مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۲۰ پاسخ

دقیقا ایلیام همینه

چقدقشنگ بشن❤️
ماتیارم همینه چندروز مارو گرفتار کرده بود با یه سنگ صاف کوچیک
همیشه دستش بود بعدیهو وسط بازی گم میشد، باید کل خونه رو میگشتیم پیداش میکردیم
شبا باهاش میخوابید
الان دوسه روزه بیخیالش شده خداکنه یهو یادشم نیاد چون اصلا نمیدونم کجاست😂

چه خوشگل شدن🤩

وای چه خوشکلللللل

دلم خواست برم سنگ جمع کنم بیام نقاشی بکشم روشون😅😅😅😅

خیلی جالب و با حوصله 😍

خیلی خوبه...
من به رز هی میگم سنگ جمع کن ببریم علاقه ای نشون نمیده

دیگه کم کم دارم بهت حسودی میکنم
مگه میشه ینفر انقدر هنرمند باشه آخه😍😍😍

همشون خودتون رنگ کردین سمت راستی رو ؟؟
من گوآش دارم خوب میشه چون پسرم خیلی عاشق سنگه؟؟

چه باحال .. پسر منم همیشه سنگا رو جمع میکنه ایده خوبیه

چه ایده ی خوبی . پسر منم فقط تو پارک دنبال سنگ جمع کردنه بهشم میگه انگ‌🤣

چ با مزه اخیییییییییییی

عزیزم واقعا احساس کردم باید برم کلاس نقاشی دختر اینایی که شما کشیدی در حد پیکاسو قشنگه من بکشم شبیه سیب زمینی میشن همشون😆

چ ایده قشنگی🫰

دختر منم همینطور هر جا میره سنگ برمیداره میخواد بیاره خونه

چه قشنگ شدن 😍😍 منم یه زمان رو سنگ نقاشی می کردم 😍

چه خوشگل شدن

اراد هرجا میریم اول میگرده دمبال چوب
بعد هر بازی کنه همراه با اون چوبس
در اخرم میکنه دهنش🥴

چقد قشنگ شدن

چ باحال😍

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
یه بازی ساده ولی پر از تمرین‌های ریز و مهم 😍💨 مناسب ۱۸ ماه به بالا✅

بچه‌ها باید پوم‌پوم‌ها رو با نی فوت کنن و سعی کنن بندازنشون داخل لیوان 🎯
این بازی به تقویت تمرکز، هماهنگی چشم و دست، کنترل تنفس، دقت و هدف‌گیری کمک می‌کنه و یه تمرین بامزه برای کنترل نیروی فوت هم هست.

تازه کلی هم هیجان داره!
من فکر می‌کردم هیراد استقبال نکنه ولی خیلی مشغول شد؛ بیشتر از یه ربع!! 😁

بعدشم مهراد گفت:من یه بازی دیگه خودم اختراع کردم!
با همون نی، پوم‌پوم‌ها رو می‌کشید بالا و می‌ریخت توی لیوان. اونم خیلی جالب و چالشی بود👌🏻
خلاصه راضی‌ام از این بازی 😁

📚 کتاب توی عکس از مجموعه فرانکلینه؛ این داستان درباره‌ی چالش تقسیم وسایل و برادر بزرگ‌تر بودنه و به نظرم خیلی خوب و کمک‌کننده‌ست 💙

مجموعه فرانکلین واقعاً کتاب‌های باکیفیتی داره، با تصویرگری‌های خیلی قشنگ و داستان‌هایی که به چالش‌های واقعی بچه‌ها نزدیکه🐢
گروه سنی‌ش از ۳ سال به بالاست، ولی هیراد عاشق عکس‌هاشه و همیشه نگاهشون می‌کنه🏞️

تا قبل این گرونی‌ها قیمتش هم خیلی مناسب بود؛ ۷۰، ۸۰ تومن بود، حتی من بعضی‌هاشو ۵۰ تومن گرفته بودم… ولی الان قیمتش رفته روی ۲۰۰ 🫠
واقعاً دیگه کتاب خریدن هم سخت شده!

شما برنامه‌ی خاصی برای خرید کتاب بچه‌ها دارین؟ 📚💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
سلااام🥰بازی امروز هیراد: (مناسب برای ۶ ماه به بالا)
یه کیسه رو پر از توپ کردم و سرش رو با نخ بستم، طوری که فقط به اندازه‌ی دست هیراد باز بمونه. بعد دونه‌دونه توپ‌ها رو از توی کیسه درمی‌آورد وپرتاپ میکرد⚽️🏀

این بازی رو از حدود ۶-۷ ماهگی هم میشه انجام داد و با همین سادگی کلی مهارت رو درگیر می‌کنه؛ از دستورزی و هماهنگی چشم و دست گرفته تا تقویت عضلات ظریف انگشت‌ها و مچ، گرفتن و کشیدن اشیا و درک مفهوم داخل و بیرون✅

📚 معرفی کتاب امروز هم برای بچه‌های ۳ سال به بالاست؛ مجموعه‌ی «دایرةالمعارف کوچک من» که عنوان‌های خیلی متنوعی داره و اطلاعات رو با توضیحات ساده و کاربردی به بچه‌ها یاد میده.
چون داستانی نیست و بیشتر اطلاعاتیه، بهتره موقع خوندنش خودمون با هیجان و ساده‌سازی تعریفش کنیم تا برای بچه جذاب‌تر بشه.
مهراد که عاشق این مجموعه‌ست و واقعاً چیزهای زیادی ازش یاد گرفته💙

این‌ عکسا خیلی گوگولیناما بدانید و آگاه باشید امروز به همین آرومی نبود😅
پسرا در کمددیواریو از جا کندن و در افتاد رو هیراد😱خدا رحم کرد چیزیش نشد🥹واقعا وقتی صداشو شنیدم و رفتم دیدم هیراد زیرشه حالم بد شده بود
اره خلاصه پسر داشتن همینقد هیجان انگیزه😂😂

چه خبر از شما؟؟چه میکنید با بچه داری🫠🫠شمام بیاین تعریف کنید دیگه همش احساس میکنم من دارم حرف میزنم بقیه نگاه میکنن🥸


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؛
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
شبِ انیمیشن خانوادگیه ✨🪐
ما یه قانون کوچیک داریم؛ جمعه‌هایی که خونه‌ایم، بچه‌ها می‌تونن قانون‌های خونه رو کمی تغییر بدن 😁
مثلاً تایم تلویزیون بیشتر، دیرتر خوابیدن، مهراد یک ساعت تایم گوشی داشته باشه و بیشترِ روز رو با پدرشون بگذرونن.

بنظرم اینجوری یه روز معمولی، هیجان‌انگیزتر میشه

امروز با باباشون ذغال روشن کردن و کلی ذوق کردن، بعدازظهر هم با هم رفتن پارک و منم با خیال راحت بستنی موردعلاقه‌مو خوردم 😅بعد از شام ه سینمای خانوادگی‌مون رو راه انداختیم 🎥

قرار بود امروز بریم ساحل، اما بابا خسته بود و برنامه‌مون کنسل شد…
مهم اینه که روز تعطیل، حتی توی خونه هم لذت‌بخش باشه؛ گاهی با یه بازی، گاهی با یه فیلم، گاهی با یه پارک رفتن ساده… ❤️

راستش این وقت‌ها از خودم راضی میشم؛
نه چون همه چیز خوب پیش رفته، اتفاقاً امروز هم چالش کم نداشت 😅
بلکه چون دارم برای بچه‌هام چیزی رو می‌سازم که خودم کمتر تجربه‌اش کردم:

✨خاطره‌های خوب از روزهای تعطیل وخونه‌ای که کسل‌کننده نیست💙


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تبم
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
‎بازی امروز ما: کوهنوردیِ برعکس🧗🏾

‎یه طناب به پایه‌ی مبل بستم و یه سر دیگه‌ش رو خودم گرفتم. مهراد دراز کشید و سعی کرد با کمک طناب خودش رو روی زمین بکشه و بیاد جلو 😄

‎البته هیراد ترجیح می‌داد از روی طناب بپره و خیلی زود بازی تبدیل شد به یک مسیر مانع ❗️ منم طناب رو بالا و پایین می‌بردم و بچه‌ها باید از روش می‌پریدن یا از زیرش رد می‌شدن و خودشون رو به اون طرف می‌رسوندن.

‎صبحمون هم با آیس‌کافی‌ای شروع شد که با عسل درست کرده بودم ☕️🍯 خیلی خوشمزه و جالب شده بود! بچه‌ها هم قهوه خواستن، پس برای اون‌ها شد شیر و شیره‌ی خرما 😎🥛

‎بعدش پسرا با هم کتاب خوندن و من هنوز نمی‌تونم به این صحنه‌ی کتاب خوندن مهراد برای هیراد عادت کنم 🥹 هر بار می‌بینمش ذوق می‌کنم 🥹🤍

‎الان هم بالاخره تایم تلویزیون رسیده و روشنش کردم تا منم برسم به کارهام 📺

‎ هنوز هیچ تصمیمی برای شام ندارم. یکی از گزینه‌هام ساندویچ مرغه 🤔

‎شما امروز چی دارین؟

‎اصلاً چرا باید این‌قدر درگیر ناهار و شام باشیم؟! 🥲
‎چرا انسان سه وعده غذا می‌خوره؟! 😂😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
نتیجه‌ی کیک و دیزاین تولد پسرکم🥹🎂💛
به نظرم همه‌ی خستگیاش می‌ارزید، نه؟🥹

این اولین تجربه‌ی خامه‌کشی کیک مکعبی من بود و با اینکه کلی استرس داشتم، از نتیجه‌ش راضیم.😍

قرار بود وقتی هیراد ظهر خوابید، بادکنک‌ها رو بچسبونم… ولی حدس بزنین چی شد؟! نخوابید!😂
من هی بادکنک باد می‌کردم، آقا هی شوتشون می‌کرد.😁🎈
خلاصه، هندل کردن همه‌ی این کارا، اونم تک و تنها، اصلاً آسون نبود؛ ولی وقتی آخرش همه‌چی کنار هم قرار گرفت، تمام خستگی‌هام یادم رفت.🥹

از همه شیرین‌تر، ذوق مهراد بود…🥺
همش میاد بغلم می‌کنه، تشکر می‌کنه و میگه:
«مامان خیلی از تولدم خوشم اومد، عاشق هدیه‌م شدم.»🥹💛

هدیه‌ش یه ست شعبده‌بازی بود؛ یه چوب شعبده و چند وسیله برای غیب کردن توپ و کلی ترفند باحال.🪄
یه مدتی بود به شعبده‌بازی علاقه پیدا کرده بود، ولی واقعاً فکر نمی‌کردم اینقدر ذوق‌زده بشه.🥹

بازی‌ای هم که برای تولد طراحی کرده بودم، حسابی مورد استقبال بچه‌ها قرار گرفت و از جایزه‌هاشون کلی خوشحال شدن.🥰
(عکسش رو توی تاپیک قبلی گذاشتم.)
گیفت هر بچه هم یه پک رنگ‌آمیزی فیگور باب‌اسفنجی با قلم‌مو و رنگ بود.🎨

راستی من خودم خیلی موافق گیفت دادن توی جشن تولدم؛ چون اینطوری همه‌ی بچه‌ها با یه هدیه‌ی کوچیک و یه خاطره‌ی قشنگ از مهمونی برمی‌گردن و دلشون پیش هدیه‌ی بچه‌ی متولد نمی‌مونه.💛

و حالا…
یه مامان خسته، داغون، ولی خیلی خیلی خوشحال و راضی.🥹✨


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
الان که دارم این پست رو می‌نویسم، فقط چند دقیقه از فروپاشی روانیم گذشته.

از صبح با حال خوبی بیدار نشدم، اما سعی کردم جدیش نگیرم. خودم را با کارهای خونه مشغول کردم و چون حوصله‌ی بازی نداشتم، بچه‌ها رو هم شریک کارها کردم،غوره دونه کردن قارچ خورد کردن..

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش رفت؛ ناهار و شام آماده شد، خونه تمیز شد، بچه‌ها هم سرگرم بودن…

تا اینکه مهراد رفت اتاقش رو مرتب کنه و از روی حفاظ تختش پرید… و حفاظ شکست!

فقط تونستم از اتاق بیرون بیام تا با مهراد بدرفتاری نکنم؛ اما خودم از هم پاشیدم

انگار همون اتفاق، تیر آخر بود. آخرین چیزی که برای فرو ریختنم لازم داشتم.

حتی گریه هم آرومم نمی‌کنه

مهراد حالا توی اتاقش نشسته و از عذاب وجدان غصه می‌خوره، و من حتی توان این رو ندارم که برم بغلش کنم و بگویم هیچ‌چیز مهم‌تر از خودش نیست

گاهی فقط دلم می‌خواد برای مدتی از همه‌چیز فاصله بگیرم؛ برم توی غار تنهایی خودم، جایی که مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم یا مراقب همه باشم…

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسید ایده‌ی بازی امروز یه بازی حسیِ خیلی ساده‌ست🧽
اسفنج و آب💦مناسب یک سال به بالا✅
چندتا اسفنج رو تیکه‌تیکه می‌کنیم، می‌ندازیم توی آب و بعد بچه‌ها آبشون رو می‌گیرن و توی یه ظرف دیگه می‌ریزن. با دست بیشتر دوست دارن، ولی با آبلیموگیر هم خیلی خوبه
“قبلا که حوصله داشتم اسفنج و دایره ای میبریدم روش طرح لیمو یا پرتقال میکشیدم جذاب بشه امروز حوصلم نکشید”

✅این بازی علاوه‌بر سرگرم‌کننده بودن، به تقویت ماهیچه‌های دست و انگشت‌ها، هماهنگی چشم و دست و مهارت‌های حرکتی ظریف کمک می‌کنه💪🏻

بهتره زیرش یه زیرانداز نرم یا سفره‌ی پلاستیکی پهن کنین💙

بعد از بازی هم بچه‌ها رو بردم بالکن تا هم توی هوای بیرون نقاشی بکشن و کیف کنن🎨☀️ هم یه کم خشک بشن، امروز هم خدا رو شکر آفتاب خیلی شدید نیست و هوا تقریباً ابریه🤍

از صبح هم شربت آلبالو درست کردم و با آلبالوهای اضافه، آلبالو خشک درست کردم🍒 خشک کردنش توی ایرفرایر خیلی راحته؛ فقط کمی نمک می‌زنم و حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه با دمای ۱۰۰ درجه می‌ذارم. خیلی خوشمزه می‌شه😋

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بازی نداشتیم!😂
بله… یه روزایی هم اینطوریه دیگه.

چون تولد مهراد عزیزم نزدیکه، من حسابی درگیر تدارکات کیک، دیزاین و پذیرایی‌ام🥹🎂

این مکعب‌های چوبی رو از دیجی‌کالا ۲۰۰ تومن خریدم برای بازی بچه‌ها.
کلی کار میشه باهاشون کرد؛ از رنگ کردن و نقاشی کشیدن روشون گرفته تا ساختن پازل و بازی‌های خلاقانه.

ولی جالبه که خودشون بدون هیچ ایده‌ای از صبح باهاشون برج می‌سازن و هیراد هم با ذوق میاد خرابشون می‌کنه😂
همین خراب کردن‌ها هم برای خودش یه بازیه!

تو این چند سال بچه‌داری و خرید صدهااا اسباب‌بازی و پر شدن خونه از وسایل مختلف، به یه نتیجه رسیدم؛
اسباب‌بازی خوب لزوماً یه اسباب‌بازی گرون و پیچیده نیست.
گاهی چند تا تکه چوب ساده می‌تونه ساعت‌ها بچه رو سرگرم کنه.

حالا اگر چند تا رنگ و نقاشی هم روش می‌زدن، اسمش رو می‌ذاشتن «مکعب هوش» و چند برابر قیمت بهمون می‌فروختن😂

امروز هم هیراد بیشتر کنارم با همین‌ها مشغول بود تا من بتونم فیلینگ کیک تولدش رو آماده کنم.
وسط روز داشتم با وایتکس خط‌خطی‌های مداد روی دیوار رو پاک می‌کردم که دیدم هیراد زیادی ساکته🤔
رفتم ببینم چه خبره که دیدم مدادشمعی پیدا کرده و دیوار اتاقشون رو به معنای واقعی نابود کرده😅

خلاصه امروز شستم، رُفتم، پختم و دویدم و به یه سری چیزا نرسیدم… حتی پارک هم نرفتیم🥲

وقتی کیک، بادکنک‌ها، دیزاین، شام و همه چیز با خودته و تنهایی باید جمعش کنی، واقعاً فشارش زیاده.
هر سال همین داستانه، ولی امسال یه فرق بزرگ داره… قیمت‌ها واقعاً سر به فلک کشیده🫠

امیدوارم آخرش همه چیز قشنگ و دوست‌داشتنی پیش بره❤️

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
بارون دیروز تا صبح امروز ادامه داشت و هوا واقعاً دلپذیر بود…🌧️☁️
صبحمون با رفتن برق شروع شد، اما توی همین فاصله رفتیم بالکن، خمیر دوتا کوکی رو آماده کردیم، از هوای خنک لذت بردیم و کتاب خوندیم😌💙

راستش امروز هوا دقیقاً همون هوایی بود که دوست دارم، اما خودم از تکرار کارهای روزمره کلافه بودم.
حقیقتاً کار خونه فرسایشی و بی‌انتهاست؛ یه لوپ تکراری که تموم نمی‌شه و انگار هیچ‌وقت نتیجه مشخصی نداره🥲

کار بیرون حداقل نتیجه مشخص، ساعت کاری مشخص و حقوق داره و مغز یه پاداشی دریافت می‌کنه؛ اما کار خونه نه تموم می‌شه، نه پاداش مشخصی داره و نه حس رهایی می‌ده🙃
مخصوصاً توی خونه‌های کوچیک و آپارتمانی نسل ما که حتی حیاطی هم نیست برای اینکه گاهی از این چرخه فاصله بگیریم🫠

خلاصه اینهمه غر زدم که بگم اگه تو هم بعضی روزها حس بیهودگی، فرسودگی و بی‌انرژی بودن داری، تنها نیستی💙

گاهی برای بیرون اومدن از این حس، یه کار با نتیجه مشخص انجام بده؛ مثل پختن کیک یا کوکی، یه کاردستی یا حتی تموم کردن چند صفحه کتاب. و روزی ۱۵ دقیقه رو فقط برای خودت نگه دار؛ حتی اگه هیچ کار مفید دیگه‌ای نکردی🥹💚

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
💎نتیجه‌ی بازی گنج‌یابی و کشف تخم دایناسور کنار ساحل، فوق‌العاده شد!🌊🏝️

الماس‌ها (که در واقع کریستال‌های لوستر بودن😁) رو لابه‌لای شن‌های ساحل مخفی کردم و روی یه برگه، نقشه‌ی محل دفنشون رو کشیدم. بچه‌ها با دنبال کردن نقشه، یکی‌یکی گنج‌ها رو پیدا کردن.🗺️💎

کنار گنج‌ها، تخم‌های دایناسوری هم بود که از قبل توی خونه درست کرده بودم. بعد با چکش شروع کردن به حفاری تا دایناسورهای کوچولو از داخل تخم‌ها بیرون بیان… ذوق و هیجانشون واقعاً دیدنی بود.🥹🦖

طرز تهیه‌ی تخم دایناسور مخصوص حفاری:👇🏻

🦕 یک پیمانه نشاسته ذرت
🦕 دو پیمانه شن
🦕 حدود نصف پیمانه آب (کم‌کم اضافه کنید تا مواد حالت خمیری پیدا کنه.)

بعد فیگور دایناسور رو وسطش بذارید، به شکل تخم دربیارید و اجازه بدید یک تا دو روز در دمای محیط بمونه تا کاملاً سفت بشه. بعد آماده‌ی حفاری و کشفه!🔎

اگر بازی‌های گنج‌یابی قبلی من یادتون باشه، کلی مرحله و معما داشتن. اما این بار عمداً بازی رو ساده‌تر طراحی کردم تا بچه‌ها بیشتر وقتشون رو کنار ساحل، بین شنا و بازی بگذرونن و گنج‌یابی فقط یه بخش هیجان‌انگیز از روزشون باشه.🌊☀️

و اما لحظه‌ی پیدا کردن کریستال‌ها… باید برق چشم‌هاشون رو می‌دیدین!😍 تا آخرش مطمئن بودن واقعاً الماس پیدا کردن.😁💎


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎨🖌️ رنگ انگشتی یا گواش خونگی و خوراکی

مقدار مساوی ماست و آرد رو با هم مخلوط کنین و خوب هم بزنین.✨
من از هر کدوم نصف پیمانه استفاده کردم، بعد هم چند قطره رنگ خوراکی اضافه کردم و تمام!😍🌈

این ترکیب برای بچه هایی که ممکنه موقع بازی همه‌چیزو دهن میکن، خیال آدمو راحت‌تر می‌کنه. البته قرار نیست خورده بشه، ولی اگه یه مقدار خیلی کم وارد دهنشون شد، جای نگرانی زیادی نیست.🥰

راحت هم از روی سطوح پاک میشه.✅
داخل ظرف دربسته توی یخچال نگه‌داریش کنین.❄️

راستی… امروز صبح با انرژی خوبی که از گردش دیروز گرفته بودیم روزمون رو شروع کردیم. داشتم پنکیک درست می‌کردم که یهو سرفه‌های پشت سر هم مهراد شروع شد…🥲

جونم براتون بگه از ساعت ۱۰ صبح تا ۲ ظهر درگیر دکتر و دارو و اینا بودیم. آخرش فهمیدیم مریض نشده، فقط آلرژیش به خاطر باد کولر بیشتر شده.🥺

تو مطب هم هیراد یه کاری کرد که فکر کنم چند کیلویی لاغر شدم!😂 چند نفر هم برام آرزوی صبر کردن! فقط تصور کنین ساعت یک ظهر، وسط پیاده‌رو هیراد داشت با تمام سرعت می‌دوید و منم دنبالش!🤣

خلاصه که امروز از اون روزای پرچالش بود…

حالا این رنگ‌ها رو آماده کردم که اگه بچه‌ها حال و حوصله داشتن، عصر رنگ‌بازی کنیم.💙🎨

شما چه خبر؟؟

یرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
ن
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
وسطای روز بود که فهمیدم امروز سالگرد ازدواجمونه و یادم رفته😅😅😅

راستش من هیچ‌وقت آدمِ مناسبت‌ها نبودم. اگر یکی از ما تاریخی رو فراموش کنه، دلم نمی‌گیره؛ چون برای من، تاریخ‌ها فقط عددن. ارزش آدم‌ها رو چیزی خیلی عمیق‌تر مشخص می‌کنه؛ رفتارهاشون، محبتشون و اثری که هر روز توی زندگی هم می‌ذارن.

امروز، پسرها خوشحال بودن، مهراد با ذوق کنار باباش لونه‌ی پرنده‌ای که با هم ساخته بودن رو به درخت پارک چسبوند. 🥹💙
همون لحظه با خودم فکر کردم… زندگی مگه جز همین لحظه‌های ساده، خنده‌های واقعی، خاطره‌هایی که بی‌صدا ساخته می‌شن و آدم‌هایی که کنار هم رشد می‌کنن، چیز دیگه‌ایه؟

البته اگر یادم بود، احتمالاً یه کیک ساده هم می‌پختم؛ نه برای اینکه تاریخ مهمه، برای اینکه بهانه‌ی قشنگیه برای شیرین‌تر کردن یه روز معمولی. 🤍🎂

شما نظرتون درباره مناسبتا چیه؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🧦 بازی تطبیق جوراب‌ها؛ ساده ولی پر از تمرین برای مغز! 🧠✨

اول جفتِ جورابی که دستم بود رو پیدا می‌کردن، بعد همه‌ی جوراب‌ها رو ریختیم وسط و خودشون جفت‌ها رو پیدا می‌کردن و آخرش هم با زمان‌گیری، چالش رو سخت‌تر کردیم و صرفا فقط جورابارو با سرعت میاوردن مینداختن تو سبد⏱️

این بازی به تمرکز، دقت دیداری، تشخیص شباهت و تفاوت، سرعت پردازش و هماهنگی چشم و دست کمک می‌کنه. 👀🧠
راستش از صبح مشغول سابیدن خونه بودم و حوصله بازی درست کردن نداشتم تا اینکه هیراد از کمد سبد جورابارو اورد ریخت وسط و ایده بازیمون شد،جالبه که حدودا یه ربعم مشغول شدن و خوششون اومد🥰

🥞صبح مهراد درخواست یه کیک جدید داشت که همون مواد پنکیکو بزرگ ریختم تو تابه مثلثی برش زدم گفتم «پنکیک پیتزایی»،خیلیم ذوق کردن😎😁

الان دیگه کارام تموم شده و تایم تلوزیونشون رسیده،منم دراز کشیدم تا یکی دوساعت دیگه که بریم پارک😎شما چه خبر؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب