از روز اول جواب مادرشوهر پدر شوهرمو میدادم نه بعد این ک افسردگی گرفتم بعد زبون در اوردم
شوهرمو
خانواده ی همسر رو تغییر میدادم ، ولی خودش رو نه 😂
شوهرمو
برمیگشتم به 20، 21 سالگیم میرفتم دانشگاه درسم و ادامه میدادم بزرگترین آرزوم بود. و قبل ازدواج خونه و ماشین واسه خودم میخریدم چون پول داشتم
برگشت به سن۱۶ سالگی تصمیم هام عوض میکردم راجب آدم ها دوهزاری بی ارزش
تو اولین تجربه ی کاریم تو کارخونه ،
من مدیر کنترل کیفیت بودم و یه مدیر تولید داشتیم که هم بی ادب بود همنفهم .
ما دوتا همیشه ضد هم بودیم . اون میخواست راندمان تولید بره بالا و من میخواستم کیفیت حفظ بشه .
من سابقه کار نداشتم و اون سابقه کار زیادی داشت و من اون وسط خیلی تحقیر ها رو از سمتش تحمل کردم تا بتونم کار کنم و تجربه کسب کنم .
برگردم عقب ، هیچ کدوم از سختی های که تو زندگیم کشیدم مهم نبود و نیست ، اما اون یه نفرو حیثیت براش نمیذاشتم با چیزایی که ازش فهمیده بودم و اجازه نمیدادم تحقیرم کنه که بعد از ۱۶ سال هنوز یادم بیاد و قلبم با یادآوریش تیر بکشه❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹
الهی که خیر نبینه تو زندگیش و تمامبلاهایی که سر من به ناحق آورد ، سر عزیزش بیاد و ببینه و عذاب بکشه .
نمیتونم ببخشمش❤️🩹❤️🩹💔💔
اینکه دلم میخاست تو شهر زندگی کنم تو روستا نباشم الان که باردار شدم میدونم چقدر سخته هی راه خراب و پر دست انداز رو هی بری دکتر و بیای یعنی بیچاره میشم همیشه میگم کاشکی ما هم خونمون تو شهر میبود
با غریبه ازدواج نمیکردم
خیلی چیزاروو🤦♀️
مادرشوهرو حذف میکردم
هیچ وقت ازدواج نمیکردم
راهدور ازدواج نمیکردم
مامان بابام از عمرشون کم نشه
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.