۷ پاسخ

ورزش و پیاده روی داشتین تو بارداری؟

قبلش زایمان دکترتون معاینع لگنی انجام داد براتون؟

عزيزم شما بیمارستان دولتی بودین؟

دمنوش و اینا هیچی نخوردی؟

خواهر مثل برنامه های اینستا رفتی قسمت بعدی 😂😂😂😂

ترشحات موکوسی چجوریه

بعدششششش😕😂

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
بیمارستان مهر زايمان کردم دکترم فاطمه مسگر پور بودن
ماما همراه نگرفتم کلن
بجاش اپیدورال گرفتم ک خدا رو شکر خیلی راضی بودم
۳۹هفته و ۶روز زایمان کردم
ساعت ۷صبح بود که من یه کوچولو حس پریودی بهم دست داد ن دردی داشتم ن هیچی فقط یع لحضه حس درد پریودی بهم دست داد و ول کرد
منم گفتم چیزی نیست گرفتم خوابیدم از شبش هم اسهال شده بودم ک فکر کنم مربوط به شروع درد زایمان بود
ساعت ۸یهویی تو خواب از درد پریدم ک دردام هر ۵دقیقع بود
هول کردم سریع از جام بلند شدم رفتم حموم کردم یکم کارای خونه رو انجام دادم زنگ زدم شوهرم از سرکار اومد مادرم اومد ک سریع بریم سمت بيمارستان ک دیگه کلن دردام ول کرد و دیگه نگرفت🥴😑
تا ظهر هیچ خبری از درد نبود و کلن ما امید شده بودم ک درد زایمانم شروع شه از زایمان با امپول فشار هم خیلی میترسیدم...
خلاصه ناهار ساعت ۲ خوردم ناهار هم سوسیس تخم مرغ خوردم🙄
چون از قبلش وقت نگردم غذا درست کنم مشغول حاضر شدن و کارا بودم
همین ک سفره پهن کردم دوباره دردا شروع شد و منم خوشحال شدم سریع غذا خوردم و لباس پوشیدم رفتیم سمت بيمارستان
فاصلمم تا بيمارستان یه ساعت بود
ساعت ۳ونیم رسیدم بیمارستان و معاینه کردن گفتن ۳سانتم سریع بستری کردن
از قبلش هم معاینه شده بودم ک گفتن کلن بسته هست اونجا یهویی۳سانت شده بودم
خلاصه بستری کردن و سرم بهم وصل کردن و به امپول فشار هم زدن تو سرم
مامان اورهان و لیمو🍋💛 مامان اورهان و لیمو🍋💛 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان اول_طبیعی
میخام امروز تجربه زایمان طبیعیم سر پسر اولم براتون بزارم
اخرای۳۶ هفته بودم که کم کم درد پریودی داشتم! اما هیچ تجربه ایی نداشتم و نمیدونستم درد زایمانه چون شنیده بودم ک ماهای اخر ادم درد زیاد میگیره…خلاصه صبح ۳۷ هفته بودم ک ترشح داشتم، بعد هر از گاهی. یدرد میگرفت ک اونقدر زیاد نبود بخوابم توجه کنم شب ساعت۳ نصفه شب بود دردم زیاد شد ب. مامانم گفتم مامان من درد دارم مامانم میگفت اخراشی نترس هیچی نمیشه نیم ساعت نکشید تا خواستم بخوابم یهو کیسه ابم پاره شد ساعت۴ بود ک رفتم حمام، شیو کردم، اومدم مژه گذاشتم ،ارایش کردم همسرم بیمارستان شیفت بود پر از استرس هی زنگ میزد راه افتادی اومدی من میگفتم اسنپ نمیگیره ولی داشتم اماده میشدم😂 خلاصه ساعت۵ از خونه دراومدیم و انقدر ترافیک بود که ساعت۸ اینا بود رسیدم تهران بیمارستان… توراهم ب شدت درد داشتم هی میگرفت ول میکرد! در حدی ک جلو راننده اسنپ روم نمیشد جیغ بزنم صندلی رو. فشار میدادم دهنمو میبستم…رسیدم بیمارستان فوری معاینم کردن گفتن ۸ سانت بازیییی چجوری؟ گفتم هیچی فقط من ورزش زیاد انجام میدادم….