۱۳ پاسخ

وای ی چیزم یادم افتاد یکی از فامیلای همسرم تا مهدیار و دید گفت نمیخوای این بچه یکم جون بگیره؟

بشیننننن بابااا خودش سه تا بچع داری هرکی یه شکل تا ب تا اونوقت میاد ب من تیکه میندازه😒😒😒😒😒😒😒😒

حالابه سامین کاری ندارن که زن عموم برگشته به من میگه تو غذانمیخوری داری میکیری گفتم چرا میخورم گفت اخه نوه موببین بااینکه بچه اورده بچش ۱۰ ماهشه ببین چه چاقه منم برگشتم گفتم نوه تو تحرک نداره همش میخوره همونجا میشینه بچه هم که شیرخشک میخوره بچشم که مادرش داره منم باشم چاق میشم

گوه زیاد میخورن

مادرشوهر منم همینه هی حرف مفت هی حرف مفت رو اعصابمه😭😑

وای من اعصاب اینجور حرفارو ندارم یکی بگه می ر ی نم بهش🤣

انگار ما مادر نیستیم زن باباییم

دقیقا ،،

دقیقا مادرشوهر منم ماهی یه بار میریم خونشون برمیگرده میگه چقدر لاغر شدددددده همش میگم ن کم نکرده اضافه هم کرده هی میگه ن مشخصه

دقیقا حرفایی به من میزنن

وای دقیقا 😂 فقط میخوان حرص آدمو با عقاید بی اساسشون در بیارن
از آدم هایی که مقایسه میکنن هم بشدت بدم میاد

مگه پسرتون قد وزنش چقدره؟

پسر منم هرکی مییبنبه میگه بهش نمیاد 9 ماهش باشه

ولی من خودم حامله ک بودم همش میگفتم خدایا ی بچه ریزه میزه جمع و جور بده بهم
من دستام لمس میشه بچه سنگین بلند کردنی کلا یک ساعتی بی خس میشم
🤣😂😂
همونم شد

منم اینو استوری کردم🤣🤣🤣🤚🏻

سوال های مرتبط

مامان آقا مهراس 🫀🙋 مامان آقا مهراس 🫀🙋 ۸ ماهگی
من فقط اخر هفته ها میرم خونه مادرشوهرم هر وقت میبرم میگه انگار بچه لاغر شده بلا استثنا
این دفعه دیگه شوهرم گفت تو هر وقت اینو میگی گفت اخه لاغر شده شوهرم گفت نه همونه لاغر نشده
اصلا با دمم‌گردو شکستم داره رسوا میکنه هی میگه لاغر شده
شیر مادر چه ویتامینی داره شیر خشک نداره کسی منکر خوب بودن شیر مادر نیست بچم نزدیک ۸ ماهشه بازم اضهار نظر میکنن درموردش اگه خوب نبود بچم وزن نمیگیرفت اصلا
حیف شوهرم سرما خورده نمیشه در کمال ارامش صحبت کنم ولی هر چی عقده دارم میریزم الان اعصاب نداره بحث جاهای بدی کشیده میشه باید بمونم درکمال ارامش بگم بهش
یا رسوا میکنه اب دادن به بچه اون یه روزی که اونجا بودم ۱۰ بار گفت صدیقه آب میدی به بجه آب بدهیا
اخرین بار گفتم که مامان من امروز چند بار دادم حالا با یکم تندی بفهمه دیگه بسته همش میخواد درس بجه داری بده
من دو الی ۳ روز میرم خونه مامانم صفر تا صد بچه با مامانمه انگار بچه مال من نیست
بعد چند روزپیش من یه دقیقه این بچه رو سپردم برم کالسکه رو باز کنم بچه رو ببرم توش بشینه دیدم بچه روی ایوون ولکرده رفته داخل یعنی تا برسم مردمو زنده شدم جاریم زود اومد رسید مواظبش بود بعد میگه بچه رو بیارید برام بزارید شما برید کاراتونو کنید 😐
من بچه رو بهت بسپرم باید بیام دستو پا شکسته تحویل بگیرم😬
بعد میگه زود زود بیاید من زود زود بیام باید مشکل اعصاب بگیرم دیگه همون هفته یک روز روان نمیمونه برام میخوام خونه همش نشخار فکری میکنم