۱۳ پاسخ

خب عزیزم شما که اعتقاد داری میبینی اینجوریه چرا عکس بچه هاتون میزاری دیگه نزار

خب اگر اینجوری نزار دیگه
خدارو شکر من می‌زارم ولی اتفاقی نیفته خیلی وقتا هم ده ساله مثلاً نداشتم ولی بچه مریض میشه
همه چی دست اون یالاییه

خب نزار استوری

خب نزار ی مدت صبرکن بچت بهتر بشه بزرگتر بشه دیگه استوریش کن

نزار خب مگه مجبوری

عزیزم پیامبر ما از چشم زخم گفته دیگه....منم خیلی وقته عکس دخترمو استوری نمیکنم....

دروغ نیست چشم من هنوز جرات نکردم از بچم عکس بذارم استوری اینقد که انتظار اومدنش کشیدیم زجر کشیدیم

من هیچکس خودشو زحمت نداد بیاد بیمارستان همراهم بشه آخرش فقط جاریم اومد همراهم شد اونم فقط برا اینکه بدونه چجوری زایمان میکنم بچه م چه شکلیه
زایمانم خیلی خوب پیش رفت سه ساعته زایمان کردم یعنی جاریم از تعجب چشاش از حدقه زده بود بیرون خیلی زایمانم خوب بود ولی وقتی جاریم گفت خیلی خوب زایمان کردی دیگه همه چی برام عذاب شد دوساعت کامل منو بخیه زدن اونم بدون بی حسی یعنی عذاب جهنم رو کشیدم تو اون دوساعت
بعدشم وقتی ماما بچه مو آورد که از سینه ام بهش شیر بده باز جاریم کنارم بود
تا ماما بچه رو گرفت جلوی سینه م بچه م جوری سینه مو گرفت و شیر خورد که جاریم هم داشت نگاه می‌کرد با صدای بلند گفت وای وای چقدر خوب شیر میخوره اصلا تو یه چشم به هم زدن بچه سینه مو ول کرد تا پنچ روز تمام هرکاری کردیم سینه مو نمی‌گرفت دیگه کلافه شدیم انقد منو مامانم عذاب کشیدیم تا بچه م دوباره سینه مو گرفت
حتی وزن بچه م زیاد بود جاریم هرچی پرسید وزنش چقدره گفتم نمیدونم بهم نگفتن وزنش چقدره
رفت پاهای بچه مو بررسی کرد از رو اون بندای که بسته بودن پای بچه وزنش رو خوند
گفت وای وزنش خیلی زیاد
از تولد تا الان بچه م وزن زیاد نکرده
روز به روزم انگار لاغر میشه

منم اعتقاد دارم همون یبار گذاشتم دیگ نزاشتم

متاسفانه همه الان چشم خوشی کسیو ندارن من که بچم از وقتی بدنیا اومده عکسشو نذاشتم هیچ جل

نذار عزیزم خب
من خودم کلا هرچی پست یا استوری کنم مثلا عکسی چیزی با شوهرم باشه دعوامون میشه بعدش
بچم باشه بی قرار میشه
واسه همین دیگه کلا چیزی از زندگیم نمیذارم زیاد

منم عکس بچم گذاشتم پروفایل یعنی سه روز گریه می‌کنه ساکت نمیشه

من خیلی اعتقاد دارم،حتی از زندگیم هم بزارم دعوا می افته تو خونمون الکی الکی

سوال های مرتبط