۸ پاسخ

حق داریییی حققق داری پسر من از اول همین بود امید داشتم یکسالش بشع خوب بشه ولی نشدددد
هنوزم نق نقووو هنوزم چسب منه واقعا اعصابم نمیکشه هیچ جوره ولی همش میگم خب این بچس چع درکی داره
اینکه متوجه نمیشع پناه امنش منم باز اروم میشم
تو که نزدیک خانواده ای یه چند ساعتی بفررستش پیش مادرت یا مادر شوهرت یکم بخواب
یه دوش بگیر ریلکس کن

حق داری حالا من ب بچم چیزی نمیگم ولی یکی دوبار پیش اومده چیزیو پرت کردم پاشدم رفتم بعد چند دیقه برمیگردم بوسش میکنم میگم خدا کنه متوجه نشده باشه اون حرکت من از رو خشمه
همین دیشب اومدم لالایی بذارم موقع خواب گوشیمو خواست پرتش کردم خورد تو دیوار

همه مون همینیم ی جا خوندم مامانای پسردار دچار افسردگی نمیشن درجا روانی میشن ولی خدا برامون حفظشون کنه دلخوشیمونن من بعد ازدواج اومدم تو روستای شوهرم و دورم از خانواده تنها همدمم پسرمه تا وقتی شوهرم بیاد از سرکار کلافه میشم داد میزنم ولی خدارو بابت هر لحظه بودنش شکر که نباشه زندگیمو کم دارم خدابراهمه مون بچه هامونو درپناه خودش حفظ کنه الهی آمین

وای چقد کار نکرده دارررررم
بی اعصاب ترینم
آشپزخونم پر از ظرف نشسته و کار نکرده و ریخت و پاش
خونه بابام باید برم امروز دیگه
آبها قطع شده هیراد لباس تمیزش کمه و مدامم کثیف میکنه
رد دادم
همه چیو بهم میریزه
دیشب هم کاسه شکوند
همه جای خونه خیسه از بس مدام میخوا د آب بازی کنه و همه جای خونه میریزه
مدام بغل میخواد
مدام بازی میخواد و بچم تنهاس
امروز دیگه یه استکان گل گاو زبون خوردم.چند بار ردش کردم بره با اسباب بازیاش بازی کنه با اعصاب خرد
داد زدم سرش میاد بوسم میکمه
عذابم وجدان دارم اعصابمم نمیکشه بخدا

من چی بگم که دوشبه نخوابیدم پسرم بیمارستان بستریه دست تنها مدام اسهاله باید یکسره ببرم بشورمش نه شیر میحوره نه غذا از ۵ صبحه که بیدار شده داره نق میزنه و گریه میکنه و من و میزنه کل بیمارستان گذاشته رو سرش همه چپ چپ نگام میکنند نمیخوابه دارم از بی خوابی میمیرم منم عصبی شدم دعواش کنم عذاب وجدان دارم شاغلم مرخصی ندارم پسرم هم مرخص نشده

منم با تیام هر روز همین بساطو دارم🥲🥲🥲خیلی شیطون شده دیگ با همه چی کار داره من ک همه چیمو جمم کردم باز میرع ی چی پیدا میکنه یا میشکونه یا خراب میکنه دیگ فقط باید تحمل کنیم تا بزرگ شن 🥲🥲

چقدر درکت میکنم آنقدر اینجوری برام پیش اومده که نگو خودتو ناراحت نکن جمع کن شیشه تو پاش نره کاری که شده بریزی دور بهتر شیشه خورده همراش نیاد خودتم یه لیوان آب یا آب قندی بخوره یکم اعصابت آروم شه

حق داری خسته نباشی عزیزم همه همینیم بچه منم دیروز یه شیشه آرد ریخت مجبور شدم کل آشپزخونم بشورم بچه بزرگم مدرسه میره باید ببرمش بیارمش زانومم درد میکنه اعصابم این روزا خیلی ضعیف شده ولی بچه چه گناهی داره بچن دیگه

سوال های مرتبط

مامان مامان مو فرفری مامان مامان مو فرفری ۲ سالگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه