۱۶ پاسخ

خونه ی ما مثل مسجده نه گلدون هس نه دکوری نه چیزای خطرناک
شماهم جمع کنین بنظرم چون بچه تو این سن متوجه نیس که نباید دست بزنه

من همه چیوجمغ کردم تزیینی هیچی ندارم خونم.فقظ مبل تلوزیون هس

هیچی انجام داده قبلا خودش هم نترسیده وایساده بپلکه تو خاکا منم کاریش نداشتم، بچه انقدی رو میشه چیکار کرد آخه... گلدون نباید بذاری جایی که دستش میرسه

عیب نداره عزیزم طبیعیه دعوتش کردی
پیش میاد

من اینجور خرابکاریارو که ضرر مالیش کمه هیچی نمیگم بهش😐
بچه من با دست محکم میکوبه به تلویزیون، اون منو شوهرمو سکته میده، خسارتش بالاس. دور میز تی وی رو مسدود کردیم فعلا.

الهی بگردم عب نداره
اون خودشم متوجه اشتباهش شده دیگ
من قبل بدنیا اومدن نفس تموم گلدون هامو دادم مادر شوهرم
آخه زمستون بود قبلش بدنیا اومدن نفس
دیگ بیشتر گلام خشک شدن
دو سه تا موندن اوناروهم دادم مادرشوهرم
هیچی ندارم تو خونه

امروز رادمهر ۳ تا نلبعکی رو از کابینت برداشت تا بگیرم ازشداز دستش افتاد شکست 🤦‍♀️ منم یه لحظه دعواش کردم خودش فهمید کارش اشتباه بود

هیچی اولش مطمئن میشم خودش خوب باشه بعد یکم ناراحت میشم و تمیز میکنم
من معتقدم اتفاق بد تا نیفتاده خوبه وقتی افتاد چرا عصبی بشم
شما هم مادری حق طبیعیه و نگرانیته ک برخوردت اینجوریه
دفعه بعد مطمینا ملایم تر برخورد میکنی چون هم برات عادی میشه 😄هم تجربه داری😘

مواجه شدم منم😂🫡

تصویر

من باشم هیچی نمیگم میرم جمع میکنم و بیخیالش میشم ولی بعدش کلی باهاش صحبت میکنم دربارش ولی ت حق داشتی پریود بودی

هرچی دعواش کردی تو مادرشی کی بهتر از مادر

گلدون رو باید برمیداشتی از قبل

سر خودش که نمیشه پس سر باباش داد میزنم

نگران میشم ببینم خودش چیزیش نشده یا خاک اینا نخورده روش کثیف نشده دست و...میشورم بعد میام جمع میکنم

بچه اولته؟؟؟
منم بچه اولمو یادمه یه ضدافتاب خارجی گرفته بودم تازه تازه رفت همه رووو ریختتت رو دشک انقد زدمش و گریه کردم هنوزم یادم میاد میگم ب درررک ک ریخته بود کاش میمردممم
الان بچه دومم اگ زندگیمو نابودم کنه عین خیالم نیس چون فهمیدم بچس من باید مواظب باشم جلوش نذارم

مواجه شدم🥴🥴🥴

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آریشا مامان آریشا ۲ سالگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه