۱۰ پاسخ

آخ آخ منم کمتر یه ماهه گرفتم امروز دلم میخواست شیر بدم .دلم واسه لبخندش تنگ شده وقتی نگاش میکردم و شیر میخورد

منم ک میخوام شیرخشک و بگیرم دلم ی جوریه گریه ام میاد ک دیگه نخوابه رو پشتی بگه جیرمو بیار😢

منم اینجور بودم عادت می‌کنی

من هنوز موفق نشدم راهکارتون چی بود به منم بگید خسته شدم از بس یکسره میگه می می

منم بخاطر همین موضوع نمیگیرم

منم چن وقتیه کمتر شیر میدم به دخترم ولی گریه نمیکنه
قبل خواب بهش شیر میدادم و شیر شب که همچنان برقراره میخوام حذف کنم اونم دلم نمیاد هی میگم از شنبه هفته بعد

منم وقتی داشتم میگرفتم ازش بیشتر خودم اریت شدم و افسرده سدم سعی کردم اون چند روز دورش شلوغ باشه خسته بشه بخوابه کمترم سمتم میومد و همش لباس یقه دارپوشیدم با لباس حمومش میکردم تا بعد یه هفته ک تاب پوشیدم اومد گفت جیجی با ذوق بهش گفتم نه مامان بزرگ شدی دیگ برات خوب نیس قشنگ دیدم ک دلش شکست و هیچ وقت فراموش نمیکنمم🥲🥲

یا خدا بی خیال توروخدا افسردگی کم نیست از شیرگرفتن غصه نداره

آره منم همین حس رو داشتم. حتی گاها بابتش گریه کردم.

عزیزم خیلی سخته ولی میگذره این روزاهم فقط باید صبور باشی

سوال های مرتبط