ی مدته بیدار میشه دیگه مث قبل با ذوق نمیگم بیدارررر شدییی عشق مامان بدو بیا بغلم....میگم باز صبح شد
خیلی از مادر بودنم خستم
جدیدا هیولای درون پیدا کردم دیگه جیغ نمیزنم ی عربده ای میزنم خودمم خودمو خیس میکنم چ برسه بچه

ب همسرم میگم ت از صبح ک میری با این ک سرکاری اما برای خودتی کسی هزار بار سوال نمیپرسه ..حال نداری حرف بزنی کسی مجبورت نمیکنه تایم طولانی فک بزنی ..وسط غذا وسط دو دقه نشستنت وسط چایی خوردنت کسی تو دسشویی نمیرینه برات بزور همون موقع مجبور ب شستنش باشی
خستم تروخدا ی ساعت ببرش پارک هم بچه نیاز داره هم من
میگه گنده نکن چیه اینا مگه
نمیتونم بفهمونم فقط خستم
نمیتونم بفهمونم دیگه مث قبل قربون صدقه بچم نمیرم
نمفهمه بچه گریه کنه بغلتو بخواد بگی فقط برو یعنی چی
صبح تا شب تو خونه ام دیگه تحملم پایینه واقعا
دیگه دوس ندارم صدای مامانی مامانی بشنوم
کاش خدا مردارو باشعور تر می افرید

۸ میره نهایت ساعت ۴ خونس کارش هم سبکه نهار میخوره و میخوابه برا خودش تا شام
خب منم ادمم

تصویر
۱۲ پاسخ

سلام . ای وای منم . خستم . داد و سرو صدا دارم با بچه ام کتک می زنم

کارای بچه رو حواله بده بهش
مثلا خودتو تو آشپزخونه گیر کن بگو ببرش دستشویی اگ جیش کنه رو فرش خودت باسد بشوری
و....باید عادتش بدی

با عمق وجود درکت میکنم 🥲 منم خ خستم ... حالم داره از نقش مادری بهم میخوره ... یکم درک شدن میخوام واقعا

بزارش مهد حداقل یه تایمی برای خودت باشی عزیزم.هم واسه بچه خوبه هم خودت

خب گلم شما بچرو باباش تنها بزار بر بیرون تا تنها نباشه درک نمیکنه البته ب شرطی اینکه خونه ننش نزدیک نباشه بندازه گردنت ننش ،واینکه رفت خوابید بچ اومد سمتت بگو برو ب بابا بگو بزار دادش دربیاد هروقت درومد حرف خودشو تکرار کن

وای حرفای دل منو زدی
من بعضی وقتا مجبور میشم میزنمش اعصابم نمیکشه دیکه همش سر هرچیزی گریه میکنه و عربده میکشه کاش مامانم نزدیکم بود فقط یساعت میزاشتم پیشش وخودم میرفتم تو تاریکی و سکوت مغزم داره سوت میکشه 😭

وای دقیقا حال و روز من اینقدر داد میرنم سر بچه اینم جیغ کشیدن یاد گرفته تا بهش میگی نمن شروع میکنه به داد زدن شوهر من صبح میره مغازه تا ساعت ده شب اینقدر سردام و میچرخم پام درد میکنه ورم کرده مچ پام ‌پاشنه ی دامم شدید درد داره کمبود زیاد خواب دارم بدنم خسته س ذهنم خسته س روحم خسته س و هیچ کس نیست درکم کنه هیچکس چندروز پیش یهو کنترلمو از دست دادم جلو خواهر شوهرم داد زدم خواهرشوهرمم شروع کرد ب بدو بیراه گفتن ک بچه س این روانی برو خودتو درمان کن این چ‌وضع مادری کردنه کلی بهم عذاب وژدان داد و رفت ‌نمیدونم من مشکل دارم یا اطرافیانم

من هفته یی یبار میبرمش خونه مادرشوهرم یا مادرم صبح تا شب میمونه اون روز کامل برای خودمم مردا کلا حوضله بچه ندارن

عزیزم الکی کار بتراش برا خودت بگو حواست به بچه باشه من بیرون فلان کارو دارم این مردا تن پرورند باید مجبورشون کنی فقطم از خونه بزن بیرون تا خوب شی
منم همین جورم ولی شوهرم خونس زیاد خداروشکر چند وقته پسرم همش اوریزونشه من راحت شدم 😂

شوهر من امروز از سرکار آمد دخترم با خودش برد بیرون گفت تو به کارات برس ولی خودم انگار استرس دارم باز

شما هم کتک میزنید بچه تون رو ؟

درکت میکنم آره واقعا آدم ی جایی کم میاره تو فقط نیاز ب استراحت داری بخصوص روحی .

سوال های مرتبط