۲۲ پاسخ

دیگه عزیزم ۲۵ روزشه شده دیگه خودتم سرحال شدی بهتره بری خونت تا اعصابت اروم شه

سلام عزیزم من خوندم شما نوشته بودین خانم دکتر صالح میرفتین ممکن بگی راضی بودین یا نه ؟یکم اطلاعات میدین ازشون ؟

سلام قشنگم خوبی پیامات واسم نمیومد الان دیدم خیلی ناراحت شدم😔😔😔😔الان داشتم میگفتم از بین بچه های آی وی افی فقط یکی از دوستام 2 قلو شد داشتم دنبالت میگشتم شوکه شدم

خدا به دلت آرامش بده مامان عطیه
گل پسرمونم برات نگه داره
تازه تاپیک تو دیدم واقعا قلبم درد گرفت

سلام عزیزم حالت خوبه؟
من تازه اومدم گهواره و فهمیدم چیشده
واقعا نمیدونم چی بگم که غمت را کم کنه از خدا برات صبر میخوام🥺
خدا پسرت نیکان را برات نگه داره🥺

خیلی ناراحت شدم عطیه جان واقعا زبونم قاصره و نمیدونم چی بگم که غمتو کم کنه فقط میتونم بگم خدا صبرت بده🥺🥹 خدا نیکان و حفظش کنه عزیزم

من تا ده روزگی خونه مامانم بودم
و از روز اول ک بچه دنیا اومد همون مریض شدیم منو پدر مادرم منو نینی توی اتاق بودیم خودم همیشه ماسک میزدم حتی وقتی می‌خوابیدم کنارش ماسک داشتم پدر مادرم توی پذیرایی بودن ولی هر وقت میخاستن بیان پیش بچه ماسک میزدم و خداروشکر بچه سرما نخورد دکتر هم رفتم ک سرم بزنم بهش گفتم گفت چون شیر مادر میخوره کم پیش میاد مریض بشه نگران نباشم

عطیه جان میدونم چقد تحمل خونه یا تنها بودن سخته ولی به نظرم برو خونه خودت ، هر زمان مامان خوب شدن بیان پیشتون....
از شوهرت بخواه فعلا وسایل اون یکی قل که رفته پیش فرشته ها رو جمع کنه که بتونی برگردی.....
گفتن این جمله برا خودمم خیلی سخته و اشک تو چشمامه دارم بهت میگم ولی خواهر قشنگم زندگی ادامه داره ، نیکان کوچولو نیاز به آرامش خونه خودت داره نیاز به روحیه تو و همسرت داره.... اونم همراهشو از دست داده این همه مدت با هم بودن اونم حق داره آرامش بخواد و تو امنیت آغوش تو بزرگ بشه 🥺🥺 .....

مادرها کلا این مدلی هستن ابجی منم پسرش ب کسی نمیداد

منم رفتم یه دو سه روز موندم اونجا مامانم اینا استراحت ‌کنن خل شدم رسما فرار کردم چرا اینا اینجوری ان واقعا 😂 یا ما یجوریم نمیدونم 🤣

گلم اصلا حساسیت نشون نده ، منم سر بچه اولم مثل شما بودم فقط با آرامش رفتار کن یجوری رفتار کن که انگار بهش اعتماد داری چون اگر اونم این حس دریافت کنه که تو داری دریغ میکنی بچه رو ناخودآگاه گارد اونم فعال میشه .
ببین دکتر اطفال بچه رو از انگشت میگیره بلانسبت عین قورباغه بچه رو میچرخونه بچه هیچ کارش نمیشه .
اونم بچه بزرگ کرده فقط با سیاست برو جلو ، اتفاقا بهتر ناهارت آماده شام آماده جات آماده بخور و بخواب به بچت برس.

خوب کردی گفتی بدت میاد
خیلی بده عادت میکنن بعدنا میگن بچه هم یاد میگیره


ولی این حسی که داری منم نسبت به پسرم داشتم
دوست نداشتم هیچکسسسس حتی همسرم بهش دست بزنه فکر میکردم دست بزنن بهش خراب میشه😮‍💨

دست خودمم نبود

پس طبیعیه مخصوصا برای شما با روزهایی که پشت سر گذاشتی

ولی بهتر میشی یواش یواش❤️❤️❤️

عزیزم حق داری حساس شدی کار خوبی کردی بهش تذکر دادی اگه‌‌ از الان محکم سر‌ حرفت وایسی بهتر به حرفت گوش میدن
ایشالا زودتر مامانت اینا بهتر بشن بری اونجا راحتری تا حال روحی خودت بهتر بشه

تو خوبه مادرت اینها این مدلی نیستن
من هم مامانم این شکلیه هم مادر شوهر 😶😶😶
تازه من سر بچه اولم ، مادرشوهر کمک که نمی‌کرد تا بچم گریه میکرد سریع به شوهرم می‌گفت چشه 😡
انگار بچه نباید گریه کنه کمکمم نمی‌کرد
تیکه هم مینداخت

سلام من یکماه خونه مادر شوهرم بودم خیلی بهم کمک کرد خدا کمکش کنه عیبی نداره اگر ی کم دیدتو بهتر کنی اونم فرقی با مادر خودت نمیکنه مطمعن باش بچتو سما نوه اونا میشه خیلی دوسش دارن

وای درکت میکنم مادر شوهر منم بچمو میگیره از کمر خم میکنه جیگرم کباب میشه همش رو اعصابه موقع عوض کردم پاهوشو میگیره تا گردن میده بالا خورد خمیرش کرد بچمو
از رو هم ک نمیرن😶😑😶😶

من از روز هفتم اومدم خونم انقد نتونستم به تغذیم برسم شیرم کم شده😪
بازم شکر کن ممیتونست شرایط بدتر از این باشه الان دوست دارن استراحت کنم نه اینکه به فکر شام اینجور چیزا باشم

برو خونتون بنظرم،با فامیل شوهر موندن زجره

درک ت میکنم اما خداتو شکر کن که حداقل بچه تو دوس دارن. خانواده شوهر من 6 ماهه ندیدمشون. پسرم کلی گریه میکنه دنبالشون میگرده اما یه زنگ حتی نزدن و مطمئنم دخترمم. به دنیا بیاد حتی به دیدنش نمیان😔

عزیزم اگر کلا سراغت رو نمیگرفتن بدتر میخواستی حرص بخوری
از دید مثبت بهش نگاه کن
که هم خودت هم بچه رو دوست دارن❤️

عزیزم کلا قدیما همینن
مادرشوهرمنم دختر جاریم ۸ماهشه بغلش کرده بود
یه جوری میزد پشت کمرش جاریم که بیخیاله
یهو من دست خودم نبود گفتممم مامانننننن یواش
کمرشو شکوندی ک
صدایی میداد وقتی میزد ک دلت کباب میشد

خیلی سخته...ولی دوسش دارن عمیقا...ولی بدجور

سوال های مرتبط