۶ پاسخ

آخی بگردم ایشالو سالم باشه

یک ویروس اومده خیلی مواظب باشید بچه ها نگیرن خودتون نگیرین کشنده

آره شما میدونم کلی گفتم

انشالله زودتر خوب بشه با آب ولرم بشوری آب سرد خودش باعث تشنج میشه

خدا برای هیچکس نیاره خیلی بده من میترسم بچمو بفرستم مدرسه بچه کوچیک دارم دارم دق می‌کنم 😭😭

اخی عزیزم
خدابهت کمک کنه
انشاالله زودتر خوب بشه

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۴ سالگی
سلام به همگی
خیلی از مادرا را دیدم میان میگن بچه ام تب کرده دارو ندارم خونه یا استامینوفن دادم پایین نیومده، خواهش می کنم مادرای عزیز کسی که بچه‌کوچک تو خونه داره به خصوص الان که فصل ویروس و بیماری ها هم هست یهدشربت استامینوفن کوریزان، یه بسته شیاف استامینوفن ۱۲۵ کودکان،یه شربت پروفن تو یخچال خونه داشته باشید که شبی نصف شبی با مشکل مواجه نشید.
یکی میگه شوهرم خونه نیست، یکی میگه شوهرم خوابه و....
به خدا تب و تشنج اصلا شوخی بردار نیست .عوارض تب بالا روی مغز خیلی بیشتر از عوارض دارو هست.حالا هرکی یه طوری تب بچه اش را کنترل می کنه با گلاب و پیاز و....ولی دارو را حتما بدهید بعد کنارش پیاز و خیار ...بزار
بدن بچه ها باهم فرق می کنه تو رو خدا نیا بپرس ۳۸ درجه تب داره چیکار کنم بعد یه نفرم بنویسه ۳۸ خوبه پسر من ۳۹ درجه داره مگه مسابقه است دمای بدن دیگه از ۳۷ و نیم به بالا یعنی تب و اگر کنترل نشه در لحظه ای میره بالا تو رو خدا جدی بگیرید
یخ کردن دست و پا هم نشانه اینکه تب می خواد شدت بگیره چون تب همیشه با لرز همراهه و فقط باید دارو بدهی اگر با استامینوفن کنترل نمیشه پروفن بده یک سوم وزنش به سی سی پروفن بده.
مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
چند وقت پیش حال روحیم خوب نبود ر۴تم دکتر بهم گفت حس می کنم نسبت به بچه ت و محدودیت و زحمتش عصبانی هستی منم هی قسم و آیه که نه من این بچه رو با هزار تا دعا خواستم ارزوم بوده و اینا اونم گفت خب بالأخره زندگی سختی های زیادی داره چند تا نصیحت کرد و منم دیگه دوباره نرفتم حوصله شو نداشتم
دیشب یه فیلم دیدم که یه بچه مادر خوبی نداشت خیلی دارم به مادریم فکر می کنم
اینکه اون به اراده خودش به این دنیا نیومده
من دارم باهاش چیکار می کنم
همین امروز صبح با دلدرد بیدار شد کلی نازشو خریدم بردمش دستشویی گفتم غدا بهور اب بخور نخورد ولی اخرش اینقدر هی گفتم باید دارو بخوری،چرا دیشب اینو خوردی چرا اونو خوردی و چرا شام نخوردی چرا حرف منو گوش نکردی حالا هم یا برو بگیر بخواب یا که دارو میدم رفتم تواشپزخونه که اروم بشم اومدم دیدم خوابش برده
خیلی بهش غر میزنم
میگه دائم باهام بازی کن منم هی منتظرم از دستش فرار کنم پنج دقیقه اولش درست میشینم کنارش بقیه شو دنبال راه فرارم
حس می کنم اصلا مامان خاصی نیستم