۶ پاسخ

قبل اینکه بفهمه از وسط مای بی بی رو سوراخ کن با قیچی بعد ببند بهش فقط بهش بگو پس برو داخل دستشویی بزار پی پی کنه از اون سوراخ بیفته پایین هی کم کم ترسش میریزه و دیگه مای بی‌بی نمیبنده پسر منم از اون بدتر بود با این کار گرفتمش گفتم عمو مایبیبیاش خراب شده دیگه همینه

دختر من حالا پوشک نمی‌گفت بکن ولی امتناع می کرد من خودم می فهمیدم پی پی دارمه می‌بردم دسشویی نمی گفتم بهش پی پی کن شروع میکردم کتاب داستان خوندن .شاید یک ماه شایدم بیشتر .دو سه روز یکبار می شد پی پی کنه ولی موقع قصه خوندن اون ترس از پی پی یادش می رفت انگشت می‌گرفت کارشون میکرد.شوهرم می‌گفت عادتش می دی.چون دیگه خودش پی پی که داشت می‌گفت کتاب ببریم بخونیم.سکبلر گفتم بیا اینبار بدون کتاب پی پی کنیم.شزوع کردم خودم داستان بگم تا که مارش کرد کلی تشویش کردم گفتی دیدی بدون کتاب موندنم پی پی کردی.از اون روز دیگه می‌گفت می خوام بدون کتاب پی دی کنم و دیگه اوکی شد.باید صبر و تحمل کنی .دایم بهش نگی باید بدون پوشک پی پی کنی فقط فقط روش غیر مستقیم جواب می ده

پسر منم همیطوره ..نزدیک یکسالههه جیش راخت میگ میریم دسشویی ...هیچ‌وقتم خطا نداره .پی پی حتمااا پوشک باشه ...تو‌پوشگ غقط....ی مدت لج کردم پوشک نکردم برا پی پی ..خودش نگه داشت تا یبوست شد....نمیدونم چیکار کنم

هیچی فقط صبر و حوصله باید به خرج بدی باهاش حرف بزن بگو بریم دستشویی پی پی کن بعد آب بریز پی پیات برن پیش مامان باباشون پسر من یکسال بعد از پوشک گرفتن حاظر شد بشینه پی پی کنه

پسر خواهر منم همین مدلی بود تا ۴ سالگی دیگه خودش راضی شد رفت دستشویی

دقیقا دختر منم همینه واقعا نمی‌دونم چیکار کنم

سوال های مرتبط