۹ پاسخ

دقیقا قلبم هورری میریزه با صدای گریش یا جیغش مادر بودن سخت ترین کار دنیاست

بخدا منم
آخرش یا میزنم تو سر خودم یا تو در و دیوار
نمیتونم بی تفاوت بمونم
نمیتونم خیلی حتی تو خودم بریزم
خیلی عصبی میشم

دختر منم زیاد گریه میکنه همه اینا رو انجام میده که براش خوردنی بخرم مثلا پفک چیپس بخرم منم نمیگم‌به جنون برسم دیگه از دستش مجبور بشم واقعا سخته دیردز رفتم بازار باهاش انجا تو راه جلو یه مغازه دید اشاره کرد من نخریدم بعد یه ربع که به بازار رسیدیدم انجا کاری کرد که یعنی هیچ نخریدم از بازار دور زدم برگشتم تو راه دیگه انقدر گریه کرده بود مردم به من میگفتن ببین دردش چیه. اخه هرچی بغل میکردم اروم نمیشد زمین میزاشتم اروم نمیشد تا اینکه بردم مغازه خوردنی هایی که میخواست خریدم لال شد ولی دیگه مجبور شدیم برگردیم چون من خیلی خسته شدم از دستش

دقیقا منم گریه که میکنه انگار دست پام گم میکنم

پسر من دائم زر زر میکنه واقعا خسته شدم بدم میاد خیلی غر میزنه و واسه کوچکترین چیزا گریه و غر میزنه

من دخترم گریه هاش باهم فرق دارن.مثلا پیش خودم گریه می‌کنه صداش کمتره،وقتی باباش هست الکی واسه هرچیزی گریه های بی وقفه می‌کنه که باباشم فکر می‌کنه من یا خواهرش کاریش کردیم.وقتی هم پیش کسی دیگه باشیم بدتر و صدای موتور گازی درمیاره.اون هفته خونه مادر شوهرم چنان گریه های الکی و با صدای عجیب میکرد همه فکر میکردن من داشتم خفش میکردم در این حد دیگه

منکه روی صداش حساس شدم بخدا حتی جدیدا حرفم میزنی بلندتر تپش قلب میگیرم

عاااره خیلی بده ارزو مرگ میکنم

اره منم دوس دارم اون لحظه خودموبکشم چون هیچ مدله ام ساکت نمیشن

سوال های مرتبط