنم و چندتایی به دوستام معرفی کنم، اما کتاب‌ها تا ظهر وسط خونه بودن، چون مجبور شدم صدتا کتاب بخونم! 😅 هر بار هم که می‌خواستم جمعشون کنم، هیراد دوباره می‌ریخت بیرون.

وسط همین شلوغی داشتم غذا درست می‌کردم، گردگیری می‌کردم و سعی می‌کردم یه کم به خونه برسم…🙃

همین‌طور که کلافه بودم و با خودم فکر می‌کردم امروز همه‌چیز از روال خارج شده و هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نرفته، مهراد که داشت برای خودش بازی می‌کرد و راه می‌رفت، یهو گفت:
«آخیش چه روز خوبیه امروز! چه حس خوبیه!» 🥹
یه تلنگر خوردم…

لازم نیست همه‌چیز همیشه روی روال خودش باشه.
لازم نیست حتماً یک روز، شبیه روزهای مرتب و برنامه‌ریزی‌شده‌ی یک مادر کمال‌گرا پیش بره تا بتونیم بگیم «امروز روز خوبی بود».

برای بچه‌ها زندگی خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست.

خونه بالاخره جمع شد. ناهار و شام آماده شد، کتاب‌ها مرتب شدن و یکی دو ساعت بعد، خونه دوباره به حالت قبل برگشت.

بعد هم راه افتادیم سمت پارک.

توی راه، شالیزارهای برنج رو دیدیم؛ همون‌هایی که از وقتی کاشته شدن، تقریباً هر روز بهشون سر زدیم و رشدشون رو تماشا کردیم. حالا دیگه بزرگ شده بودن و خوشه داده بودن. 🌾

عکس گرفتم و با خودم فکر کردم:
واقعاً چه روز خوبیه…

ما بزرگ‌ترها گاهی زندگی رو این‌قدر برای خودمون سخت می‌کنیم. فکر می‌کنیم برای داشتن یک روز خوب، باید همه‌چیز مرتب و طبق برنامه پیش بره.

الان هم بچه‌ها مشغول خاک‌بازی و گل‌بازی‌ان و من دارم به این فکر می‌کنم که باید ببرمشون حموم… 😅

ولی خب…
هیچ اشکالی نداره.

امروز واقعاً روز خوبیه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
چون امروز تولدمه🥳🎉🎂

به جبران دو روز پیش که سالگرد ازدواجمون یادم رفت، امسال سالگرد و تولدم رو یکی کردم و دو تا کیک درست کردم. 😁🎂

مدت‌ها بود ترند «تابلو کیک» رو دوست داشتم و بالاخره بهونه‌ای شد که با طرح موردعلاقه‌م، ماه🥹🌙، اجراش کنم.
همسرم هم زحمت گل‌ها رو کشید، برای همین تصمیم گرفتم یکی از کیک‌هام رو با گل‌ها ست کنم. 🌻🤍

آرت قهوه‌م هم امروز دقیقاً همونی شد که تو ذهنم بود.🥹☕️

خلاصه که امروز با آهنگ‌های «تولدت مبارک»، کیک، شیرینی و کلی رقص و خنده گذشت. 😁💛

اما اگر بخوام از پشت صحنه بگم…😂

صبح که بیدار شدم، اسپرسوساز روشن نشد و مجبور شدم با موکاپات قهوه درست کنم.
هیراد ظرف خامه رو برگردوند و همه جا خامه‌ای شد. 🤦🏻‍♀️
یه لیوان هم شکست.
وقتی حواسم جای دیگه بود، آلبالوها رو به همه جا مالید. 🍒😂
و در آخر هم با ماشینش اون‌قدر از روی لوله جاروبرقی رد شد که آخرش پاره‌ش کرد! 🤣

آره… پشت هر عکس قشنگی، یه عالمه ماجرای بامزه و گاهی اعصاب‌خردکن هست. 😂
ولی من امروز تصمیم گرفته بودم هیچ‌چیز نتونه ذوقم رو خراب کنه پس تسلیم نشدم😅💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
📚 دوتا معرفی کتاب؛ یکی واسه مامانا، یکی واسه بچه‌ها🥰
اول بریم سراغ کتاب مامانا؛ «نیک‌سرشت» از دکتر بکی کندی
به نظرم یه راهنمای جامع و کاربردی برای فرزندپروریه؛ چون فقط تئوری نمیگه و همراه با مثال‌های واقعی و روزمره، نحوه‌ی برخورد با موقعیت‌ها و چالش‌های مختلف رو هم توضیح میده✅
انقدر نکته و مثال کاربردی داره که به نظرم از اون کتاباست که باید چندبار خونده بشه🔅

حالا بریم سراغ کتاب بچه‌ها🥰
📖 مجموعه‌ی «سلام دنیا» 🌎
اطلاعات‌محوره، ولی با گرافیک و تصویرگری خیلی قشنگ و متن‌های کوتاه و کاربردی؛ طوری که حتی هیرادم که هنوز کوچیکه، عاشق دیدن عکس‌هاشه🥰

یکی از دلایل علاقه‌ی بچه‌ها به کتاب رو تا حد زیادی در دسترس بودن کتاب‌ها و خاموش بودن تلویزیون می‌دونم👌🏻
وقتی تلویزیون خاموشه، بچه‌ها مجبور میشن برای خودشون بازی بسازن، با هم تعامل کنن، حتی حوصلشون سر بره… و دقیقاً همون موقع‌هاست که کتاب و قصه می‌تونه براشون جذاب بشه.
البته تلویزیون ما کلاً حذف نشده، ولی بخش زیادی از روز خاموشه📺

چند وقتیه زمانی که با قهوه‌م میام روی مبل می‌شینم و هیراد سریع می‌دوه سمت کشوی کتاب‌ها📚کتاب میاره و دوتایی می‌شینن تا براشون بخونم🥹
«هیراد کتاب‌ها رو پاره نمی‌کنه؟!»
قبلاً پاره می‌کرد! چندتا کتاب هم تلفات دادیم😅
ولی کتاب‌های جلدسخت رو گذاشتم در دسترسش و هربار با قاطعیت می‌گفتم: «با کتاب اینجوری رفتار نمی‌کنیم.»و اگه پاره میکرد از دستش میگرفتم
نتیجه؟ الان هم ورق زدنش خیلی بهتر شده، هم می‌دونه کتاب قرار نیست پاره بشه🥰

معرفی کتاب بیشتر دوست دارین یا بازی؟
اینجا حس‌وحال همون روز می‌ذارم؛ یه روزایی خیلی بازی‌محوریم، یه روزایی کتاب‌محور، یه روزایی هم فقط بی‌حوصله‌ایم..

شیرخشک، پوشک، بارداری، واکسن ۱۸ ماهگی