۱۱ پاسخ

من کمکی داشتم ولی کلا میخوابید😂 خودم گفتم اذیت میشی از خوابیدن مرسی برو

من فقط ۱۰ روز اول خونه مامانم بودم.از روز ۱۱ تا الان همش خودمو شوهرم بودیم.الان اینقد اوین اذیت میکنه چسبیده بهم اصلا بغل هیچکس غیر من و باباش نمیره در حد مرگ خسته ام کمرم داغون یعنی نابودم زهرا😒هرچی منتظر موندم بهتر شه اصلا انگار نه انگار

منم دست تنهام بنظرم همه تقریبا همینیم بالاخره بزرگ میشن .دلمون برای این روزهاشون تنگ میشه .یه حرف خواهرانه بهت بگم توزندگی هیچ وقت ازکسی انتظارکمک توهیچ کاری نداشته باش. اینجوری آدم حال دلش خوب میشه توبهترینی ومطمئنم ازپسش برمیای🥰

وای دست تنها خیلی خیلی سخته عزیزم حق داری واقعا همسرتم کمکت نیست؟

شب ها شیر خشک بده بزار سیر بشه اون موقع دیر بیدار میشه تو هم راحت بگیر بخواب

من دیگه خواب فایده نداره باید بمیرم😂

عیچی خواهر ففقط تحمل تا نزدیک ماه 4کولبک شدید داشت ساعت ۴ یا ۵ میخوابید ۸اینا بیدار پوره شده بودم خودمم نمیدونم چه جوری از پسش بر اومدم بچم نزدیک 6ماهش شده سر جمع باباش 1ساعت نگهش داشته باهاش شبا خیلی جدیدا بازی میکنه ولی دخترم دلش میخواد بغل من باشه با باباش بازی کنه تنهاش میزارم گریه میکنه اینقدر بغلم خودم بوده به خودم وابستع شده خیلی وقتا کم میارم و گریه میکنم😅

منم کمکی ندارم بارداری اولم با مادرم باردار بودیم ۴ ماه باهم فاصله داشتیم من ۴ ماهه بودم اون ۸ ماهه بارداری دیگه خودشم بچه کوچیک داشت دومی هم بازم با اون باردار شدم ۴۰ روز فاصله داشتیم الان خاهرم ۲ ماه از پسرم بزرگ تره یعنی دو بار باهم باردار شدیم دیگه هیچوقت کمکی نداشتم

الهی بمیرم برات🥲
کاش نزدیکم بودی 🫂🫂🫂

عزیزم نابودم ولی ناچارم ب ادامه

منم همینم منتهااا سررر شدم انگار رو هوام 🤦‍♀️دستو پاهام درد میکنه یکسره بغل و بازی میخواد

سوال های مرتبط