سلام مامانا خوبین
کیا مثل من با درد زانو که قفل شده از خواب بلند شدن مردمو زنده شدم تت بتونم صافش کنم بیچاره شوهرم ترسید فکر کرد دارم میزام
چقد گریه کردم میگفت عب نداره ببین تاالان تحمل کردی چقد قوی بودی از الان خودتو نباز که ب خاطر ی چند روز
گفت دخترمون بزار بیاد تمام دردات از یادت میره فداتشم ب گریه من اونم گریش گرفته بود ولی رو نمیکرد ک من ناراحت نشم ی روغن گرفته بود دستش همه جامو میمالید
پاشدم برم گلاب روتون دستشویی محافظ سراهی رو خرگوش سیمشو جویده من پام رو گذاشتم روی اون چنان برقی منوگرفت جیغ میکشیدم جیغاااا هرچقد گریه میکردم اروم نمیشدم از حرصش سراهی رو هفتاد تیکه کرد
دیدم زیر لبش دعا میکنه میگه خدایا عشقمو با دخترمو سپردم دست خودت این ۱۳ روز رو براش مثل اب روان بگذرون خانمم خیلی درد کشیدش ب خاطرش بزار این چند روز خوب براش بگذره
قوربونش برم تاحالا انقدر مهربون ندیده بودم ک واس خاطر من گریه کنه 🥺🥺🥺
بارداری بارداری زایمان زایمان سزارین سزارین شخصی

۶ پاسخ

الهی بگردم خداحفظتون کنه برای هم

منم دیشب رگ ساق پاک گرفته بود جوری که بیدارشدم گریه میکردم شوهرم ماساژ داد بلندم کردم آروم راه رفتم خداروشکر خوب شدم خیلی درد بدیه

منیزیم بخور

منم همینطورم بیشتر صبا قفل می‌کنه پام

برا منم چند سری صب پام قفل شده پامو .ثابت نگه میدارم یکی‌دو دقیقه خودش خود بخود اروم میشه
قدر همسرتو بدون عزیزم
انشاءالله بسلامتی زایمان کنیم

آخی🥹

سوال های مرتبط

مامان هیرمان🐣 مامان هیرمان🐣 ۴ ماهگی
خانما نی نی منم بدنیا اومد🐣🤱🏼
پسرم خیلی عجله داشت دو هفته زودتر بدنیا اومد قربونش برم🥹
تجربم از زایمان رو بخوام بگم من درد هر جفتشم کشیدم هم طبیعی هم سزارین😞
از اول انتخابم سزارین بود ولی پسرم خیلی دوست داشت زودتر بدنیا بیاد و من ۳۷و3روز دردام شروع شد و من تحمل میکردم چون فکر میکردم درد کلیه س (من تو بارداری کلیه درد داشتم)
نگو که من دارم یک روز و نصفی درد طبیعی رو تحمل میکنم و اخراش خیلی درد و انقباضم شدید شد به دکترم خبر دادم گفت سریع بیا بیمارستان دردات شروع شد
رفتم و معاینه کردن یه فینگر باز شده بودم زود بستری کردن و قند عسل من روز دوشنبه ساعت۱۶:۲۳ دیقه بدنیا اومد🥺
از درد سزارینم بگم براتون من چون از یه روز قبل درد میکشیدم استانه ی دردم اومده بود پایین و سزارین برام یکم سخت بود ولی با مسکن قابل تحمل من پمپ دردم نگرفتم
خلاصه که خیلی حس عجیبیه هم درد داری هم یه موجود زنده رو بدنیا اوردی
انگار یه تیکه ای قلبت جلو چشاته🥺🥲
ایشالا قسمت همه🌸
مامان اورهان 🐣🧿 مامان اورهان 🐣🧿 ۱۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم

بعدش اومدن بردنم سمت اتاق عمل جلو در خانوادمو دیدم و خداحافظی کردم 🥺 ( اون لحظه برای همتون دعا کردم واقعا ) داخل اتاق عمل خیلی سرده کل بدنم داشت میلرزید دکتر بیهوشی پرسید بی حسی میخوای یا بیهوشی ؟منم سپردم به خودشون اونام گفتن استرست بالاست بدنت داره میلرزه بهتره بیهوش بشی خلاصه بیهوشم کردن یهو با درد وحشتناکی از زیر سینم تا پایین پاهام بیدار شدم همچنان داخل ریکاوری تو خواب و بیداری بودم که دیدم بچه رو اوردم گذاشتن رو سینم وقتی مک زد انگار واقعا یکی از اعضای بدنمو دوباره چسبوندن بهم 🥺 شروع کردم به گریه کردن بعد بردنم بخش خیلی درد داشتم همش گریه میکردم چون بیهوش شده بودم یکم خوابیدم بیدار که شدم دردم خیلی کمتر شده بود ( پمپ درد داشتم ) پمپ درد خیلی خوبه حتما بگیرید من شیاف و فردای عمل گذاشتم . فردای عمل پمپم که تموم شده بود دردم بیشتر شد که شیاف دادن بهم
قبل از بلند شدنم دو تا شیاف بزارید بعد چند دقیقه بلند شید ( من بلند شدنی زیاد درد نداشتم فقط نمیتونستم صاف راه برم انگار کمرم قفل شده بود )
#سزارین
مامان هانا👧🩷 مامان هانا👧🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت هشتم
دکتری ک گفتم بدون ژل معاینم کرد همون دکتری بود ک سزارین میکرد اومد گفت چته گفتم دارم میمیرم تروخدا ترو جون عزیزاتون منو ببرید سزارین من زایمان نمیکنم من بزور سوند رحمی شدم ۴ سانت دیگ چند ساعته فقط دارم درد میکشم اما بیشتر نمیشم تروخدا منو ببرید سزارین گفت باید معاینت کنم🥲معاینه کرد بازم جیغ زدم و دستشو پس زدم و رفت بیرون از اتاق دیگ ناامید شده بودم میدونستم نمیاد منو ببره سزارین و باهام لج شده من مونده بودم و انقباضای بی نتیجه و دهانه رحمی ک رو ۴ سانت قفل شده بود گریه میکردم نمیدونستم چی میشه و ب کجا قراره برسم ک یهو ماما اومد و گفت ب شوهرت بگو بیاد امضا بده برای سزارین اماده شو😄داشتم از خوشحالی ذوق مرگ میشدم انگار وسط ی چاه عمیق ی روزنه روشنایی پیدا کرده بودم داشتم نجات پیدا میکردم 😂
اومدن ویلچر اوردن شوهرمم ک خیلی نگران حال من بود سریع امضا رو زد و میگفت چرا از اول نبردینش انقد زجرش دادید روی ولیچر با اینکه سرومی بهم وصل نبود ولی دیگ انقباضام پیوسته و شدید نزدیک هم بودن فقط دعا میکردم زودتر اون بی حسی از کمر و بهم بزنن تا از شر این انقباض ها راحت بشم😤