سلام سلام ما از مسافرت برگشتیم 😍🇹🇷
اول از همه از همه اونایی که توی پست قبلی که گذاشتم کلی راهنماییم کردن تشکر می‌کنم چون واقعاً راهنمایی‌هاشون به دردم خورد 🥹❤️‍🩹 دوم اینکه برخلاف تصورم گندم خانومی بسیار بسیار اجتماعی هست من فکر میکردم نباشه ، با همه یلی گرم می‌گرفت و دوست می‌شد تو هواپیما هم که همش این مهماندارا دور من بودن و ذوق گندم می‌کردن و گندم بیشتر ذوق اونا می‌کرد فکر کنم پیش خودش می‌گفت چه خانم و آقاهای خوش تیپی 🤣 خلاصه خیلی خوش گذشت ولی چند تا اشتباه کردم به شما میگم که اگر خواستین برین مسافرت نکنید، اول اینکه از یک روز قبلش کامل وسایلامو آماده نکردم چون که فکر می‌کردم از رو چک لیستم کامل می‌تونم آماده کنم اما متاسفانه هم بروس مو هم جوراب و هم لباس زیر برای شوهرم یادم رفته بود 🤦🏻‍♀️😂 دوم اینکه فکر می‌کردم اگر شیشه شیر استیکی ببرم چون سبکه راحت‌ترم ولی با اینکه مایع شست و شوی وسایل بچه برده بودم شیشه شیر پلاستیکی به شدت بو می‌گیره و اصلاً راضی نبودم،سوم اینکه بندپستونک یه دونه بیشتر نبرده بودم و همون یه دونه خراب شد و باعث شد سه تا پستونک گم بشه و مجبور بشم برم اونجا پستونک بخرم 🤦🏻‍♀️ در کل مسافرت خیلی خوبی بود راهنمایی‌های بقیه مامانا خیلی به دردم خورد انشالله قسمت هر مامانی که روحیش خرابه مثل خودم که واقعاً توی روحیم تاثیر گذاشت 😘🥹♥️

تصویر
۱۲ پاسخ

خب خداروشکر همیشه به سفر گلم🌱😍
هزینه بلیط ها و اونجا کلا چقدره الان؟

آتلیه آنلاین دارم 🌹
هر تم بخوایین فقط ۵۵ تومن 💐💐
تم دندونی و ماه‌گرد و تولد و اولین قدم و حمام اول و یا سینه خیز 😍و...
هر مدل تم ۵۵ 🩷
این آیدی روبیکا Donya_0170
و اینم شماره ام ۰۹۳۶۸۲۳۸۶۱۰ برای ثبت سفارش پیام بدین روبیکا.یا ایتا

همیشه ب گردش گلم ❤️

اینایی که دیس میزننو نمیبینم کوجان؟؟؟؟؟؟؟؟؟😂😂😂🤣🤣🤣

من چرا ندیدمممممممممم
همیشه به سفر عشقمممممممممم
قربون گندمی برمممممم من 😍😍😍
ایشالا خرج تا باشه به خیر باشه و خوشی و مسافرت 😍😍😍😍

ای جونممممم عزیزم 😍 بسلامتی و دل خوش 🎈🌿💚💪🏻🌾

منم میخوام برم‌خارج از کشور‌بخاطر جنگ و گرمی هوا با بچه ۱ ساله میترسم امیداورم کردی با این تاپیکت...بازم دو دلم

همیشه ب خوشی عزیزم

به سلامتی عزیزم کجا رفته بودین

همه ب سفر باشه قشنگم🥹😍

همیشه ب گردش😍

عزیزم همیشه به سفر و خوشی گلم🥰♥️

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱۰ ماهگی
پسرم و همسری خواب بودن و منم یکم کار داشتم که یهو فکرم رفت به خیلی وقت پیش
موقعی که هنوز باردار نبودم
اون موقع ها هیچوقت فکر نمیکردم به همچین جایی برسم
وقتی دوستام رو نگاه میکردم یا خواهر شوهرام و جاریام با خودم فکر میکردم که من هیچوقت نمیتونم مثل اونا مامان خوبی بشم و به اینجا برسم
همیشه میترسیدم و میگفتم من از پسش برنمیام .
فکر نمیکردم از پس زایمان بربیام و میگفتم من همیشه تو حسرت بچه دار شدن میمونم
میترسیدم از بچه شیر دادن، از اینکه لباسشو عوض کنم ، از اینکه مای بیبی عوض کنم ، مهمونی رفتن با بچه کوچیک و یا اینکه وقتی بچه م غذا خور بشه فکر میکردم من هیچوقت مثل مامانای دیگه از پس اینا بر بیام
هیچوقت اون روزایی رو یادم نمیره که با گوش خودم شنیدم خواهر شوهرم به شوهرم تیکه انداخت و گفت اگه بچه دار بشی فعلا که همش داری تلاش میکنی و نمیشه
اون روزاخیلی دلم شکست
ولی الان این منم یه مامان با کلی تجربه های قشنگ
مامان یه پسر بچه ۱۱ ماهه شیطون که کل خونه رو زیر و رو میکنه

بقیه رو تاپیک بعد میزارم
مامان کیسان💙 مامان کیسان💙 ۱۲ ماهگی
بچه من علیرغم میل خودم شیر خشکی شد. از همون روز اول! داستانش خیلی مفصله و بارها اینجا ازش گفتم...
قبل از ۴ ۵ ماهگی خوش خوشانم بود و بچه تایم بیشتری با شیرخشک سیر بود و حتی خیلی زود شیرشب رو خودش قطع کرد و خلاصه از اینکه شیرخشکی بود بینهایت راضی بودم! ولی از بعد از اون تا الان، روووووز به روز شیرخشکی بودن بچم بیشتر تو ذوق میزد و هربار که بیشتر دقت میکردم شیر مادر رو یه نعمت قشنگ و یه لطف بزررررگ از طرف خدا میبینم!
اینکه بچه به خاطر غلت زدن یا دندون درآوردن یا هر ناراحتی دیگه ای از خواب بیدار میشه، اگر شیر مادر باشه فورا یکم میخوره و دوباره می‌خوابه! اینکه معمولا بچه هایی که شیر مادر میخورن، احتیاج به خوابوندن ندارن و هربار با همون مک زدن سینه خوابشون می‌بره. اینکه یه محبت عجیب و قشنگی بین مادر و بچه بوجود میاد و هزاااار مورد دیگه که باعث میشه برای بچه دومم از دل و جون مایه بذارم و حتماااا شیر خودم رو بدم!!!
اصلا صحبت از موارد استثنا نکنید. چون معمولا کلیت همینه که من گفتم و کم پیش میاد خلافش باشه. حداقل ۵ تا بچه شیر مادری و ۶ تا بچه شیرخشکی تو اطرافیان نزدیکم هست و کاملا همه چیز برام واضح و عیان هست...
مامان دیانا💫😎 مامان دیانا💫😎 ۱۲ ماهگی
مامانا میدونید به چی علان داشتم فکر میکردم
به اینکه من چقدر سختی کشیدم تا این بچه بزرگ شد علان که فکر میکنم وقتی کولیک داشت تا صبح راهش می‌بردم که گیریه نکنه و دیگه واقعا حالت تهوع می‌گرفتم چقدر شکمشو ماساژ میدادم همه اون روزا گذشت و دختر من علان ۱۰ ماهش و دوماه دیگه میشه ی سالش دلم داره برا اون روزایی که تازه بدنیا اومده بود تنگ میشه اصلا نمی‌دونم شما هم این حسو دارین یان .انگار اونوقت که بچه هامون بدنیا اومدن. ی حس حالی داشت
من همش اون موقع با خودم فکر میکردم یعنی کسی هست عین من بچش تا صبح نخابه
الان که بهش فکر میکنم میگم کاشکی زودتر گهواره را نصب میکردم واقعا
من گهواره را نصب کرده بودم قبلاً ولی فقط فکر میکردم برای رشد بچه میگه نمی‌دونستم قسمت های دیگر مامان ها با هم حرف میزنن بعد که بچم بدنیا اومد پاکش کردم
و دیانا که شد ۶ ماهش از چت حی بی تی پرسیدم برنامه ای هست که مامانا باهم چت کنن گفت گهواره نصب کردم و واقعا خیلی به گهواره عادت کردم
خیلی برنامه خوبیع
مامان همتا 🐣 مامان همتا 🐣 ۱۴ ماهگی
سال پیش که باردار بودم با خودم میگفتم موقع زایمان حالا طبیعی یا سزارین از رو کاغذ دعا ها رو میخونم . حالا چه دعاهایی ؟؟ مثل اینکه خدا پول بده ، خدا ماشین بده ، خدا خونه بده ، خدا به فلانی سلامتی بده و..... چون میگفتم یادم می‌ره بشینم دونه دونه فکر کنم . قبل رفتن تو کاغذ می‌نویسم و اونجا میخونم 😂😂 من چه بدونم آخه از بچگیم شنیدم میگفتن دعای زنی که داره زایمان می‌کنه خیلی زود برآورده میشه
۳۶ هفته رفتم دکتر گفت برو بستری شو اگه اوکی بودی طبیعی اگه نشد سزارین . منم به امید اینکه سزارینم راحت رفتم بستری شدم . بعد دیدم اینا اومدن آمپول فشار زدن و کیسه ابم و پاره کردن و دیگه دردام شروع شد .
انقد شدیددددد درد داشتم ، انقد به دکتر التماس کردم که ببر سزارین نبرد
بگذریم خلاصه موقع درد یه لحظه یاد اون کاغذی که ننوشته بودم افتادم . خواستم دونه دونه فکر کنم و دعا کنم ولی دردم انقد زیاد بود که فقط یه دونه گفتم خدایا خودت میدونی چی می‌خوام ، دیگه حالم خوب نیس بشمارم ولی همه چیز هایی که تو ذهنم هست رو براورده کن 🤣🤣🤣
حالا نمی‌دونم اون قبوله یا نه 😬
پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره.
رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک شیر خشک میخوره.
مامان حسین و امیرعلی🩵 مامان حسین و امیرعلی🩵 ۱۰ ماهگی
سلام بر مامانای گل
چند وقتی بود که حس کردم رفتارای حسین تغییر کرده یکم پرخاشگر و کم حوصله شده بود تا اینکه مربی پیش دبستانی و کلاس هایی که میرفت گفتن خیلی زود عصبانی میشه منم خیلی ناراحت بودم یه روز که همسم ماموریت بود بردمش یه مرکز بازی درمانی(چون همسرم خیلی مخالف اینجور جاهاست گفتم نباشه بهتره)اونجا ازش دو تا تست گرفتن یکی تست نقاشی و یکی تست داستان اینحوری که کارت های مختلف نشون میدادن بهش و داستانشو میگفته بعد از چند روز زنگ زدن که نست هارو تفسیر کردن و با باباش و بدون خودش بریم برای تفسیر اول همسرم راضی نمیشد و غر میزد تا اینکه بالاخره باهم رفتیم و انکار بعد از تولد داداشش یه سری اتفاقات تو ناخودآگاهش افتاده بود حس بی ارزشی و کمبود محبت و بیشتر از طرف باباش آسیب دیده بود و خلاصه گفت تو ناخودآگاهش خیلی باخودش درگیره و باید تحت درمان قرار بگیره که کلا با بازی هست و بعد از اتمام جلسات دوباره ازش تست میگیرن و همسرم خیلی خوشش اومد چون همش با دلیل و منطق حرفاشون بود و اینقد قشنگ همه چیزو در آورده بودن انگار کتاب راهنمای حسین رو‌کذاشته بودن جلوی من🥲من قبلا هم جای دیگه رفته بودم اما تاثیری نداشت بخاطر همین همسرم فکر میکرد الکی باشه اما خداروشکر جای خوبی پیدا کردم
یه تست دیگه هم گرفتن که تست هوش و دقت و تمرکز بود اونم نتیجش خیلی برام جالب بود و حسین جزو افراد باهوش بود اما دقتش یکم پایین بود
خلاصه خواستم تجربه مو اینجا بگم که اگه کوچکترین تغییری تو رفتار کوچولوها میبینین به فکر باشین تا قبل از اینکه آسیب جدی ببینن حالشون رو خوب کنیم🤗ر
مامان کسری جون🥰 مامان کسری جون🥰 ۱ سالگی
پارت دو:همه چی داشت به روال عادی برمیگشت دیگه آخرای ماه ششم بودم که خیلی به فکر نحوه زایمان افتادم توی اینستا زیاد میچرخیدم همه حا تبلیغ زایمان طبیعی بود خداروشکر بابت هزینه سزارین و بیمارستان مشکلی نداشتم چون بیمه تکمیلی داشتم مقدار زیادیش رو میداد. خودم تصمیم گرفتم بدون هیچ اجبار و فشاری که طبیعی زایمان کنم افتادم دنبال اینکه چه کنم چه نکنم ورزش رژیم همه چی
از هفته ۲۸رفتم کلاس آمادگی زایمان شرکت کردم سبکه بهداشت برگزار میکرد هم اطلاعات تغذیه میدادن هم ورزش میکردیم خیلی خوب بود هفته ای یک جلسه بود و مابقی روزها تو‌ خونه تمرین میکردم ،حال خودمم خیلی بهتر شده بود پادرد و کمردردم هم کم شده بود . چکاپ دکتر رو هم ماهی یکبار میرفتم اونم بهم ورزش میداد همه چی خوب بود پیاده‌ روی میکردم کارهای خونه به غیر از جارو‌طی رو‌انجام میدادم و حسابی آماده بودم برای زایمان طبیعی و میخواستم ثابت کنم من میتونم اگه کسی نظرش اینه زایمان وحشتناکی خودش تلاش نکرده وگرنه خیلیم درست و اصولی