۷ پاسخ

باز خوبه بچه شما نزدیک دوساله میگن از پوشک مادرشوهر من از روزی ک بدنیا اومده بود میگفت بزار بچه آزااد باشه یکسال نیم میگفت چرا دیگ برش نمیداری الان روزا پوشک نیس شبا هم میگه نبندش کلا مریضن 🤣 اما خانواده خودم خدارشکر با فرهنگن اصلا دخالت نمیکنن

مادر شوهر منم ک گفت من جوری جواب دادم دیگه هیچی نگفت
گفتم همسر جان گفته عجله نکن فعلا پوشک کن حوصله پاک و نجسی ندارم بعدم تازه بخوام چند بار چند بار بدم فرش شویی بذار سال دیگه با صبوری از پوشک بگیر

وااای به منم گیر دادن مخصوصا خالم اخه به اون چه دقیقا تو ۱۸ ماهگی هی میگفت دم عید پوشک بگیر یهو راحت بشی فرشاتم بشوری رد شد تابستون گفتن گفتم خیلی بیرون میرم پارک میره موقعیتش نیست پاییز الانم واقعا استرسشو دارم

منم مثل خودتم خواهر🙂خدا بزرگترامونو حفظ کنه ولی کاش این کارارو نکنن.ما به اندازه کافی سختی داریم تو تربیت.کاش سخت ترش نکنن.

وای چقدر بدم میاد دیگران در این موارد نظر بیخود میدن. قدیما همه چی با الان فرق میکرد. هرکسی هم صلاح بچه خودش رو می‌دونه تموم شد و رفت. والا مادر شوهرم دیوونه کرده منو همش میگه من پسرم فقط توی چله کهنه بستم دیگه سرپا کردمش. حتی شب هم جیش نمی‌کرد من اصلا درک نمیکنم ... از اونور حتی یه خانومه توی مسجد چند وقت پیش به مامانم گفته نوه ات دوسالشه پوشک بسته خجالت داره مامانم گفته مادرش میگه زوده آمادگی نداره گفته تو مادربزرگشی باید بگیریش. یکی نیست بگه آخه به تو چه تو این وسط چیکاره ای آخه. انقدر دخالت میکنن بعضی ها که حد نداره. مادرشوهر من از همون اول توی هرچیزی میخواست دخالت کنه از غذای کمکی تا پوشک و شیرخشک و هزار چیز دیگه... کافیه دخترم داره بازی می‌کنه بدوه بخوره زمین میگه این بچه چرا انقدر ضعیفه چرا جون نداره

هیییی، یعنی بچه که به دوسال میرسه این تز ها شروع میشه🤦

منم چند وقت پیش شوهرم شروع کرد به اینکه بیا این بچه رو از پوشک بگیر..
هرچی میگم بابا این بچه هنوز شیر میخوره حرفش یکیه..
آخر سر فهمیدم پرش کردن😒
رفته خونه مادرش، برادرش هم که بچه کوچیک تر از پسر من داره دارن تمرینش میدم تا بره دستشویی..

باز دیروز رفتیم خونه مادرشوهرم، جاری بزرگم که اصلا بچه کوچیک ندارن شروع کرده به اینکه پوشک شده یک تومن و گرون شده و بچت بزرگ شده و......
یکی نیست بگه بابا او مگه پول پوشک بچه منو میدی که جوش میزنی..
اصلا به تو چههههه؟
اونم چی جلو شوهر و مادر شوهرم..
شوهرم شروع کرده آره خیلی گرونه پدرمون در اومد...
اوففففففف

😄😄باپوست و خونم درکت میکنم فقط یه تفاوتی بین ماهست جرئت ندارن بهم بگن انقد که حاضرجوابم به بچه میگن وبدتر از من پسرمه یه روز مامانم بهش گفت پسرقشنگم بیا واست قصری گرفتم اومدی خونه ما داخل این جیش کنی بیاکمکت کنم شلوارت رو در بیارم پسرم:یه نگاه کرد به مامانم شلوارشو کشید بالا گف نکن عهههه پوشک دوس دارم جیش کنم😆🤣🤣ببین خونه رف رو هوا انقد خندیدم بعد گفتم خوبتون شد باید همینو میشنیدین تا بیخیال بچه من بشید

سوال های مرتبط