تجربه اولین کوتاهی موی راستین جانم 🌜
من یه تجربه‌ای دارم البته شاید تو سن راستین یه کوچولو درکش براشون سخت‌تر باشه، اینه که بچه‌ها رو تو هر موقعیت جدیدی که می‌خوایم قرار بدیم باید از قبل آماده‌شون کنیم.‌...
میگم، درسته راستین خیلی کوچیکه ولی با همون درک خودش من سعی کردم قیچی رو بیارم زمانی که نوک موهای خودم رو قیچی زدم راستین ببینه
سعی کردم با بیان کودکانه این کار رو براش با بازی توضیح بدم ☺️
به همسرم هم گفتم به آرایشگر تاکید کنه که می‌خوایم بچه‌مونو بیاریم یه تایم اختصاصی به خودمون بده🙃
خلاصه ما خانوادگی رفتیم
کوتاهی مو پسرم و همسرم رو هم به همین روز موکول کردیم
اول حسین موهاشو کوتاه کرد من راستینو بغل کردم و سعی کردم با محیط آشناتر بشه همزمان داداششم می‌دید و من در موردش با همون بازی بازی توضیح می دادم
چند بار هم خودم ماشین رو روشن خاموش کردم که ترسش بریزه
خلاصه چی بگم براتون خواهرا ، دیگه تمام خودم رو واسه شازده گذاشتم که آب تو دل کوچولوش تکون نخوره😅
حتی از اسپیکر و آهنگ‌های آشناشم کمک گرفتم و همزمان براش موزیک‌های مورد علاقش رو پخش کردم
زمان کوتاهی‌ موهاش هم بغل پدرش بود
خلاصه نمی‌گم بچه احساس غریبی و ترس نداشت ولی خیلی حزئی
و همه چی خدا رو شکر خیلی امن برگزار شد🥰
بمونه به یادگار، پسر جونم واست به تاریخ ۱۴۰۵/۶/۲۲ 💚
دوستای خوبم ممنون از راهنمایی‌های همتون هم
ممنونم وقت گذاشتید پاسخ دادید🤍

تصویر
۴ پاسخ

مبارک باشه چقدر خوبه که مادری هستی که اگاهانه میری جلو خوشم اومد افرین بهت واقعا کیف کردم🤍

مبارک باشه عزیزم
من خودم موهای رادمهرو کوتاه میکنم😂😂😂😂

دقیقا منم از چند روز قبل صدای موزر دانلود کرده بودم. میزاشتم روی صدای کم. مثلا دارم دور موهاشو اصلاح میکنم میچرخوندم دور سرش. اصلا نترسید .

مبارکتون باشه
منم میخا کوتاه منم مو دخترم رو از الان نگرانم

سوال های مرتبط

مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۶ ماهگی
چند سؤال درباره راستین و تجربه‌هاتون 🌱

سلام مامان‌های عزیز 🌷
راستین با وزن ۳۸۰۰ به دنیا اومد و خدا رو شکر تا یک‌سالگی وزن‌گیری خوبی داشت. از ۴ ماهگی هم شروع به دندون درآوردن کرد.
الان ۱۰۸۰۰ وزن داره؛ سه ماه پیش ۱۰۵۰۰ بود. می‌دونم که بعد از یک‌سالگی سرعت وزن‌گیری کمتر میشه و خانم دکتر گفتند با توجه به فعالیت زیاد راستین و اینکه دندونای زیادی درآورده وزنش خوبه و نباید انتظار افزایش وزن زیادی داشته باشیم.
آزمایش‌هاش رو هم انجام دادم؛ خدا رو شکر مشکلی نداشت،جز ذخیره آهنش که پایین بود، قطره آهنش رو تغییر دادن و گفتن روزی ۲ سی‌سی بدم.
برای همین خواستم بدونم شما برای بچه‌های هم‌سن راستین معمولاً در هفته چقدر گوشت قرمز می‌دید؟ در کنار گوشت، منابع دیگه آهن مثل حبوبات، عدس و تخم‌مرغ رو هم مرتب در برنامه دارید؟ راستین معمولاً صبحانه نصف تخم‌مرغ آب‌پز می‌خوره؛ به نظرتون می‌دونید چقدر واسش مجازه؟
موضوع دیگه از شیر گرفتنه
راستین از روز اول فقط شیر خودم رو خورده و انتخابم همین بود
روزها می‌تونم حواسش رو پرت کنم، ولی برای خواب، مخصوصاً شب، فقط با شیر می‌خوابه حتی شده تا دم صبح گریه می کنه اما با بغل و نوازش هم خوابش نمی‌بره.
خانم دکتر گفتن بعد از ۱ سال و نیم می‌تونم کامل از شیر بگیرمش
ولی من چون پسر بزرگم رو تا ۲ سال و ۲ ماه شیر دادم احساس می کنم در حق راستین کوتاهی میکنم؛ از طرفی واقعاً هم از نظر جسمی دیگه توان ندارم و به‌خاطر دندون‌هاش هم نگرانم.
یادم رفت از خانم دکتر بپرسم؛ بعد از یک‌سالگی آب معمولی می‌تونه بخوره یا هنوز بهتره آب جوشیده و سردشده باشه؟
ممنون میشم تجربه‌هاتون رو بگید. 🤍🌱
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.
مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱ سالگی
سلام مامانای گل
الان بیشتر از یک هفته س که کارتون آراد رو کامل قطع کردم
قبلا هم چندین بار سعی کرده بودم اعتیادش به تلویزیون رو کم کنم از خدام بود باهاش بازی کنم ولی اون اینقدر نق میزد که اخر مجبور میشدم روشن کنم که هم اون آروم بشه هم اعصاب من
ولی این سری راحت تر از سری های قبل پذیرفت
علاقه ش به کتاب بیشتر شد
خودش بازی هاشو میاره که باهاش بازی کنم
کتاب میاره که بخونم
موقع غذا درست کردن اذیت میشم که دیگه زدم به بی‌خیالی اگه نتونم درست کنم حاضری میخوریم
درسته که دهنم سرویس شده
ولی حداقل خیالم راحت شد
خیلی نگرانش بودم هم بخاطر حرف نزدنش
هم چشماش
هم اینکه میترسیدم تاثیر منفی رو هوشش بذاره
گوشی رو هم سعی میکنم دست نگیرم
که نبینه دستم و نخواد ولی خب وقتی کسی زنگ میزنه کاریش نمیشه کرد بیشتر سعی میکنم اگه خیلی بهونه گرفت فیلم هایی که از خودش گرفتم رو نشونش بدم .فیلم هایی که توش حرف میزنم باهاش
این مدت حس میکنم آواسازی هاش بیشتر شده
کلمه ی جدید نگفته ولی مثلا همون دو تایی که قبلاً می‌گفت رو چسبوند به هم چند روز پیش گفت« بابا دد »
خوشحالم که تلاشمو کردم
درسته که اشتباه کردم
ولی حداقل سعی خودمو کردم به مسیر درست برگردم