۱۱ پاسخ

شب با چ روشی میخابه
پسر من ک‌ اصلا نمیتونه بخابه تا ۵صب بهونه و گریه تا خابش ببره😭

شب با چ روشی میخابه
پسر من ک‌ اصلا نمیتونه بخابه تا ۵صب بهونه و گریه تا خابش ببره😭

شب با چ روشی میخابه
پسر من ک‌ اصلا نمیتونه بخابه تا ۵صب بهونه و گریه تا خابش ببره😭

خب با شیشه شیر بهش پاستوریزه بده اب زیاد بده

سه شب پسرم اذیت کرد
زجع میزد
باید باباش برداره همکاری کنه

من شیر پاکتی میدادم با نی میخورد ولی خب اونم یه جور عادته هنوز از سرش نرفته

عزیزم آب بزار پشت سرت بیدار شد آب بده
به هیچ عنوان آب میوه و شیر پاکتی ندی چون جایگزین می‌کنی باز عادت می‌کنه

...ببین شکمشو خوب سیر کن ..بعد ببر بیرون پارک خوب خستش کن قشنگ تا صبح می خوابه ساعت ۱۱ ۱۲بخوابونش من الان سه هفته گرفتم هر شب بیدار میشه گریه میکنه البته اول خیلی اذیت کرد هفته دوم خوب بود نسبتا الان چند روز سرماخورده تب داره همش میگه می می ...تا صبح چند بارم بیدار میشه گریه میکنه..از من به تو نصیحت خوراکی مثل کیک شیر موز چوب شور میوه یه مدت برا شبا نگه دار براش ...گاهی از گرسنگی بیدار میشن یه ریز گریه میکنن...نکه قبلا شبا چندبار شیر میخورن به نظرم گاهی نصف شبا گرسنه میشن

امشب هم یکم اذیت میکنه گلم وقتی بیدار مبشه یهش آب بده تا بخوره شاید کمتر اذیتت کنه دیگه از فردا شب کم کم کنار میاد و عادت میکنه
ان شاءالله به خوشی این شب های سخت و بگذرونی

پوستم‌کنده شد بخدا خیلی مرحله ی سختیه از شیرگرفتن از همه بدتر عادت دارن با شیر میخوابن من دوشب خیلی افتضاح اذیت شدم شب های دیگه کمتر

پسرم خیلی وابسته شیرهچطور از شیر بگیرمش هوفف

سوال های مرتبط

مامان علی آقا مامان علی آقا ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته پانزدهم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺