پسرم و همسری خواب بودن و منم یکم کار داشتم که یهو فکرم رفت به خیلی وقت پیش
موقعی که هنوز باردار نبودم
اون موقع ها هیچوقت فکر نمیکردم به همچین جایی برسم
وقتی دوستام رو نگاه میکردم یا خواهر شوهرام و جاریام با خودم فکر میکردم که من هیچوقت نمیتونم مثل اونا مامان خوبی بشم و به اینجا برسم
همیشه میترسیدم و میگفتم من از پسش برنمیام .
فکر نمیکردم از پس زایمان بربیام و میگفتم من همیشه تو حسرت بچه دار شدن میمونم
میترسیدم از بچه شیر دادن، از اینکه لباسشو عوض کنم ، از اینکه مای بیبی عوض کنم ، مهمونی رفتن با بچه کوچیک و یا اینکه وقتی بچه م غذا خور بشه فکر میکردم من هیچوقت مثل مامانای دیگه از پس اینا بر بیام
هیچوقت اون روزایی رو یادم نمیره که با گوش خودم شنیدم خواهر شوهرم به شوهرم تیکه انداخت و گفت اگه بچه دار بشی فعلا که همش داری تلاش میکنی و نمیشه
اون روزاخیلی دلم شکست
ولی الان این منم یه مامان با کلی تجربه های قشنگ
مامان یه پسر بچه ۱۱ ماهه شیطون که کل خونه رو زیر و رو میکنه

بقیه رو تاپیک بعد میزارم

۵ پاسخ

عزیزززززم خداروشکر که از پسش براومدی. واقعا خدا وقتی یه چیزی به آدم میده توانایی و صبرشم میده

ممنونم 😍😍

منم هیچ وقت فکر نمی‌کردم از پسش بر بیام

آفرین مامان قوی♥️

قربونت برم عزیزم مامان قوی منم هیچ وقت فکر نمیکردم مادر بشم

سوال های مرتبط

مامان دیانا💫😎 مامان دیانا💫😎 ۱۲ ماهگی
مامانا میدونید به چی علان داشتم فکر میکردم
به اینکه من چقدر سختی کشیدم تا این بچه بزرگ شد علان که فکر میکنم وقتی کولیک داشت تا صبح راهش می‌بردم که گیریه نکنه و دیگه واقعا حالت تهوع می‌گرفتم چقدر شکمشو ماساژ میدادم همه اون روزا گذشت و دختر من علان ۱۰ ماهش و دوماه دیگه میشه ی سالش دلم داره برا اون روزایی که تازه بدنیا اومده بود تنگ میشه اصلا نمی‌دونم شما هم این حسو دارین یان .انگار اونوقت که بچه هامون بدنیا اومدن. ی حس حالی داشت
من همش اون موقع با خودم فکر میکردم یعنی کسی هست عین من بچش تا صبح نخابه
الان که بهش فکر میکنم میگم کاشکی زودتر گهواره را نصب میکردم واقعا
من گهواره را نصب کرده بودم قبلاً ولی فقط فکر میکردم برای رشد بچه میگه نمی‌دونستم قسمت های دیگر مامان ها با هم حرف میزنن بعد که بچم بدنیا اومد پاکش کردم
و دیانا که شد ۶ ماهش از چت حی بی تی پرسیدم برنامه ای هست که مامانا باهم چت کنن گفت گهواره نصب کردم و واقعا خیلی به گهواره عادت کردم
خیلی برنامه خوبیع
مامان کسری جون🥰 مامان کسری جون🥰 ۱ سالگی
مامان آبتین جانم مامان آبتین جانم ۱۶ ماهگی
سلام مامانای قشنگ
یه چیزی که بعضی مواقع توی گهواره میام ناراحتم میکنه اینه که بعضی مادرا تجربه غلط خودشونو با افتخار به بقیه توصیه میکنند، اگر کار اشتباهی رو درست میبینید و برای بچه خودتون انجام میدید اوکی عیبی نداره بچه خودتونه ولی لطفا به بقیه توصیه نکنید متاسفانه این مادرا معمولا کسایی هستند که دوستان زیادی هم دارند.
مثلا یه مامان تاپیک گذاشته بود من سیگار میکشم و به بچه شیر میدم اشتباهه بنظرتون؟ یه خانم با افتخار میگه نه خواهر من دوقلو داره سیگاریه خودمم به بچه شیر میدم روزی دو سر قلیون میکشم، بعد یجا دیگه درمورد سوراخ کردن گوش بچه پرسیدن با افتخار میگوش دخترمو دو هفته اش بود تو خونه با سوزن خیاطی سوراخ کردم ، خب اگه گوش اون بچه عفونت کنه چی
برای پوشک میپرسن میگه بچه من 9 ماهگی از پوشک گرفتم ولی تو تاپیکاش که میبینی اکثرا بچه یا پوشکه یا کهنه میبنده براش
انگار قصد پز کاری رو داره که خودشم نتونسته درست انجامش بده
مامانای قشنگ لطفا نظر هر کسی رو قبول نکنید، هر کسی متخصص کودکان نیست اگر دسترسی به پزشک ندارید ویزیت آنلاین بگیرید
ببخشید پرحرفی کردم الان تاپیک یکی از مامانا که تکامل بچه شون یکم دیر بوده رو خوندم که رفته بودن پیش پزشک ولی بعضی مادرا سرزنششون کردن رو خوندم به فکرم افتاد اینو بنویسم
مامان گَندُم🩷🦄🌾 مامان گَندُم🩷🦄🌾 ۱۴ ماهگی
سلام سلام ما از مسافرت برگشتیم 😍🇹🇷
اول از همه از همه اونایی که توی پست قبلی که گذاشتم کلی راهنماییم کردن تشکر می‌کنم چون واقعاً راهنمایی‌هاشون به دردم خورد 🥹❤️‍🩹 دوم اینکه برخلاف تصورم گندم خانومی بسیار بسیار اجتماعی هست من فکر میکردم نباشه ، با همه یلی گرم می‌گرفت و دوست می‌شد تو هواپیما هم که همش این مهماندارا دور من بودن و ذوق گندم می‌کردن و گندم بیشتر ذوق اونا می‌کرد فکر کنم پیش خودش می‌گفت چه خانم و آقاهای خوش تیپی 🤣 خلاصه خیلی خوش گذشت ولی چند تا اشتباه کردم به شما میگم که اگر خواستین برین مسافرت نکنید، اول اینکه از یک روز قبلش کامل وسایلامو آماده نکردم چون که فکر می‌کردم از رو چک لیستم کامل می‌تونم آماده کنم اما متاسفانه هم بروس مو هم جوراب و هم لباس زیر برای شوهرم یادم رفته بود 🤦🏻‍♀️😂 دوم اینکه فکر می‌کردم اگر شیشه شیر استیکی ببرم چون سبکه راحت‌ترم ولی با اینکه مایع شست و شوی وسایل بچه برده بودم شیشه شیر پلاستیکی به شدت بو می‌گیره و اصلاً راضی نبودم،سوم اینکه بندپستونک یه دونه بیشتر نبرده بودم و همون یه دونه خراب شد و باعث شد سه تا پستونک گم بشه و مجبور بشم برم اونجا پستونک بخرم 🤦🏻‍♀️ در کل مسافرت خیلی خوبی بود راهنمایی‌های بقیه مامانا خیلی به دردم خورد انشالله قسمت هر مامانی که روحیش خرابه مثل خودم که واقعاً توی روحیم تاثیر گذاشت 😘🥹♥️