۱۲ پاسخ

با این قوانین چرت
انگار مادر بچه رو از تو جوب پیدا کرده!
مسخره ها
تمام زحمت ماله مادره
9 ماه حاملگی و حالت تهوع درد زایمانو شکم پارگی و 2 سال شیر دادن و تغییر اندام و بی خوابی و هزارتا چیز
اونوقت اجازه پدر

عزیزم نمیدونستی مگه؟ تو هر عملی رضایت پدر یا همسر باید باشه

فدای سر بچت
ولش کن بزار بعدا برو درست میکنی گناه دارع بچه بیچاره

پیش کدوم دکتر بردی؟؟

حالا کدوم بیمارستان بود

درکت میکنم عزیزم، حتما استرس زیادی داشتی که به این موضوع فکر نکردی، اشکال نداره دوباره نوبت بگیر و با باباش ببرش، باباش همراهت باشه بچه کمتر بیتابی میکنه

وای نباید اینکارو میکردی این همه پول دادی حالا اشکال نداره پولشو که دادی یه روز دیگه با باباش ببرش

والا شورشو دراوردن دیگه حتی تو عمل بینی هم رضایت شوهر میخوان مسخره ها

نوبت برای فردا یا یه روز دیگه میزدی که باباش بتونه بیاد

یادمه پسرمو ک بردیم واسه ختنه شوهرم سرکار بود حتی مرخصی هم نمیدادن بیاد رضایت نامه عمل رو امضا کنه
نمیذاشتن عمل ک باید رضایت باباش باشه ی داد و هواری راه انداختم ک نگو😂😂گفتم مادر اون بچه منم من درد کشیدم من بخیه خوردم من روانم بدنم ریخته ب هم گفتن حق داری بیا امضا کن ببریم

دختر من سه ماهش بود رفتیم اردبیل برای ختم خاله مامانم رفتم کاش نمیرفتم بچه مریض شد یهو بستریش کردن دو روز بیمارستان بود همسرم تهران بود روزی که میخواستن ترخیص کنن گفتن باید پدرش امضا کنه حالا هی خواهش و تمنا کردیم راضی شدن هم من امضا کنم هم مادرم
این حالا فقط یه بستری بود
ولی برای عمل حتما رضایت پدر رو میخوان

دندونش چیشدع مگ

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
ادامه دندون پزشکی دخترم
یا فک میکرد صحته نرمالیه برام اب قنداوردن و بعد یک ساعت و نیم ک تموم شد گفتن بیاین داخل انیارو ب هوش اوردن بچم داغ داغ گوشه لبش زخم حالا قبلش بالم لب زده بودم ک لبش خیلی کش نیاد حالا تموم شد گف الان بدنش داغه تو پتو بپیچش ک سردش نشه سرمانخوره من خرم گفتم حله گف کولر روشن نکن گفتم حله دخترمو اوردم توگرما با پتو گذشت بچم خوب بود از ساعت ۴ ک بچم خوابید ۶نیم ۷ پاشد شزوع شد تب بالا ۳۹ درجه میزنگم مطب میگه طبیعیه فلانه گفتم گمشو بابا زنگ زدم دکترش ک بچم بالا میاره تب بالا اینااسهاله گف گرما زده شده دکترش نبود ک بردم فیروز ابادی قد گاو نمیفهمید بعدش تبش نمیومد پایین اشتها صفر اسهال شدید تا فرداش خودم یجوری حلش کردم بردمش دکترش ی سرم داد خداروشکر بهتر شد باز دیدم اقا اسهالش کنترل نمیشه یوموگی داد حل شد حالا امروزم دلدرد یعنی دهن من سرویس شد بد سرویس شد منی ک خودمو میکشتم لاعر بشم نمیشدم بقران تو ی روز دو کیلو کم کردم خانوما خیلی سخته واقعا سخته رفتین دندون درست کنین بعدش تو پتو نپیچین بچتون داغون میشه من تجربه خیلی خیلی خیلی خیلی بدی تواین چن رو گذروندم خدا سر دشمنمم نیاره
مامان پارسا💙 مامان پارسا💙 ۲ سالگی
امروز سخت ترین روز زندگی و مادر بودنم بود ، میدونم تا الان خیلی وقتا این حرفو زدم مثل وقتی اولین دندونت دراومد اولین واکسن ، موقع ختنه یا اون موقعی ک خیلی شدید سرماخورده بودی اسهال استفراغ شدید بودی
همه اون مواقع من گفتم دیگ از این سخت تر نمیشه ...
اما امروز وقتی تو بغلم گرفتمت و ماسک بیهوشی رو جلو دهنت گرفتن، با چشمای معصومت زل زدی بهم و اشکت ریخت و چشماتو بستی من قلبم از جا در اومد فداتبشم
اون یک ساعتی که تو اتاق عمل تحت درمان دندانپزشکی بودی برای من یک هزارسال گذشت قربونت بشم
وقتی اومدم تو ریکاوری ماسک جلو دهنت بود انژیوکت تو دستت، صدای بوق بوق دستگاه قلب بالاسرت
مژه هات خیس اشک بود ناز و نوازشت کردم هزاربار قربون صدقه ت رفتم
هزاربار گفتم خدایا شکرت تموم شد
چشماتو ک باز کردی با گریه گفتی مامااان
محکم بغلت کردم انگار تمام دنیا رو بهم دادن



پسرم ۴ تا دندون جلوش از شیر شب خراب شده بود تا الان دوبار آبسه و عفونت کرده بود
۴ تا از دندونای عقبشم خراب شده بود
با مشورت چندتا دکتر تصمیم گرفتیم تحت بیهوشی درمان بشه
متاسفانه دندون های جلوش قابل نگهداری نبود کشیده شد ولی چهارتای عقب عصب کشی ترمیم و روکش شد
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی