۸ پاسخ

عزیزم واقعا سخته

منم همینطورم از روز اول غصه اینو میخورم ک قراره بره
ولی باید قوی بود

نگران نباش قربونت برم..اگه میتونی به مامانت اینا بگو برات غذا بفرستن که دغدغه غذا نداشته باشی...

من ۱۰ شب میره‌
همیشه م تنها بودم💔🥲

الهی خسته سخته عزیزم🫠🫠مامانت اینا نزدیکت هستن؟؟اگه لازم شد بیان پیشت

میدونم سخته دوری و فلان
بخصوص ک الان بچه کوچیک داری ولی خب شرایط زندگی فعلا اینجور شده کاری نمیشه کرد و تو باید از پسش بر بیایی
بنظرم تا بچه کوچیکه ۲ ۳ ماه سعی کن ک بری در کنار خانواده یا اونا بیان پیشت ک بزار این روزا بگذره و احساس تنهایی نکنی
بعدش بچه یه مقدار بزرگ تر شد تو خودت میتونی مستقل شی راحت
اگه تو بری پیش خانواده ذهن همسرت هم آروم میمونه ک خیالش راحته
درسته هیچ جا خونه آدم نمیشع ولی دیگه فعلا شرایط اینجور شده
پس سختش نکن میگذره این روزا 😍😍🫂

چرا تنهاباشی اخع؟ بنظرم بهتر بود یا میرفتی پیش مامانت اینا یا اونا میومدن، بلاخزه تنهایی سختی خودشو داره

با تمام وجود درکت میکنم
منم هر موقع شوهرم میرفت مرز همین طور گریه میکردم
الانم دو روز دو روز شده
قبلا ۱۰ روز سرکار بود . ۸ روز خونه خیلی بد بود

سوال های مرتبط

مامان جوجه 😍 مامان جوجه 😍 ۳ ماهگی
سلام..اللن ک دارم این متن و مینویسم کلی بغض دارم...
امروز بعد از ۷۵ روز دوماه و نیم تنهای تنها با دوتا بچه هام شدم...
خیلی دلم گرفته و احساس تنهایی داره خفم میکنه...دلتنگی ناراحتی پسرم بدتر میکنه حالمو‌....
من تهران زندگی میکنم و دور از خانواده ام و خانواده شوهرم و همه فامیلام..چند ساله ۱۰سال..هنوزم عادت نکردم با وجود دوتا بچه...
مامانم ۵روز قبل زایمانم اومد..و یهماهیی اینجا بودم..باز رفتم شهرستان یه ماهم خونه مامانم بود..و اومدنی تهران ابجیمم با خودم اوردم طفلک تا امروز اینجا بود و صبح رفت..امروز اولین روز تنهایی من با دوتا بچه س با یه نوزاد فسقلی و پیه پسر ۶ساله ک همش بی طاقتی میکنه و من واقعا میترسم نتونم از پسشون بربیام..
شوهرم به خاطر شغلش صبح ۷میره و شب ۱۰ میاد همش نیس و ما همش تنهایم..
نمیگم ک بگم اینارو ک بگید ناز نازو و لوسم و لان و فلان ...
نه من اینجا از ۱۹ سالگی خیلی تنهایی غربت کشیدم ...هنوزم همونم..
دلم گرفته دوستی هیچ کس و ندارم ک درد و دل کنم بغض داره خفم میکنه...کاش خدا کمکم کنه زود عادت کنم باز دوباره به تنهایی...😔😔😔