این داستان : تمام کردن کتاب ننه

ما در سن ده ماه و یک روزگی‌تصمیم گرفتیم یک‌کتاب را که ننه مان هرگز شروع به خواندن آن نکرده بود را تمام کنیم🦦

آنرا با خوشحالی پاره کردیم و تکه هایی از انرا خوردیم تا هرگز نتوانند آنرا بخوانند😎

ما در سن ده ماهگی بلد شده اییم بدون اتصال به جایی تحت عنوان تکیه گاه بلند شویم روی دو پای خود بیاستیم و ذوق کنیم و با کون بر زمین بخوریم

ننه ما نگران ترک خوردن کون ماست از بس که دائم در تلاشیم برای ایستادن🦦

این یک اکانت جدید است،ما همان نبات نویسنده ی کوچک قبل هستیم
اما دو روز پیش گوشی ننه را صبح زود دزدیدم و آنقدر رمز اشتباه دادیم به آن که در نهایت منجر به ریست شدن گوشی شدیم

گوشی را به تنظبمات کارخانه بردیم و ننه زمانی که وارد گهواره شد دید خبری از متن های قدیمی نیست و گویا اینجا یک اکانت جدید است 👼🏻

این اولین خرابکاری ما بود در سن ده ماهگی

ده ماهگیمان را اینگونه مبارک کردیم‌رفقا🦦

دندان لثه غذای کمکی راه رفتن غلط زدن فرزندپروی پوشک و همه ای حرفا

تصویر
۵ پاسخ

سلام؛الهی دورت بگردم؛فدای سر نبات جانم .😢خیلی سخته ... تلنگری شد که عکسامو تو فلش بریزم .

مبارکه خوشگل خانوم 😍♥️ قربون قد و بالات

عه حيف شد🦦

الهی عزبزم 😅😂 دختر منم کاغذ ببینه پاره میکنه
دیروز اینقدر گشتم پیدات کنم گفتم خیلی وقته نیومدم به عالمه متن هست که بخونم 😬💔 اینم شانس من 😅

ینی هرچی تو گوشی بود رفتتتت😵‍💫😵‍💫😵‍💫

مبارک باشه شیطون بلا😍😍

سوال های مرتبط

مامان 🌿تیانا و آرتین مامان 🌿تیانا و آرتین ۱ سالگی
مامان جوجوممد(تیارا) مامان جوجوممد(تیارا) ۱ سالگی
میره ک یه ترشی خوشمزه مشهدی بشه



برای تهیه ترشی گوجه مشهدی ابتدا کرفس، هویج، گلم کلم، سیر، فلفل سبز تند را به صورت نگینی ریز و یکدست خرد می کنیم، سپس به خوبی می شوییم و داخل آبکش می ریزیم تا آب اضافی شان خارج شود.
مرحله دوم
برای اینکه مواد ترشی به خوبی خشک شوند، بهتر است انها را از شب قبل خرد کنیم و پس از شستشو کنار بگذاریم تا رطوبت شان به طور کامل گرفته شود. در ادامه یک قابلمه مناسب را نیمه آب پر می کنیم و روی حرارت زیاد قرار می دهیم.

مرحله سوم
در این مرحله پس از اینکه آب موجود در قابلمه به نقطه جوش رسید، گوجه فرنگی ها را درون کیسه فریزر قرار می دهیم و درون آب جوش قرار می دهیم. پس از گذشت ۱۵ دقیقه گوجه فرنگی ها را از آب جوش خارج می کنیم و به راحتی پوست شان را جدا می کنیم.
مرحله چهارم
پس از اینکه پوست گوجه فرنگی ها را گرفتیم، آنها را داخل میکسر یا مخلوط کن می ریزیم و پوره می کنیم. در ادامه گوجه فرنگی پوره شده را داخل یک قابلمه مناسب می ریزیم و به مدت ۱۵ دقیه می جوشانیم، سپس سرکه را اضافه می کنیم.

مرحله پنجم
پس از اینکه سرکه را اضافه کردیم، ۱۵ دقیقه دیگر صبر می کنیم، سپس قابلمه را از روی حرارت کنار می گذاریم. در ادامه نمک و سبزیجات ترشی را اضافه می کنیم و با هم ترکیب می کنیم تا کاملا مخلوط و یکدست شوند.

مرحله ششم
در این مرحله صبر می کنیم تا ترشی خنک شودف سپس آنرا درون ظرف های شیشه ای درب دار می ریزیم و یک روز در محیط آشپزخانه قرار می دهیم، سپس به مدت ۱۴ روز در یخچال قرار می دهیم تا ترشی آماده مصرف شود.
مامان محمد مهدی مامان محمد مهدی ۱۱ ماهگی
سیدرال نسبت به لیپوزوفر، احتمال سیاه کردن دندان کودکان را به طور قابل توجهی بیشتر دارد. دلیل اصلی این تفاوت در نوع تکنولوژی ساخت این دو قطره است.بر اساس یک مطالعه علمی معتبر که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، محققان میزان تغییر رنگ ایجاد شده توسط چهار نوع قطره آهن مختلف را روی دندان‌های شیری بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد:
· سیدرال (فناوری سوکروزومیال): میزان تغییر رنگ ایجاد شده توسط سیدرال به طور معناداری بیشتر از لیپوزوفر بود.به عبارت دیگر، در این تحقیق، سیدرال یکی از قطره‌هایی بود که بیشترین پتانسیل را برای ایجاد لکه روی دندان‌های شیری داشت. لیپوزوفر (فناوری لیپوزومال - Liposomal): در مقابل، لیپوزوفر و یک قطره دیگر با فناوری پلی‌ساکارید، کمترین میزان تغییر رنگ را در میان گزینه‌های مورد بررسی نشان دادند.
دلیل علمی این تفاوت چیست؟
همانطور که قبلاً اشاره شد، هر دو فناوری لیپوزومال و سوکروزومیال با محصور کردن آهن در یک پوشش، از تماس مستقیم آن با دندان جلوگیری می‌کنند. با این حال، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که در عمل، فناوری لیپوزومال (مورد استفاده در لیپوزوفر) در کاهش لکه‌گذاری روی دندان شیری مؤثرتر از فناوری سوکروزومیال (مورد استفاده در سیدرال) عمل کرده است.
جمع‌بندی و توصیه.اگرچه هر دو قطره نسبت به قطره‌های آهن معمولی (مانند سولفات آهن) پیشرفته‌تر هستند، اما بر اساس شواهد علمی موجود، لیپوزوفر گزینه‌ای بسیار مطمئن‌تر از سیدرال برای جلوگیری از سیاه شدن دندان کودک است با این وجود برای هر دو قطره، رعایت نکات مصرف (ریختن قطره در عمق دهان و دور از دندان‌ها، و مسواک زدن یا تمیز کردن دندان بعد از مصرف) همچنان ضروری است تا خطر ایجاد لکه به حداقل ممکن برسد.
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۲ سالگی
💕💕
فرزندم از موبایل جدا نمیشه!!!
چه باید کرد؟

خودتان کمتر در فضای مجازی باشید و در حد نیاز از گوشی و تبلت استفاده کنیم بچه ها به وسایلی که والدین از آنها استفاده می کنند علاقه بیشتری نشان می دهند.
با بچه‌ها بیشتر بازی کنید وقتی کودک را با بازی های شاد پر کنید بازی ها و گفت و گو های خانوادگی لذت بخش ترین لحظه ها برای فرزندان است.
در حضور کودک از این که فرزند ما باهوش است و کار با گوشی موبایل را حرفه‌ای بلد است صحبت نکنید
با این نوع گفتار فرزندتان را استفاده از تبلت و گوشی موبایل بیشتر علاقمند خواهید کرد.
برای ساکت کردن آرام کردن سرگرم کردن کودک و حذف شیطنت فیزیکی بچه ها از گوشی و تبلت استفاده نکنید.
گاهی ترویج دهنده گوشی خود والدین هستند!!!
نگران نباشید فرزند شما از نداشتن موبایل و تبلت عقده ای نخواهد شد.
تکرارکننده  اشتباهات والدین دیگر نباشید.
آموزش آنلاین در دوره حاضر می طلبد فرزندتان از این ابزارها استفاده کند اما زمان مشخص و مکان مشخص.
مدیریت استفاده صحیح بر عهده والدین است و نه  کودک.
مامان ملکاجون مامان ملکاجون ۱ سالگی
📚📚
#داستان_شب

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد هر وقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان بماند که:
"زمین گرد است..." 🙂❤️‍🩹

🌺شب خوبی رو براتون آرزومندیم،،،💚💚💚
مامان هیراد مامان هیراد ۱۶ ماهگی
دلنوشته یک مادر : گاهی دلم میخاد ساعت ها بشینم و براید خود قبلی ام ساعت ها سوگواری کنم
دختری رها و ازاد
دختری که تنها دغدغه ان گذاشتن وعده های غذایی بود
دختری که در یک روز میتوانست نصف یک کتاب یا گاهی تمام ان را بخواند
دختری که موقع بیرون رفتن با خیال اسوده ارایش میکرد
دختری که شب ها راحت سرش را روی بالشت میگذاشت و تاصبح بدون بیدار شدن میخوابید
دختری که با دوستانش به تفریح میرفت بدون اینکه نگران کسی باشد که الان جاش خوبه؟!الان شیرشو خورده؟الان جاشو عوض کردن؟الان تونستن بخوابونشش؟؟
و...
من یک مادرم و زندگی من هیچوقت مثل قبل از بچه دار شدن نمیشه و این تصمیم بزرگ و سختی بود که خوم گرفتم
و الان تمام زندگی من پر از استرس اینده و بار سنگین و مسئولیت بزرگ کردن درست یه بچه معصومه که با خاسته ما به این دنیا اومده
خیلی سخته حتی گاهی اوغات از شدت خستکی گریه میکنم ولی باید ادامه بدیم...
ما از پسش برمیایم و میدونم همه ما یک روز میایم از موفقیت بچه هامون تعریف میکنیم ...
مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
قصه غذایی که تلخ شد

امروز قرار بود خورشت سبزی بپزم
با خودم گفتم وقتی محمد بود غذایم چنان خوب میشد که کسی نمیتوانست عیبی از آن بگیرد همه متحیر مزه خوبش می‌شدند و محمد میگفت زنم دستپختش خیلی خوبه و من میفهمیدم که چقدر از این قضیه خوشحال است ( بالاخره مرد است و غذا دوست بودنش دیگر)
به مادرم گفتم گمان نمی‌کنم امروز غذایم خوب شود دیگر خبری از آن طعم های خوب نیست
به من گفت خب از ادویه عشق در آن بریز و من ناخودآگاه یاد عزیزدلی افتادم که بدون آن هیچ عشقی دیگر دیده نمی‌شود
در هیچ موردی دیگر عشقی نیست
بغضی بی اجازه توی گلویم نشست و به دنبالش اشکی در چشمم حلقه زد

یاد آن جمله معروف افتادم که بعد از او شاید برای خودش گریه نکردم اما با کوچک ترین اتفاقی گریه ام میگیرد


بدون او
بعد از او
با نبودش
نمی‌دانم چه کنم

احتمالا بعد از این تمام غذا هایم تلخ می‌شود
و تمام صبح هایم تاریک
احتمالا بعد از این قرار است با قلب درد خود سازش کنم
یا شاید روحم بمیرد
اما مطمئنم بعد از او همه چیز تلخ میشود

امروز که تقویم را دیدم فهميدم غریب به پنجاه روز است نیستی
یعنی پنج دهه
نمی‌دانم برای بقیه پنجاه روز چگونه گذشت
اما من در این مدت هزاران بار دیگر نفس نکشیدم
من در این مدت هزاران بار کم آوردم

دقیقا همان موقعی که میخواستم بخاطر ناراحتی هایم بیایم که تو دستانم را بگیری و یادم آمد که دیگر دستت این توان را ندارد مردم
همان دقیقه ای که فهمیدم هر چقدر منتظر بمانم ظهر که بشود دیگر تو زنگ در را نمیزنی و خنده کنان وارد خانه نمی‌شوی، جانم رفت

تو بگو مگر نمی‌گویند دنیا به اندازه یک خواب کوتاه است، پس چرا من چند قرنی است در این کابوس تلخ گیر افتادم
تو بگو چرا کابوس هایم تمام نمیشود🥲