۶ پاسخ

منم اولا اینجوری بودم سعی کردم دورمو شلوغ کنم تا افسردگی نگیرم

خودت پاشو برو بیرون ی دوری بزن عزیزم

مشکل ما زنا اینه صبح تا شب موندیم تو خونه در دیوار جلومونه همش کارای تکراری آشپزی بچه داری میکنیم بایدم دل تنگ باشیم شوهره هم ک دیر از سرکار میاد خستس جایی نمیریم همین کم کم تبدیل ب افسردگی میشه باید شوهرت ببرتت بیرون هرجور شده بچرخونتت حالت خوب بشه

اره بخدا

من هم مثل توعزیزم همش گریه شوهرم اصلا اهمیت نمیده🥹🥹

به همسرت بگو باهم برین بیرون یه چرخی بزنید

سوال های مرتبط