۱۲ پاسخ

قبول دارم همه چی خیلی گرونه من ث شوهرم کارمند هستیم با دوتا بچه میتونیم برسونیم...
ولی این حقیقت هم هست جامعه امروزی مصرف گرا شده الان سوپری میری کلی تنوع هست آدم همش دوست داره بخره همخ میگن زمان قدیم بهتر بود ولی خود خانواده من واقعا اینقدر مصرف گرا نبودن همه جی ساده بود تولدها ساده بود من الان رفتم برای تولد پسرم برای همه مون لباس سبز گرفتم کلی هزینه لباسمون شد!! بعدا با خودم گفتم میتونستم ساده تر بگیرم!!
برند پوشی و برند خریدن هم یه نمونه ش حتما باید شیشه شیر فلان مارک باشه پستونک فلان مارک و حتی ظرف و ظروف بچه

عزیز جون رزق و روزی دست این گرگا نیست دست خداست،خدا باعث و بانیشو لعنت کنه که مملکت داری بلد نیستن

بیشتر خرج رو‌ باید برای بچه بذاریم خودمون هم هیچی

منم هرررچی برنامه میریزم برا سفر برا جشن برا گردش برا خرید همش موکول میشه و عقب میفته 🫠

منو شوهرم تازگیا انقدر دعوا میکنیم انقدر دعوا میکنم که حد نداره اونروز باهم صحبت میکردیم بهش میگم ما اصلا اصلا قبلا اینطوری نبودیم ولی الان بیشتر دعوای ما درمورده پوله که به قول شما کم کم تو ماه باید ۴بسته مای بیبی بگیرم قطره اهن بهش سیدرال میدم شده یه تومن مولتی ویتامینش شده ۴۰۰ و لباس که قیمتا فضایی شده

هر روز آرزوهامون دارن دورتر میشن
فقط خدا بهمون کمک کنه
به امید نور✨✌🏻

فک کن اونایی که دستشون به دهنشون میرسه اینجوری شد وای به حال اونی که کارگره🥲

اینارو فعلا میگذرونیم خدارو شکر کاش اینده بهتری در انتظارشون باشه
و اینکه دلم براش میسوزه با این اوضاع فکر میکنم باید تک فرزند بزرگ شه دلم میگیره ک تو این دنیا بعد ما خیلی تنها میشه

سلام دوستان عزیزم 🥰😘🫂
آتلیه آنلاین دارم بدون تغییر چهره ۱۰۰ تومن👌😻🍭
🍭با انواع تم ماهگرد تولد دندونی بارداری عروس🧜‍♀️🍭
آیدی روبیکا
@Fatemeh27902790

کاش آینده خیلی قشنگن بشه
الان میگیم خب عب نداره حقوق ماهیانه باباشون مال بچه ها
ما بزرگا بلدیم دووم بیاریم

چی بگم والا 😔😔😔محکومیم به صبر و سکوت
حالا شیرخشک و پوشکم میکیم اینم تا دوسال بعدا هزینه و خرج درسو مدرسه و تحصیل و ایندشون چی میشه😕😕😕😕

چه عکس خوشگلی 😍

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱۰ ماهگی
پسرم و همسری خواب بودن و منم یکم کار داشتم که یهو فکرم رفت به خیلی وقت پیش
موقعی که هنوز باردار نبودم
اون موقع ها هیچوقت فکر نمیکردم به همچین جایی برسم
وقتی دوستام رو نگاه میکردم یا خواهر شوهرام و جاریام با خودم فکر میکردم که من هیچوقت نمیتونم مثل اونا مامان خوبی بشم و به اینجا برسم
همیشه میترسیدم و میگفتم من از پسش برنمیام .
فکر نمیکردم از پس زایمان بربیام و میگفتم من همیشه تو حسرت بچه دار شدن میمونم
میترسیدم از بچه شیر دادن، از اینکه لباسشو عوض کنم ، از اینکه مای بیبی عوض کنم ، مهمونی رفتن با بچه کوچیک و یا اینکه وقتی بچه م غذا خور بشه فکر میکردم من هیچوقت مثل مامانای دیگه از پس اینا بر بیام
هیچوقت اون روزایی رو یادم نمیره که با گوش خودم شنیدم خواهر شوهرم به شوهرم تیکه انداخت و گفت اگه بچه دار بشی فعلا که همش داری تلاش میکنی و نمیشه
اون روزاخیلی دلم شکست
ولی الان این منم یه مامان با کلی تجربه های قشنگ
مامان یه پسر بچه ۱۱ ماهه شیطون که کل خونه رو زیر و رو میکنه

بقیه رو تاپیک بعد میزارم
مامان فَرنیک💖 مامان فَرنیک💖 ۱۳ ماهگی
امروز میخوام پذیرش شیر خشک توسط فَرنیک خانم رو جشن بگیرم 😍

بالاخره رسید روزی که شیرخشک خالص میخوره و خم به ابرو نیاره💃🏻💃🏻

اولا خواستم بگم مرسی از امیدواری، بیان تجاربتون و راهنماییاتون در خصوص نحوه پذیرش شیرخشک به بچه ای که ۱۰ ماه با قلدری مامانشو مجبور کرد شیر بدوشه بریزه تو شیشه بده بخوره اونم با الرژی پروتیین گاوی و رژیم واقعا وحشتناکی که یه مادر شیرده باید بگیره

ما این موفقیت رو مدیون راهنماییای شما، توصیه های بابابزرگش، قاطعیت مامان گلش(😎😁😂) و همراهی پدر حمایت گرش هستیم که از ۸ ماهگی تا ۱۰ ماهگی هی شیرخشک خرید هی دخترش نخوردو هی خرید گفت ادامه بده و هی امید داد🫠

حالا میتونیم از زندگی رباتیک خارج بشیم و مداوم شیر ندوشیم و شبیه ادمیزاد فرزندپروری و بالاتر از اون زندگی کنیم😏🙄🥹

قطعا یه هدیه برای خودم میخرم به زودی و تو تقویمش این هفته رو ستاره دار میکنم تا یادم بمونه یکی از سخت ترین تجارب بچه داری رو پشت سر گذاشتم

و البته که واقعا با این سختی رشد کردم🩷💪🏻
مامان ܩߊ‌ܘܢܚܦ̇ࡅ࡙ܥ‌‌🌙 مامان ܩߊ‌ܘܢܚܦ̇ࡅ࡙ܥ‌‌🌙 ۱ سالگی
خب مامان‌ها دلسوز، یه تجربه شیرین و کمی اعصاب‌خردکن از زندگی واقعی با بچه‌م دارم که گفتم باهاتون به اشتراک بذارم 😅

بچه‌م یه مدتی شد قهرمان شیر! فقط شیر می‌خورد، غذا؟ نه جانم، فقط دو سه قاشق کوچیک امتحانی، بعدش هم با افتخار بالا می‌آورد 😭 هر روز زحمت می‌کشیدم، غذا درست می‌کردم، میز و صندلی رو آماده می‌کردم، حس می‌کردم همه چی هدر میره و بیشتر از همه هم دلم می‌سوخت که: «این بچه ضعف می‌کنه، شیر که تنها نمی‌تونه نیازشو برطرف کنه!»

شیر خشک؟ اوه، خدا نکنه، انگار اصلاً ماشاءالله وجود نداره 😅

بردمش پیش دکترش، معاینه کرد و با آرامش گفت: «احتمالا به خاطر لثه‌هاش که ملتهب شدن، غذا نمی‌خوره. ماساژ بده با مسواک نرم و قطره‌ای که نوشتم روزانه استفاده کن». 😬

خوب، منم مثل یه مامان فداکار، طبق دستور عمل کردم. ولی بازم… بچه‌م غذا نمی‌خورد! 😩 هر چی فکر کردم، یه جرقه اومد به ذهنم: شیره خرما! 🍯

یه کم شیره خرما ریختم تو غذاهاش… و وای خدای من، شروع کرد به خوردن! نه اینکه بشه ول‌کن و پرخور، نه! ولی نسبت به قبل، بهتر شد، کمی بیشتر از دو سه قاشق! 😅
حالا می‌بینم، گاهی خنده‌م می‌گیره، گاهی هم حس می‌کنم مامان بودن یعنی همین: هر روز تلاش، کمی خلاقیت و یک دنیا صبر 😍

پس مامانای دنیا، یه نکته: وقتی بچه‌تون غذا نمی‌خوره، نگران نباشید و کمی خلاق باشید! شاید یه قاشق شیره خرما، یا یه ترفند کوچک، معجزه کنه 😎
#تجربه_من