سلام‌مامانا صبح قشنگتون بخیر امیدوارم خدا براتون بهترینا رو تو این روز رقم بزنه🙏
طبق تایپیک های قبل که گفتم پسرم اینجوری شده دیروز صبح بردیم بیمارستان بستریش کردن ساعت ۱ بردنش اتاق عمل داروی خواب آور بهش زدن ساعت ۳ آوردنش بیرون...بردن براش بخیه ترمیمی زدن
بهد اون تا ساعت ۶ تحت نظر بود بعدش مرخصش کردن
خداروهزارمرتبه شکرررررر که همه چی ب خیر گذشت...همه ی اون آدمایی که تو بیمارستان کار میکردن وقتی رادوین رو میدیدن میگفتن فقط خدا بهش رحم کرده آخه شکاف سرش عمقش دکتر گفت ۲ سانتی متر هسته😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭الهییییی بمیرررررم براش که چقد دیروز براش سخت گذشت
وقتی برانول بهش زدن کل بیمارستان رو رو سرش گذاشت بعد اینکه از اتاق عمل آوردنش دیگه بدتر...خودمم که دیگه گریه امونمو بریده بود همه چیزم شده بود اشک و گررررریه...اما بازم همش میگم خدایاااا شکررررت که بچم سالم بهم بخشیدی🥲🥲
ببخشید نشد جواب تک تک پیاماتون بدم
خواستم بگم خداروشکرررر حال رادوینم خیلیییی خوبه و سرش ۷ تا بخیه خورده
پوشک.نی نی.شیرخشک.مریضی.دارو.

۴ پاسخ

الهی عزیزم
بلا دور باشه ازش
نظر بند بگیر براش ببند ب بازوی راستش
ی کوچولو هم قربونی کن

بلا از همه بچه ها دور باشه الهی.
خداروشکر

براش عقیقه درست ‌کردی؟؟

خداروشکر حالش خوبه اگه میتونی قربونی کن براش

سوال های مرتبط

مامان نی نی جونم مامان نی نی جونم ۳ سالگی
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش همون شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
امروز پسرمو دکتر برده بودم برا دلدردش موقعی که نوبت میگرفتم یه خانوم با بچه اش اومدبچه اش حدود 4یا 5ماه بودگفت دکتر بهش نمیدونم چه دارویی نوشته بود به جای 3قطره ده قطره داده بوداز وقتی که دارو خورد بی حرکت چشاش سمت بالا سر بی حرکت و بی حس فقط مردمک چشاش حالت دور از جون فلج روبه سقف بود از منشی پرسید منشی رفت به دکترش گفت دکتر هم کلی دعواش کرد که چرا این دارو رو که 3قطره بود بهش 10 قطره دادی صورتشو فلج کرده بود عوارض دارو واقعا وحشتناک بود طفلی بچه هیچ حرکتی نداشت دکتر براش یه آمپول نوشت که نصفشو براش زدباید یکساعت تو مطب مینشست تا آمپول اثر کنه گفت دکتر گفته اگه خوب نشد نصف دیگهآمپولو باید بزنه اونجا که نشسته بود بچه تو بغل مامانش خوابید بیدار که شد حال بچه خوب شده بود و اینور اونورو نگاه میکرد مامانش. فت پیش دکتر گفت ببریدش خونه اگه باز اینجوری شد باید ببرید بیمارستان یعنی تو این حدود یکی دوساعت همه ی کسایی که منتطر بودیم نوبتمون بشه نه تنها استرس مریضیه بچمونو داشتیم همه چهره ها نگرتن اون بچه بودیم هی از مامانش سوال میکردن که حالش چطوره خدارو شکر خوب بود رفتن خونه .. واقعا مادر بودن چقد سخته وقتی بچه مریض میشه چه بچه ی خودمون چه هر بچه ی دیگه چقدر نگران میشیم چقد برا مادر سخته استرسا همش رو مادره و مخصوصا این اتفاقای ناخواسته چقد مادر سرزنش میشه در کنار استرسی که داره باید حرف دیگران هم بخوره و بدوش بکشه خدا اول به مامانا بعدهمه ی بچه ها سلامتی بده 🙏🏼❤💚🌹❤❤❤💚💚💚
مامان ایلیا و آریا مامان ایلیا و آریا ۴ سالگی
مامانای عزیز مرسی که دعا کردید برای پسرم خداروشکر از اتاق عمل اومد بیرون
چهارشنبه غروب پیش دکتر معروفی بردم ختنه کردم به روش حلقه داخل مطب دکتر گفت یه خونریزی سطحی داشته که مهم نیست و گفت گاز استرین تا روز جمعه اصن دست نزن خلاصه از دیروز صب پسرم بشدت بیقراری میکرد و دکتر استامینوفن داده بود منم بهش میدادم و منم فکر میکردم این بیقراریش بخاطر ختنه اس و تب پسرمم شده بود ۳۸ تا اینکه غروب منشی دکتر زنگ زد گفت دکتر گفته بیاد ببینم تب بخاطر ختنه نیست بردم دکتر گفت این بچه نرمال نیست ختنه اش هم خوبه درصورتی که بششششدت ورم کرده بود و این ورمش طبیعی نبود خودش فهمید چه غلطی کرده گفت برو بیمارستان
بیمارستان دو تا متخصص اطفال دید و جراح گفت باید حلقه برداشته بشه و این دکتر میگفت نه اوکی درصورتی که خودشم نمیومد فقط تلفی اخرم گفت برو بیمارستان طبی خلاصه دکتر بیمارستان گفت همین جا انجام بده و بردن اتاق عمل و به روش سنتی ختنه کردن پسرم الان تب داره ولی خیلی سرحال تره
حالا این دکتر واسه اینکه وجهه خودش خراب نکنه میگه تب واسه سرماخوردگی درصورتی که اصن علائم سرماخوردگی نداره و در اخر میگفت ببین جراح چه تصمیمی میگیره که جراح هم گفت باید عمل بشه
ن تنها دکترا بیسوادن پرستار ها هم اصن کاری نمیکنن الان رفتم میگم این بچه تبش بالاس چیکار کنم میگه ما چیزی نمیدیم تب سنج گذاشت میگه اره بالاس حالا خودم بهش استامینوفن دادم تا دکتر بیاد
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
ما دیروز از سفر برگشتیم 🧳🚗
گفتم امروز براتون بگم چجوری پرواز رو تو ماشین و اقامتگاه سرگرم نگه داشتم🏕

من یک سری وسایل برای پرواز در نظر گرفتم که مخصوص مهمونی و ماشین و بیرون از خونه‌ن(عکس تاپیک)

عروسک انگشتی شخصیت های داستانی که خودم براش ساختم و چند برگ برچسب هم برای تو ماشین
وبرای اقامتگاه هم پازل جدید و دوتا کتاب کار دیگه و دفترنقاشی و رنگ آمیزی برداشتم.🧩✏️

نکته اینجاست که پرواز نمیدونست من اینارو برداشتم و اول فقط تبلت جادویی رو بهش دادم تو ماشین، وقتی حوصله‌ش سرمیرفت بهش میگفتم اینکه حوصله آدم سربره خیلی خوبه،بیا فکر کنیم چجوری سرگرم بشیم.

بعد با هم بازی های ماشینی انجام میدادیم، مثل:
🐭🦊🐥 بازی من چه حیوونیم، ویژگی های یه حیوون رو بگیم و بقیه حدس بزنن من چه حیوونی هستم
🟢🔴🟡بازی پیدا کردن رنگ، یک رنگ رو انتخاب میکنیم و همه باید یه چیز اون رنگی پیدا کنن
🏡بازیِ با چشمای کوچولوم میبینم، یک ویژگی از یه چیزی که همون لحظه میبینیم رو میگیم و بقیه باید پیداش کنن

هربار یک بازی رو انتخاب میکردیم و بعدش که دوباره حوصله پرواز سرمیرفت یکی از چیزایی که براش اورده بودم رو بهش میدادم

گزینه دیگه سرگرم شدن خوراکی بود
که اینو همه میدونن و توضیحی نداره😄

ما کلا ۳ روز سفر بودیم و فقط یک بار به پرواز گوشی دادم
چون پرواز وقتی خیلی کارتون میبینه، عصبانی میشه
وقتی هم که گوشی بهش بدم،مدام میگه گوشی بده.

بیاید اطلاعاتمون باهم به اشتراک بزاریم و شما هم بگید چجوری کوچولوتون رو تو راه و اقامتگاه سرگرم نگه میدارید👧🏻🧒🏻