شوهرم 🤷🏻♀️
نه درک داره نه شعور
منم نمیخام تک باشه به محض درست شدن شرایط مالی یکی دیگه میارم 😂😂😂خونه دار بشیم هم یکی دیگه 😂😂یکی هم سر پیری میارم زنگوله پا تابوت و گریه کن باشه از تنهایی در بیایم منو شوهرم وقتی اون سع تا ازدواج کردن😂😂😂
اخه وقتی بزرگ میشع ۷ساله میشه خیلی تنهاست خیلی .منم مثل شما فکر میکردم ولی بعد ۹سال دومی را آوردم...اصلا هم پشیمون نیستم ..یکم باید زودتر اقدام میکردم
ببین منم دخترم خیلی بدقلق بود.جوری که به همه میگفتم من اگه زاییدم خیلی خرم.
یا زن حامله میدیدم حالم بد میشد.
ولی زمان که میگذره آدم یادش میره.
بعد ده سال دوباره فیلم یاد هندوستان کرد🫠
تک فرزندی واقعا دوس ندارم ولی شرایط اقتصادی و مستاجری واقعا نمیشه به بچه بعدی فک کرد ترجیح میدم زندگی دخترم و بهتر کنم حداقل بچه م زندگی بهتری داشته باشه
همه چی سخت شده زندگی کردن واقعا سخته
ولی من نمیخوام بچم مثل خودم تک فرزند باشه و مثل خودم حسرت خواهر برادر داشته باشه
منم میگفتم عمرا دیگه بیارم خیلی سخته خدایی
وااای دختر چقدر منی بخدا... منم سر بچه اول همینجوری بودم عین دیوونه ها بچمم ماشالله از کولیک بی قراری و بعدم مریض شدنای مکرر و شیطونی وحشتناک ک هر کی میدید فکر میکرد بیش فعاله... ولی الان بزرگ شده دیگه حالام دومی رو دارم اونم عین همین آدم یادش میره چ زجرایی کشیده
من یکیش همین دلیلایی که گفتی خیلی اذیت شدم محدودیت بی خوابی جیغ و گریه های الکی خونه رو نابود کرده ، یکیشم بی ملاحظه بودن فامیلای شوهرم که از وقتی بچه دار شدیم دیگه انگار ما وظیفمونه بچمونو ببریم تو جمعشون تا نی نی بازی کنن انرژی بگیرن ، از روز اول نوزادیش هی بوس میکردن هی میگفتن بیاریدش تو جمع بعد مثل خر جیغ و داد میکردن میگفتن بچه باید عادت کنه ، یا مثلا توصیه های خاله زنکی از روز اول نبات داغ بده ترنجبین بده زیره بده زردچوبه بده چایی بده آب قند بده ، هرچی میگفتیم براش خوب نیست میگفتن نننن ما دوتا بچه بزرگ کردیم همینجوری ، خلاصه که خیلی اذیت شدم من حتی مادرشوهرم یبار هرچی از دهنش دراومد بهم گفت سر اینکه نمیزارم کسی بوس کنه صورتشو و گفت فکر کردی تحفه داری یا مثلا فیل زاییدی ، خلاصه بچه دوم دیگه کنسله
من اصلا به بچه دار شدن فکر نمیکردم ،بعدش یهو دلم خواست که یه بچه داشته باشم ،الان خیلی خوشحالم که دارمش گاهی اوقات میگم کاش زودتر تقدام کرده بودم شاید حوصله بیشتری داشتم گاهی اوقاتم میبینم واقعا تو این سن درک بیشتری دارم ،ولی با وجود اسنکه عاشق دخترم حتی یک بار دیگم نمیخوام این لحظات از اول تجربه کنم فقط میخوام بزرگ تر بشه و بتونم لذت بیشتری از زندگی ببرم
منم تقریبا مثل شما
تاحالا تو عمرم انقدر محدود نبودم و بارداری وحشتناکی داشتم
اینکه خانواده هم کنارمون نیست مسئله دیگه اس که دست تنهاییم
تک فرزندی رو دوس ندارم ،اگه سنم کم بود و مستاجر نبود،حتما یکی دیگه......
منم کاملا موافقم یعنی بعد این بچه عمرا دیگ بچه بیارم این همه فرسودگی اعصاب و جسمانی که بعدش چی بشه؟همین یک دونه کافیه فقط بزرگ شه من بتونم به روال قبل برگردم
اگه شرایطم همین فعلی باشه ترجیح میدم کیفیت زندگی همین بچمو ببرم بالا ،ولی این انتخابم نیست جبر روزگاره
فعلا قصد م تک فرزندیه بدنم کشش نداره پام دوباره عمل شده پنج. دقیقه نمیتونم بغلم. نگهش دارم بخاطر پام از طرفیم دوس ندارم بچم بعد مرگ من بب پناه باشه حداقل ی خواهر یا ی برادر داشته باشه تا پنج. شش سال ک. بهش فکر نمیکنم هیچ
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.