۲۵ پاسخ

من شیرخشک بود گرفتنش در عرض یک روز😅
چون بعدش پاستوریزه دادم بعد اونو کم کردم و همون حالت کمد رو بهش میدم

من هر دو رو دادم تا ۱۰ ماهگی بعدش فقط شیرخشک من دوست نداشتم فقط شیرمادر بدم مثلا یه تایمایی میشه نمیتونی بدی بقیه هم میتونن شیرخشک بدن برا همین من از همون اول به دختر و پسرم هر دو رو دادم

بنظر من از شیر خودمون من خیلی اذیت شدم وقتی از شیر گرفتمش خودم وابسته شده بودم و با عذاب وجدان گرفتم با اینکه دو سالش تموم شده بود کامل

من به کارن شیر خودمو دادم و واقعا سخت بود خیلی اذیت شدم ولی از شیر گرفتن کارن راحت بود خداروشکر.
اما کایا چون که یکم زود بدنیا اومده بود اصلا سینه منو نگرفت و همش شیر خشک خورد ولی به نظر من شیر خشک بهتره و من شیر خشک ترجیح میدم

شیرخشک

‌عزیزم بابته من دخترم فقط دو روز سینه هامو گرفت که هیچی هم توش نبود و هیچی تلاشی هم برای شیرافتادن سینه هام نکردم چون خوشم نمیومد هرجا سینمو بیارم بیرون به بچم شیر بدم برایرهمین شیرخشکی شد اما باز با این حال سینه هام افتاد ربطی به شیردهی نداره...

من شیر خودمو دادم و اگه برگردم عقب یا بچه دیگه بیارم بازم شیر خودمو میدم. از شیر خشک متنفرم. پسرمو راحت از شیر گرفتم نه اون اذیت شد نه من

شیر مادر سخت تره

واقعا شیردهی خیلی سخته
جالبه همه از سختی های حاملگی میگن ولی هیچ کس از سختی های شیردهی چیزی نمیگه
منم شیردادن رو در حد ۳ ماه اول دوست دارم نه بیشتر ولی نه بچه هام خیلی شیرخشک دوست داشتن نه خودم دلم میومد شیر خودمو نخورن
بیشتر از همه شب بیداری و ضعفش اذیتم میکنه کلا جون ندارم و مریض هم بشم سخت مریض میشم
من پسرمو تدریجی از شیر گرفتم خداروشکر خوب بود ک خیلی اذیت نشد

بچه اولم شیرمادر
بچه دومم شیرخشک
برگردم عقب انتخاب اول و آخرم شیرخشکه

شیر مادررررر
من دوتا بچه هام شیرخشکی بودن از شیر گرفتمشون خیییلی راحت و خوب بود کیف کردم

پسر من فقط تا هفت ماهگی شیر خشک خورد و بعد اون دیگه شیشه نگرفت من هم شیر خودمو میدادم هم شیر خشک ولی اگه برگردم عقب قطعا شیر خشک میدم چون پسرم الرژی داشت و منم رژیم رعایت میکردم واقعا فکر میکنم بهش ظلم کردم

سلام عزیزم
قطعا از شیر مادر گرفتن سخت تره
با اینکه تجربه ی من شیرخشک و خب آسون بود
من دوست داشتم ک شیر خودم رو بدم و وقتی پسرم تو سه ماهگی سینه م پس زد من تا دو ماه بعدش افسردگی شدید داشتم مدام گریه میکردم بعد ب خودم اومدم و پذیرفتم
و بعدها خیلی خیلی راضی بودم از شیرخشک
ب این دلیل ک من تحت فشارهای روحی و روانی فوق العاده شدیدی بودم و اگه بچه م شیر خودم رو میخورد خیلی براش بد میشد
اما خداروشکر ک‌ شیر حرصی من رو نخورد
راجع ب افتاده بودن هم،برا من افتاده شده
با اینکه سه ماه شیر دادم
با باشگاه و یه سری ورزش ها بهتر میشه

برگردم به گذشته شیرخشک نمیدادم،برا من گرفتن از شیرخشک خیلی سخت تر بود

جفتشون شیر خودم .اولیم ک یسال خورد .دومیم الان دارم میگیرم فقط وعده سر صبحش مونده ک حذف کنم .
پشیمون نشدم چون شیر خشک خیلی دردسر داره بنظرم .سینه هامم افتاده شده ولی خب میدونم ک بیشترش اشتباه از خودم بود حالت شیردهی درستی نداشتم هرجور میرسیدم شیرشون میدادم 😂

من ازاول دوس نداشتم شیرخودموبدم الحمدالله هم شیرنداشتم شیرخشک دادم خیلی هم راحت ازشیرخشک هم گرفتم

هر دو تاشو میدادم و رحت بود از ۷ماهگی خودش شیر مادر و ول کردو از ۲۲ماهگی خودش شیر خشک و من تو هیچ کدوم دخیل نبودم😎

خونه خودتع جارو شارژی رو چند خریدی

منم از اول دوست نداشتم شیر بدم و ندادم شیرخشک بود راحت بود گرفتنش

من شیر خودمو دادم با کمکی کنارش. کمکی خیلی خیلی خوبه میشه بچه رو بسپاری به کسی یا خداقل چند ساعت راحت بخوابی. بچه بعدی هم بیارم انتخاب اولم شیر خودم هست و در کنارش کمکی ی جورایی هفتاد سی😁
بنظرم مادر شدن از خودکذشتگی داره همونطور که از خواب و خیلی چیزامون میزنیم باید حساسیتمون روی فرم بدن و سینمونم کم کنیم

من هم شیرخودمو دادم هم شیرخشک اما بعد یک سال وبعددندون دیگه طاقت نداشتم حالم بدمیشد خودشون دیگه نخوردن راحت تربود چون شیرخشک میخوردن

من اولی شیر خشک دومی شیر خودم
شیر مادر بهتره به نظرم

من تجربه ی هر دو رو دارم
از شیر خودم گرفتن خیلی سخته

من هردو رو راحت گرفتم از بچه هام.اذیت نکردن. ولی ب نظر منم شیردهی دوره ی خییلی خیلی سختیه. منم اون تایمی که شیرخودمو میدادم بدنم خیلی ضعیف شده بود و حالم بد بود.دختر دومم ۲ماه بیشتر شیر خودمو نخورد همیشه عذاب وجدان دارم بابتش و گاهی میگم نکنه ظلم کرده باشم در حق بچم😢

منم جفت بچهام شیر خودم میدم اولی ۱سال۶ماهگی ازشیرگرفتم خداروشکر راحت جدا شد ولی دومی نمیدونم چطورباشع

سوال های مرتبط

مامان سدنا فسقلی مامان سدنا فسقلی ۳ سالگی
یچیزیم از زایمانم بگم الان که بیکارم
من تا لحظه آخر درد داشتم به روی مبارک نمیاوردم وقتی رفتم بیمارستان دیدم روز شنبه ای فقط من دارم زایمان میکنم برعکس بقیه مامانا به فکر تصویر بچه نبودم به این فکر میکردم چجوری از تخت برم بالا از اون سمت قل نخورم با سر که خداروشکر یه پرستارآقا بود نمیدونم چیبود کمکم کرد که کاااش میفتادم پشتم باز بوده و من حواسم نبود حتی اون موقع هم متوجه نشدم چند روز بعد متوجه شدم وقتی از لباس عمل داشتم تعریف میکردم واسه دخترخالم وقتیم اومدم تو اتاق دیگه خواب نداشتم زنگ میزدن مامانم گوشی میداد بهم حرف بزنم😐انگار تبریک عید بود اجباری بوده بخاطر همین یه سردرد ۹روزه داشتم سرپا بودم یا درازمیکشیدم خوب بودم ولی می نشستم مغزم درحالت انفجار قرار میگرفت کلا خیلی بعد زایمان اذیت شدم تا یکسال اگه تو شکمم قیچی و نخ و سوزن جا میزاشتن حداقل درمان داشت من نمیدونم چه درد بی درمونی بود دچار شده بودم نوک سی.نه هام تاول میزد فقط گریه میکردم بقیه هم که میدونید دایه مهربان عقلم کج بود مسیرش به بچه شیر خشک نمیدادم فقط شاید هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار وقتی بیرون بودیم اصلا تو حالت نشسته نمیتونستم شیر بدم به مامانای باردار و تازه زایمان کردین یه حرف خواهرانه میگم بهتون شیر خشک اصلا بدنیس جایی سخت شد دیگه مادر ندین چون اعصابت مهمتره تا تغذیه بچه با شیر خشک بزرگ میشه با شیر مادرم بزرگ میشه ولی بعد اعصابت درست نمیشه