۱۰ پاسخ

ایشالا عزیزم

وقتی بغلش بیگیری دگ کلی دنیا برات مهم نیس اینقد ک شیرینه

عزیز دلم کاملا طبیعیه‌اصلا‌ خودت رو سرزنش نکن، حتی امکان داره به دنیا هم بیاد اوایلش حسی نداشته باشی چون افسردگی بعد از زایمان بالا پایین شدن هورمون‌ها همه تاثیر میذاره،ما نمیدونیم قرار با چی مواجه بشیم وضعیت زندگیمون با شوهر و بچه چطور میخواد پیش بره برای همین استرس و اضطراب زیادی تحمل میکنیم پس این واکنش‌ها و این حس‌هایی که داری طبیعی،..دلیل نمیشه چون‌مثلا من مشتاق اومدنش هستم مامان‌خوبیم تو‌ نیستی…پس مقایسه هم اصلا نکن…چون واقعا واکنش‌ها با شرایط بدنیمون بعد از به دنیا اومدن فرق داره و‌نمیتونیم از الان بگیم

منم مثل توام. وقتی تکون میخوره ذوقشو میکنم یا کلا اگه چیزیم بشه نگرانش میشم. اما اون حس مادرانه و شدیدی که بقیه دارنو ندارم و بیشتر میترسم از اینکه دیگه خودم نتونم زندگی کنم و همه زندگیم بشه بچه

مگه میشه اخه من دارم لحظه شماری میکنم واسه دیدن روح ماهش 🥰

منم اینجوری بودم بعد زایمان پسرمو نیوردن پیشم بردن ان ای سیو داشتم روانی میشدم صدا گریه نوزادای دیگه میومد دلم میخاست بمیرم یا صدای قربون صدقه رفتن تخت بغلی میومد چه لحظه ی بدی بود

بخاطر علایم بارداریه عزیزم خوب میشی

اصن وقت زایمان همینکه روی بچه را میبینی ی جوری همون لحظه میشه همه ی وجود و عمرت

توی بارداری باهاش صحبت کن وقتی واکنشش به صداش رو می‌شنوی خودت ندیده عاشقش میشی چه برسه وقتی که از وجودت بیاد بیرون🥰

طبیعیه عزیزم حق داری واقعا هم زندگی آدم دگرگون میشه

سوال های مرتبط