دلنوشته یک مادر : گاهی دلم میخاد ساعت ها بشینم و براید خود قبلی ام ساعت ها سوگواری کنم
دختری رها و ازاد
دختری که تنها دغدغه ان گذاشتن وعده های غذایی بود
دختری که در یک روز میتوانست نصف یک کتاب یا گاهی تمام ان را بخواند
دختری که موقع بیرون رفتن با خیال اسوده ارایش میکرد
دختری که شب ها راحت سرش را روی بالشت میگذاشت و تاصبح بدون بیدار شدن میخوابید
دختری که با دوستانش به تفریح میرفت بدون اینکه نگران کسی باشد که الان جاش خوبه؟!الان شیرشو خورده؟الان جاشو عوض کردن؟الان تونستن بخوابونشش؟؟
و...
من یک مادرم و زندگی من هیچوقت مثل قبل از بچه دار شدن نمیشه و این تصمیم بزرگ و سختی بود که خوم گرفتم
و الان تمام زندگی من پر از استرس اینده و بار سنگین و مسئولیت بزرگ کردن درست یه بچه معصومه که با خاسته ما به این دنیا اومده
خیلی سخته حتی گاهی اوغات از شدت خستکی گریه میکنم ولی باید ادامه بدیم...
ما از پسش برمیایم و میدونم همه ما یک روز میایم از موفقیت بچه هامون تعریف میکنیم ...

تصویر
۱۶ پاسخ

نمیدونم چرا با خوندنش اشکم در اومد 🥲😭

درپس هرسختی اسونیه وبعدهرتلاشی انشالله موفقیته بعدکه بچهامون بزرگ بشن وموفقیتاشونومیبینیم یه لبخندازته دل میزنیم و میگیم ارزششوداشت..شب بیداریامون استرس ونگرانیامون .حالاجالبه بعددوساله شدن بچه کلایادت میره قبل این دوسال روانگارکه یه خواب کوچیک بوده

واقعا🙂🥲😪

واقعا حس منهههههه

واقعا مادر شدن خیلی چیز عجیب و پر مسئولیتیه. کاش میشد یکم بی خیال باشیم و به فکر خودمون باشیم…

دقیقا خیلی راحت بودیم نمیدونستیم

چقدر قشنگ و بغض الود

اشک ریختم با خوندش دختر واقعا مادر شدن خیلی مسوولیت سخت و شیرنیه
تا کسی مادر نشه نمی‌فهمه ک ما مادرا چ سختی های تحمل میکنیم مخصوصا تو این وضعیت ایران😞

نرگس🥺

آخ دقیقا…اما بنظرم تمام این چالش ها می ارزه به خنده هاش

چقدر واسه خودم لباس میدوختم چقدر نقاشی میکشیدم آرایش میکردم تفریح میکردم با خیال راحت و انگار اصلا نمیدونستم چه راحتم الان میفهمم چقدر راحت بودم اون موقع ولی خب عاشق بچمم و خداروشکر به خاطر وجودش

اخییی واقعا هم امشب داشتم به همین چیزا فکر میکردم قبل بچه دار شدنم و الان که دوتا بچه دارم آینده شون. اینکه همش استرس دارم واقعا مادر بودن سخته

دقیق منم

چقدر دلم گرفت با خوندنش چون خودم امروز داشتم به دوران مجردی و اینکه دغدغه یی نداشتم فکر میکردم عزیزم ولی باز میگم خدایا شکرت بخاطر وجود بچه هامون ، الهی که همیشه سلامتی و موفقیتشون رو ببینیم😘😔

حرف دل من بوداین چقدرغمگین شدم برای خودم
دلم برای خودم سوخت

اخ گفتی 😭

سوال های مرتبط

مامان نبات مامان نبات ۱۰ ماهگی
این داستان : تمام کردن کتاب ننه

ما در سن ده ماه و یک روزگی‌تصمیم گرفتیم یک‌کتاب را که ننه مان هرگز شروع به خواندن آن نکرده بود را تمام کنیم🦦

آنرا با خوشحالی پاره کردیم و تکه هایی از انرا خوردیم تا هرگز نتوانند آنرا بخوانند😎

ما در سن ده ماهگی بلد شده اییم بدون اتصال به جایی تحت عنوان تکیه گاه بلند شویم روی دو پای خود بیاستیم و ذوق کنیم و با کون بر زمین بخوریم

ننه ما نگران ترک خوردن کون ماست از بس که دائم در تلاشیم برای ایستادن🦦

این یک اکانت جدید است،ما همان نبات نویسنده ی کوچک قبل هستیم
اما دو روز پیش گوشی ننه را صبح زود دزدیدم و آنقدر رمز اشتباه دادیم به آن که در نهایت منجر به ریست شدن گوشی شدیم

گوشی را به تنظبمات کارخانه بردیم و ننه زمانی که وارد گهواره شد دید خبری از متن های قدیمی نیست و گویا اینجا یک اکانت جدید است 👼🏻

این اولین خرابکاری ما بود در سن ده ماهگی

ده ماهگیمان را اینگونه مبارک کردیم‌رفقا🦦

دندان لثه غذای کمکی راه رفتن غلط زدن فرزندپروی پوشک و همه ای حرفا
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
سلام مامان‌های عزیز و مهربان... ✨

امروز عکسی دیدم که دست به قلمم کرد؛ عکسی از چهره‌یِ معصومِ یه فرشته که روی صورتش رد‌های قرمزی داشت. دیدم چقدر قلبِ مادرش از دیدن این لکه‌ها می‌لرزه،چقدر نگرانه و چقدر دلش می‌خواد این «تفاوت» را از بین ببره تا فرزندش «بی‌نقص» به نظر برسه.
لحظه‌ای  با خودم فکر کردم...
ما آدم‌ها، با تمامِ وسواس‌ها و استانداردهایی که داریم، همیشه دنبال چیزهای «صاف و بی‌نقص» هستیم. اما آیا خدای مهربان، فرشته‌هاش را بی‌نقص یا آن‌ها را «خاص» خلق کرده؟

این قرمزی‌ها، این لکه‌ها، یا هر ویژگیِ متفاوتِ دیگری که روی صورتِ کوچولوهای ماست، شاید از نظر ما یک «مشکل» یا یک «نقص» به نظر برسه اما از نگاهِ هستی، این‌ها نشانه‌هایِ امضایِ خالق روی تابلویِ هنر اونه😋. این‌ها نشانه‌یِ زنده بودن، رشد کردن و متفاوت بودن هستند.

عزیزم، بدون که فرزند تو، با تمامِ این جزئیات، با تمامِ این رنگ‌ها و ردها، زیباترین نسخه‌یِ ممکنه اون یک «هدیه‌یِ خالص» از طرف خداست؛ هدیه‌ای که نه با معیارهای زیباییِ ما، بلکه با مهر و رحمتِ الهی مهر و موم شده .

بیا یاد بگیریم که به جای نگران بودن برای «تفاوت‌ها»، عاشقِ «جزئیات» باشیم. بچه‌ها با همین نقص‌های کوچیکشون، کامل‌اند. اونا فرشته‌های زمین هستند که با تمامِ ویژگی‌هاشون، به زندگیِ ما معنا می‌دن. ❤️🙏
کانال بله rosemom
#فرزندپروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۱۰ ماهگی
مامان نبات مامان نبات ۱۰ ماهگی
از نبات‌ ده ماهو چهارده روزه به همه ی نینی ها
ننه مان دل و دماغ نوشتن ندارد از زمانی که اکانت قبلی مان پریده و به نظرش لینجا بی در و‌پیکر ترین اپلیکیشن دنیاست!
ننه مان از زمانی که ما بدون کمک میتوانیم بیاستیم و بعد با ذوق از کون بر زمین بخوریم هم دل و دماغی برای ادامه ندارد،
رفقا میشود چغت قبل از یکسالگی پیروز میدان ما نینی ها هستیم و ننه هایمان میفهمند که همه چیز انقدرها هم که ننه بزرگ ها میگفتند ساده نیست
آنها قبل از یکسالگی میفهمند بزرگترین گول دنیا را خوردند 🦦
ننه مان را بخواهیم توصیف کنیم باید بگوییم، آدم بزرگی سی و چند ساله که صدای بچه در میاورد و با ان زبان در خانه صحبت میکند،هر چند ساعت یکبار صدای گاو یا گربه و جوجه در می آورد در حالی که روی زمین نشسته و دو پایش را کمی از عرض شلنه باز تر کرده و منتظر است تا ما توپی را به سویش‌قل‌بدهیم، این در حالیست که سینک ظرفشویی پر از ظرف است،لباسهای خشک شده ی دو‌هفته پیش روی رخت آویز هستند هنوز تا بیشتر خشک شوند و هر از گاهی با لباسهای شسته ی جدید جایگزین میشوند،و خانه از نظر ننه مان محلی برای زندگی نیست دیگر🦦
البته که تایمی که ما در روز‌میخوابیم اتفاقاتی میافتد که بر خلاف میل ماست و‌در بیداری هرگز فرصت روی دادنشان نیست
ولی خب، قابل چشم پوشیست!
خلاصه رفقا اول و اخر پیروز‌میدان ماییم، کوتاه نیایید و به شرارت هایتان ادامه دهید…
دوستدار شما نباتی اکانت پریده👼🏻🍭🤍
مامان دخملیا مامان دخملیا ۲ سالگی
❣چقدر این متن دکتر الهی قمشه ای زیباست 👌🏻

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...

پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید🍃🍃🍃