پسر اولم نزدیک یکسالش بود باردار شدم
خودمون دوست داشتیم
عاشق بچه ایم
زایمان اولم مامانم سه روز پیشم موند و بعد رفت چون یه برادر دارم سال ۱۴۰۲ چهار سالش بود
زایمان هام طبیعی بود
خداروشکر بارداری هام تقریبا راحت بود
ولی یه همسر بسیار سختگیر و ایده آل گرا دارم
که غذا ی تازه همیشه باید بخوره
لباس اتو شده هرروز بپوشه
خونه همیشه تمیز و مرتب باشه
به خودم برسم و...
با دوتا بچه کوچیک پوستم کنده شد
همش عذاب وجدان دارم
چون وقتا دومی به دنیا اومد دیگه خیلی وقتی برای پسر اولم نداشتم مثل قبل ،خیلی خسته میشم دست تنها ،شبا مثل جنازه میفتم رو زمین و هوا خوابم میبره
پسر دومم رو نتونستم اون قدری کا دلم میخواست بغلش کنم بهش برسم و...
مجبور شدم به پسردومم شیر خشک بدم چون وقت نداشتم همش زیر سینم باشه ،چوک یه عالمه کار داشتم و یه بچه ۲۰ ماهه😥
کلی بغض دارم
همش تو دلم ازشون معذرت میخوام
یه وقتایی به خاطر خستگی زیاد باهاشون تند بودم و...
من دارم گلم سخته ولی خیلی شیرینه
بهتر از بچه های با فاصله سنی هست
یا تک فرزندی
نگران نباش مثل باد میگذره
همون طور که ما بزرگ شدیم مادرمون سختی کشیدن تموم شد بچه های ما هم مثل برق و باد بزرگ میشن
مامانم میگفت کوچیکیاتون خیلی سخت بوداما باهم بازی میکردید ووقتی بزرگ شدید باهم بودید
حالا که باردار شدی دعا کن خدا صبر فراوان بهت بده و به خیر و خوبی بتونی رد کنی این مرحله از زندگی رو چون واقعا بی اغراق خیلی سخته
منم تو دلی دارم. حقیقتا خیلی فک میکنم ک از پس دوتا بر میام یا نه یا در حق دخترم کم نزارم الان … اما اونی ک داده توانشم میده
بنظر من ک خیلی خوبه
منم اگه دانشگام تموم شده بود مطمئنن این کارو میکروم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.