۶ پاسخ

منم امروز اینجوری بودم زنگ زدم به شوهرم گفتم به بابات بگو بیاد اینو ببره تا یه قتل گردنمو نگرفته اونم اومد بردش

میام خونه مامانم میدمش به مامانم

زنگ میزنم شوهرم میگم بیا بچت و نگه دار من خسته شدم دیگه نمیخام مامانش باشم 😂 میاد چند ساعت نگهش میداره من میخوابم یا برا خودمم

یکم گریه میکنم سر شوهرم خالی میکنم
اگه بشه یه دوش میگیرم ۱۵ استراحت یه قهوه میزنم یکم بهتر میشم

هیچی عصبابی میشیم😂😂

هیچ کاری نمیکنیم محکومیم به ادامه نی نی ها خیلی گناه دارن ما بعد از مادر شدن حتی حتی دور از جون بعد از مرگ هم مادریم و روزی نیست که به حال خودمون باشیم
فقط میشه قوی تر باشیم

سوال های مرتبط

مامان متین و تودلی🤗 مامان متین و تودلی🤗 هفته یازدهم بارداری