۳ پاسخ

دخترمنم همینه همش میگه بریم بیرون منم دیگه درو بازنمیکنم

دختر منم همینه حتی نمیزاره دستشو بگیرم
دیروز تو کوچه ماشین داشت از پشتمون رد میشدبا اینکه دستشو محکم گرفته بودم یدفعه برگشت بره عقب کشیدمش نزدیک بود بخوره بماشین راننده هرچی دلش خواست گفت منم چیزی نگفتم چون حق داشت

پسر منم برای ماشین گریه می کنه اصلا نمی تونم باهاش برم هیچ کجا حتی جلو در خونم نمی تونم برم چون هر ماشینی چه پارک شده چه در حال حرکت ببینه گریه که باید سوار شم انقد گریه می کنه و جیغغغغغ میزنه تا نفس کم میاره بخدا دیونه شدم

سوال های مرتبط