۵ پاسخ

اونوقت یه عده ناقص العقل( مردها) میگن زن ضعیفه

ای جاانا.به سلامتی دنیا بیاد😍

ان شالله همیشه سلامت باشی . درکنار فرزندانت

تو راهیتون دختره؟
انشالله به سلامت بغلش بگیری

انشالله به سلامتی عزیزم بدنیابیاد❤️

سوال های مرتبط

مامان Salma & Sedna مامان Salma & Sedna ۱۷ ماهگی
اینجا دیدم یسریا نظرات خاصی دارن واقعا متعجبم
من واقعا حداقل راجب این موضوع اطمینان و اطلاع داشتم اپمدم به شمام بگم دیدم بعضا میکن ما مالک بچه هامون هستیم و بچه هامون فقط مطعلق به مان و هیشکی اجازه هیچکاری و نداره
اول بگم ما مالک بچه هامون نیستیم واقعا چون اونا وسیله یا پت خونگیمون نیستن طبعا سرپرست و والدشونیم یعنی وظیفمون اینه بهشون اموزش بدیم خوب و بد رو یاد بدیم تشخیص راههای درست و غلط رو با تصمیمات مهمی که یا براشون میگیریم یا بهشون کمک میکنیم که بگیرن از همین سن تا به سنی برسن که در تشخیص متبحر بشن (جدای از اینکه وظیفمون رسیدگی و پرورش بچه از احاظ سلامت جسمی )
اگر بچه رو با این طرز فکر بزرگ کنیم مطمئن شخصیت اونهم به همون بزرگ میشه و همون بچه هان که در نهایت الان مادر پدر که میشن نمیتونن ببینن که حتی والدین خودشون عاشق نوشون باشن یا حتی به عنوان یه بزرگتر یه دلسوز کوچیکترین نظری (منظورم فوضولی و دخالت نیست )در رابطه با نوشون داشته باشن چون فک میکنن اون بچه وسیله شخصی خودشون
واقعا دلسوزانه میگم اگر اینطور طرز فکرتون با مشاور مشورت کنین
مامان نورا مامان نورا ۱ سالگی
🌼🍁🌼🍂🌼
🍁🌼🍂
🌼🍁
🍂
چرا واسه احساس ارزشمندی دلیل می خوام؟

بچه وقتی به دنیا میاد تا مدتها همه دوستش دارن و بهش عشق می ورزن...
چون این بچه ذهنیت نداره و دلیلی برای ارزشمندی تعریف نشده براش...
کم کم که بزرگ میشه از اطرافیان و دنیای بیرون میشنوه که خوشگلها، پولدارها، قرقی ها، قلدرها، معروفها، مهربونها، و هزاران صفت دیگر.... ارزشمندن....
و ارزشمندی خودش رو گره میزنه به این ایگوها.... وقتی بشنوه که از این صفتها نداره دیگه کاملا تخریب میشه....

اصلا، چرا و چگونه، از ایگو میاد از ذهنیت میاد...
تا من میگم ارزشمندم درون من شروع می کنه هزار تا چرا، مطرح میکنه... باید دویست تا صفت بنویسم تا بهش ثابت کنم ارزشمندم، اونم منی که بی دلیل ارزشمندم ...
تا وقتی افسار ما دست ذهن و ذهنیتها باشه همین آشه و همین کاسه...
کافیه به جای این همه صفت خوب نوشتن هربار بگم من ارزشمندم چون تکه ای از خدا هستم... همین و تمام...

خدا ارزشمند مطلقه و دلیلی برای این ارزشمندی نداره، و چون پیش بینی کرده که ما با ایگوهامون همه چیزو می سنجیم و قبول میکنیم واسه ی خودش هزار تا اسم و صفت انتخاب کرده تا بازهم ما بتونیم بهش کانکت بشیم...

من ارزشمندم چون تکه ای از این خدا هستم
مامان هیراد مامان هیراد ۱ سالگی
دلنوشته یک مادر : گاهی دلم میخاد ساعت ها بشینم و براید خود قبلی ام ساعت ها سوگواری کنم
دختری رها و ازاد
دختری که تنها دغدغه ان گذاشتن وعده های غذایی بود
دختری که در یک روز میتوانست نصف یک کتاب یا گاهی تمام ان را بخواند
دختری که موقع بیرون رفتن با خیال اسوده ارایش میکرد
دختری که شب ها راحت سرش را روی بالشت میگذاشت و تاصبح بدون بیدار شدن میخوابید
دختری که با دوستانش به تفریح میرفت بدون اینکه نگران کسی باشد که الان جاش خوبه؟!الان شیرشو خورده؟الان جاشو عوض کردن؟الان تونستن بخوابونشش؟؟
و...
من یک مادرم و زندگی من هیچوقت مثل قبل از بچه دار شدن نمیشه و این تصمیم بزرگ و سختی بود که خوم گرفتم
و الان تمام زندگی من پر از استرس اینده و بار سنگین و مسئولیت بزرگ کردن درست یه بچه معصومه که با خاسته ما به این دنیا اومده
خیلی سخته حتی گاهی اوغات از شدت خستکی گریه میکنم ولی باید ادامه بدیم...
ما از پسش برمیایم و میدونم همه ما یک روز میایم از موفقیت بچه هامون تعریف میکنیم ...