۵ پاسخ

ببین کلا اقتضای سنشونه. اصلا حرف گوش نمیدن .میخوان کلا مستقل عمل کنن.

بچه ها در این سن ها همین قدر با والدینشون مخصوصا مامانشون بی رحمانه برخورد می کنند. شرایط خاص فرزند شما هم می تونه اوضاع رو کمی بدتر کنه.
چاره ای نیست، جز صبر!
من که برای شما نسخه صبر می پیچم، خودم هم خیلی وقتها ممکنه از کوره در برم! کاملا شما رو درک می کنم.
ولی یاداوری می کنم هم برای شما و هم به خودم که بالاخره این روزها هم تموم می شه…

تواین سن اینجورین خونه همه ما وحشتناکه

عزیزم میگی شرایط گل پسرت یکم خاصه
مایی که کاملا سالم هستن خداروشکر مشکلی ندارن چی بگیم حداقل تو توجیه داری من دخترم پارممممم کرده پاره

خدا کمکت کنه عزیزم.درک میکنم تو شرایط سختی هستی.ایشالله ب آرامش برسی.

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۴ سالگی
حدس بزنید این چه غذایی هست؟!
یه غذای خیلی مقوی برای بچه هاست که من هفته ای دو بار به رایان می دم.

به این ترتیب که سه قاشق غذاخوری سرصاف برنج رو خیس می ذارم. بعد از چند ساعت با حدود دو لیوان آب می ذارم رو شعله خیلی کم، حسابی بپزه و بشکفه. آبش که کشیده شد با ته لیوان یکم بیشتر له می کنم و بعد یه ترکیب جادویی بهش اضافه می کنم.
عصاره کله پاچه همراه با یه پاچه رو می ریزم تو میکسر. پاچه کامل له می شه و توی عصاره حل می شه و نتیجه کلی یه عصاره غلیظه که به برنجم اضافه می کنم و البته یه قاشق سرخالی آرد جو دوسر پرک هم می زنم و این بار با شعله متوسط مدام هم می زنم تا به غلظت حلیم برسه.
به شدت مقوی برای بچه ها توی سن رشد هست. از دو سالگی به بعد می شه به بچه ها داد.
اینم بگم که من کله پاچه رو از جای معتبر می گیرم و هیچ چربی اضافی روش نمی بنده وقتی می ذارم یخچال.
موقع خریدم تاکید می کنم استخون هاش رو کامل دربیارن چون برای بچه می خوام. گاهی می شه استخون ریزه داشته باشه متاسفانه که از صدای میکسر متوجه می شم و اینجور وقتا با دقت مراقبم استخون ریزه ها همراه عصاره وارد ظرف برنج نشن.
امیدوارم مفید بوده باشه و برای نی نی ها بپزید و لذتش رو ببرن.
#فرزندپروری فرزندپروری
#شیرخشک شیرخشک
#تغذیه تغذیه
مامان 🎵امیرعلی🎶 و🌱 مامان 🎵امیرعلی🎶 و🌱 ۵ سالگی
قبلنا همش با علاقه جزئیات رشد جنین رو تو هر هفته می خوندم و عکساشو نگاه می کردم و حتی تو عروسکام دنبال اونی ک دقیقا همون اندازه باشه می گشتم تا بیشتر بتونم برای خودم تصویرسازیش کنم و در واقع باهاش زندگی می کردم!

حالا اما اصلا طاقتشو ندارم حتی بخونم که مثلا این هفته چه قسمت هایی از بدنش رشد میکنه و به چه شکلی درمیاد ... 👼

حدود یک ماه دیگه موعد CVS و من هر روووز بارها بهش فکر میکنم ...
خیلی دعام کنید لطفا ... واقعا دلم داره می ترکه و هربار به شوهرم نگاه می کنم که چیزی بگم، که بگم اگه این دفعه هم ... حرفام تو دهانم خشک میشن و به چهره اش عمیق تر که نگاه میکنم می بینم اون درونش آشوب تر از منه و در نتیجه فقط سکوووت می کنم و قورت میدم همه نگرانیامو ... 😣😣😣
این روزا همش نقش بازی می کنم که آره بیا در لحظه زندگی کنیم و هنوز که چیزی نشده پیش پیش نرو به استقبالش و ماتم نگیر ولی خودم از درون واقعا دارم کم میارم ... 😔😔😔😔
خیلی سخته ...
خیییلیییی ... 💔💔💔💔