۷ پاسخ

عزیزم الان زوده این حرفا رو بزنی
بذار پسرت بزرگ شه اونموقع میبینی از همه دنیا تو رو بیشتر دوس داره
تو افکارت درست نیست .یکم روی ذهنت فکر کنی درست میشه
با بچه هات عکس بگیر کیک درس کن بازی کن
باور کن همه مشکلاتی دارن ولی اینا دلخوشی های کوچیکه .
تو ک دو تا بچه داری دیگه فقط ب فکر خودت و بچه هات باش

عزیزم ریشه حرفاتون افسردگیه ک خودتونم گفتین
باحرفای من یا مامانای گهواره خوب نمیشه حتما برو دکتر اگ بری دکتر وحالت خوب بشه باخودت میگی وای چقد درمانم راحت وساده بوده حیف اون روزایی ک میتونستم خوب باشم اما به خاطر دکترنرفتنم حالم بدبوده تجربه بهم ثابت کرده

من حتی نمیتونم برا پسرم آشپزی کنم. نمیدونم بقیه چطور میان وعده های مختلف درست میکنن برا بچه شون. از بس آویزون پاهامه و گریه و نق. اصلا دیگه جون ندارم بغلش کنم. همش دراز کشیدم اونم کنارم بازی و نق و حق ندارم از جام پاشم برم یه آب بخورم

مامان محمد سبحان میشه درخواست دوستیمو قبول کنی بیشتر باهم حرف بزنیم

اینا عوارض افسردگی پس از زایمانه
باید از متخصص کمک بگیری
حتما پیش یک مشاور خوب برو

نزار انقد افسرده شی سر موضوعی ک تاثیر بد روت بزاره و بدتر شی

با پسرت وقت میگذرونی؟؟؟قربون صدقش میری؟؟؟
شاید متوجه میشه از اینکه ناراحتی و تو خودتی ازت دور شده
یکم باهاشون بازی کن بخند فیلم ببینین

سوال های مرتبط

مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
مامانا شما بعد بچه هاتون از نظر روحی اخلاقی چقدر تغییر کردین؟من اصلا خودم نیستم واقعا نیستم عجیبه انگار دیوونه شدم حتی دیروز با مادرم بحثم شد بچم مریض شده چنان سرفه هایی تو خواب می‌کرد که داشتم میمردم ممانم زنگ‌زد گفتم نمیدونم چرا نمیمیرم چرا تموم نمیشه این زندگی داره خفه میشه پسرم آخه چرا اینقد مریض میشه این بچه تا وقتی بیداره من کنارش جم‌نمی‌خورم مامانم خیلی همیشه پشتم بوده فقط همینا برام موندن اما وقتی آه و ناله کنم گله کنم میگه روحیه شو نداشتی بچه میخواستی چیکار دیروزم میگفت فقط،چون مریضه اینجوری میکنی با خودت دست خودم نیست تو خواب خیلی بد سرفه میکنه حتی بیدارش میکنه همین الانم خوابیده میترسم بالا سرش نشستم من عجیب از خودم دور شدم عصبی شدم تمام زندگیم استرسه از بس مریض میشه استرس دارم برم بیرون کلی بچه اون بیرون با تیشرت و شلوارک میان من ی بار لباس کم تنش میکنم سرما میخوره چرا احساس میکنم همه چی بهم ریخته هیچکس درکم نمیکنه خسته شدم
مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۱ ماهگی
هميشه گله كرده يبارهم تعريف كنم ديگ چى ميشه😅
ناناس پسر من از وقتى چهاردست و پاميره ميشه گفت ۴۵درصد رومتر شده😁 ديگ زياد بهم نميچسبه خودش خودشو سرگرم ميكنه ولى انگار يه انتحارى دارم تو خونمون كه هرلحظه دنبال روش هاى نوینه خودكشيه 🥴ولى چشمم كور دندم نرم من حسرت اين روزارو ميخوردم با جون و دل دنبالش ميكنم اين از
اين خداروشكر❤️
درمورد اضطراب جدايى خيلى كمتر شده و ديگ پيش كسى ميمونه درحد يكى دوساعت از اين بابتم خداروشكر❤️
درمورد خواب من شيشه اشو ميذاره پيشش وقتى نق ميزنه خودش برميداره ميخوره ديگ وقتی تموم شد گريه ميكنه و ميخواد كه برا من يه فرصت يك الی يك ونيم ساعته میده و اين برا منى كه ده ماهه هر ۲۰ ديقه بيدار ميشدم يعنى اوج خوشبختی🫠در این موردم خداروشكر❤️
درمورد غذاخوردنش هربار دوسه تيكه ميخوره كه اينم شكر❤️
الان كم كم وقت كردم به نوزاديش فكر كنم و دلم تنگ شه به اين فکر کنم که من چرا هيچی از نوزاديش يادم نمياد فقط حرفای بقیه یه چیزایی یادم میاره عکساشو میبینم میگم چرا من هیچی از نوزادی این بچه نفهمیدم پس🥲دلم برا بارداري تنگ شه دلم غلط ميكنه تنگ شه 😫
پوشک شیرخشک پوشک