هزار تا فکرو خیال که حامله باشم نتونم به یزدان برسم و اینا سقط کنم عذاب وجدان میگیرم یعنی اصلا روز بدی بود برام نه اینکه ناشکری کنم بخاطر بچه بخاطر گناهش
یه منشی داشت رفتم آزمایش خونو دادم اومدم استرس میکشت منو بچمم تو ماشین پیش شوهرم بود. ب منشی میگم فقط یه ازمایشه نشون میدم برم بچم پیش پدرشه گریه میکنه گف بده من ببینم تا جواب ازمایشو دید گف حامله ای یا خدااااا😳من چیکار کنم بگو اخ چی بگم بلد نیستی نخونی میگن چیه اخ. تو گوگل زدم فقط یه کار خوب کرده باشه گوگل برام همون بود جواب آزمایش مثبت مثلا عدداش بالاس مال من یک بود خدارو شکر منفی بود
موقه رابطه یه 20روز قبل شوهرم خابالو بود حواسش نبود یهو ریخت تو منم چون شنیده بودم بعد زایمان زود باردار میشه ادم گفتم بعد 15روز تست بزارم و بعد 15روز تست گذاشتم حاله انداخت دیدم حاله داره نگران شدمو و استرسو اینا اون روزم میرفتم جواب آزمایشمو بگیرم یه بی بی گرفتم رفتم تو سرویس آزمایشگاه گذاشتم بازم حاله انداخت
بعد از ظهرشم یزدانو میبردیم پیش دکتر شوهرم گف بریم پیش زنان و بهش بگو که اینجوری خلاصه رفتم و آزمایش دادم گف نه حامله نیستی. با خودم میگفتم اگه سقط کنم برا جنین گناهه همم برا خودم نگهدارم برا یزدان گناهه چون من حاملگی حالت تهوع دارم و اینا خلاصه دکتر گف حامله نیستی خوشحال شدم بخاطر اینکه گناه نکردم
چی شوده
بلیی عزیزممم
اره هستیم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.