۱۶ پاسخ

من وقتی شیر میخواست نمیدادم اشکم در میومد طاقت بیار کار سختی نیس

مامان همتا اصلا دلت نسوزه

من میگفتم خیلی سخته پسرم جدا نمیشه و اینا چون تا صب سینه هام می‌خورد

شب هم قبل خواب تا میتون باغذا و میوه سیرش کن آبم زیاد بده بخوره ک واسه شیر پانشه

فقط،شب اول و دوم تا عادت کنه رو پات بخوابون ک بره خواب عمیش

روز ک سرگرم کردمش اصلا سمت شیر نیومد شبم چسب سیاه برق زدم روش ضربدری یبار نشون دادم گفتم اوف شده خون میاد دیگه ترسید سمت سینه هام نیومد هر وقتم شب واسه شیر پامیشد میگفتم اوف شده یادش میوفتاد می‌خوابید

آره یه ماهه نمیخوره

منم از صبح بهش ندادم سرگرمش کردم ولی الان موقع خواب انقد گریه کرد و یه کارا از خودش در اورد که مجبوری دادمش😑😑😑

این اواخر تو خوابم شیر میخورد
واقن دیگه خسته شده بودم
تازه پسرمن کوچیکترم هس
اولین روزی ک داشتم از شیر میگرفتمش صب شیر دادم دیگ بعدش ندادم چسب زدم تا اخرشب موقع خواب
بعد دیگ نخورد دوباره صب خورد بعدش دیگ کلا قطع کردم گفتم زخم شده چسب میزدم تازه چهار پنج روز شده بجاش بهش شیر پاستوریزه ت شیشه دادم

پسرمنم بود باشیر میخوابید باید یجوری عادت بدی ک بدون شیر بخوابه
من قبل اینک ازشیر بگیرم
قبل خوابش مثلا نیم ساعت قبلش قشنگ بهش شیر میدادم سیر میشد بعدش میخوابوندمش البته توی ننو میزاشتمش

روز اگه شبر خواست یه کاری کن سرگرم بشه شبم ک خیلی بهونه میگیره بزارش روپات لالایی بخون بزار بخوابه شبم گ پا میشه واسه شیر خوردن شیر پاکتی بزار بالاسرش هرموقع واسع شیر پامیشد شیر بده دوباره می‌خوابه

سختیش روز اوله

یعنی نمیدونم کار خدا بود یا واقعا چجوری شد

عزیزم پسر من سینه مو تا لحظه ای ک تا خواب عمیق بره تو دهنش نگه میداشت

دختر من یهو خودش دیگه نخورد

من تدریجی گرفتم روزا خوبه ولی موقع خواب کلی غر و گریه تا بخوابه

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگیا🐥🐥 مامان جوجه رنگیا🐥🐥 هفته پانزدهم بارداری