۵ پاسخ

خیلی سخته این دوران یادمه منم بعضی اوقات انقذر خسته بودم بچه رو میزاشتم جلو تی وی خودم ی ده دقیقه چرت میزذم😂 مثلا میرفتم تو اتاق پخت اشپزی کنم کارامو انجام بدم بچه رو میزاشتم تو کریر جلو در پخت ی جای ایمن حالا براش حرف میزذم شعر میخوندم اشپزیم میکردم😢یادش بخیر واقعا با اینک خیلی سخت بود اما شیرین

چقدر همدردیم😭😭😭جون ندارم با شروین بازی کنم اونم فقط دوسدار باش بازی کنم از سدت گریه مجبور شدم با کالسکه ببرمش بیرون با این بی حالیم اروم گرف تو کالسکه یکم خابید

از یک سالگی

بچه ها تو سن بچه شما کم کم چون مادر رو تشخیص میدن یجورایی بهش میگن اضطراب جدایی میگیرن باید مادر جلو چشماشون باشه
من دخترمو میبردم تو اشپزخونه کارام میکردم همزمان براش شعر میخوندم و حرف میزدم یکم به کارام برسم

دختر من الان ی هفته است فقط گریه میکنه. شاید ۱ساعت در طول روز بازی میکنه. کلافه شدم. خودمم سرما خوردم

سوال های مرتبط