مامانا میدونید به چی علان داشتم فکر میکردم
به اینکه من چقدر سختی کشیدم تا این بچه بزرگ شد علان که فکر میکنم وقتی کولیک داشت تا صبح راهش می‌بردم که گیریه نکنه و دیگه واقعا حالت تهوع می‌گرفتم چقدر شکمشو ماساژ میدادم همه اون روزا گذشت و دختر من علان ۱۰ ماهش و دوماه دیگه میشه ی سالش دلم داره برا اون روزایی که تازه بدنیا اومده بود تنگ میشه اصلا نمی‌دونم شما هم این حسو دارین یان .انگار اونوقت که بچه هامون بدنیا اومدن. ی حس حالی داشت
من همش اون موقع با خودم فکر میکردم یعنی کسی هست عین من بچش تا صبح نخابه
الان که بهش فکر میکنم میگم کاشکی زودتر گهواره را نصب میکردم واقعا
من گهواره را نصب کرده بودم قبلاً ولی فقط فکر میکردم برای رشد بچه میگه نمی‌دونستم قسمت های دیگر مامان ها با هم حرف میزنن بعد که بچم بدنیا اومد پاکش کردم
و دیانا که شد ۶ ماهش از چت حی بی تی پرسیدم برنامه ای هست که مامانا باهم چت کنن گفت گهواره نصب کردم و واقعا خیلی به گهواره عادت کردم
خیلی برنامه خوبیع

۵ پاسخ

من دلم واسه روزا اول تنگ نمیشه چون خیلی سختی کشیدم اصلا فرصت نکردم لذت ببرم

اره بخدا منم خیلی سختی کشیدم ولی خداروشکر الان همه چی خوبه

ن والا من ک دلم تنگ نمیشه،همش میگم کی بشه بزرگ شه،چپن الانم خیلی اذیتم میکنه

وای منم خیلی دلم واسه بارداریم و روزا اول نوزادی کارن تنگ شده با اینکه کولیک داشت و اذیت شد و حاملگی بدی داشتم همش زیر سرم بودم هرشب

تموم میشه سختی هامادربودن سختع ولی شیرینه

سوال های مرتبط

مامان 🎀آیرا🎀 مامان 🎀آیرا🎀 ۱ سالگی