۱۵ پاسخ

وای عزیزم خدا لعنت کنه باعث و بانیش انشالا روز خوش نبینه اون پرستاره چقدر دلم گرفت خدا بهت صبر بده

خدا به دلت صبر بده خواهر

وای زهرا واااای سه قبح دارم اشک میریزم فقط واسه اون روزایی ک میگفتی ینی منم ب این چیزایی ک تعریف میکنید میرسم کی میکذره کی بغلش میکنم وااااااااااای بمیرم براات

اخ زهرا بمیرم واسه دلت
اومدم گهواره یهو یادت افتادم با خودم گفتم حاملگیش طولانی بود ولی دیگ حتما زایمان کرده
تو تایپکام دنبالت گشتم
فقط بمیرم واسه دلت واسه مظلومیت بچت کاش نمیدیدم همچین چیزیو
خیلی حالم بد شد خدا به دلت صبر بده دختر نازم😭😭

خوبی زهرا جانممم
این یه ماه خیلی اومدم چک کردم نبودی
اصلا باورم نمیشه
غمت خیلی بزرگه هیچ کلمه ای نمیشه گفت در مقابل غمت
خدا بهت صبر بده عزیز دلمممم

عزیزم هیچ حرفی نمیتونه از غم تو کم کنه... حق داری واقعا هم باید عزادار دخترت باشی غمت خیلی تازه هست ... یلحظه الان یاد مامانای بچه های میناب افتادم ...مادر مظلوم ترین مخلوق خداست چه در قالب یه انسان باشه چه در قالب یه گربه و حیوون... مادر قوی سرنوشت اینجوری برات رقم زد تلخ بود ولی حکمت الهی بود ...دلم میخاد بگم الهی بزودی دوباره مادر بشی جاش سبز بشه ولی میترسم دلخور بشی... امیدوارم بزودی دوباره مادر بشی درسته خود لنا نمیشه ولی بوی لنا رو میده و مایه ارامشت میشه... مواظب خودت باش دختر قوی🤍🦋

کدوم بیمارستان بوده؟ من خالم پرستاره ان آی سیوعه بگو کجا بوده کمکت کنم

الهی بمیرم خدا به دلت صبر بده گلم

خدا لعنت کنه باعث و بانیشو خدا نگذره ازش

عزیز دلممم😭😭😭😭بمیرم برا دلت زیزی جونم 😭😭😭تمام حرفاتوبا گوشتو استخون درک میکنم😭😭😭

خدا بهت صبر وارامش بده 😔

خدا بهت صبر بده،
آخه چیشده گلم،
سر زایمان اینجور شدگلممم

😭 خیلی ناراحت شدم عزیزدلم واقعا باورم نمیشه😔

وای خدا بمیرم برات خدا بهت صبر بده دختر🥺

خدابه دلت صبر بده الهی مشکل دخترتون چی بود

سوال های مرتبط

چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍